
عصر ایران - به اعتقاد کارشناسان امنیتی غرب، امکانات اتمی ایران به حدی در اعماق زمین قرار گرفته که نابودی کامل و حتی تخریب آنها برای اسراییل طی حمله هوایی امری سخت خواهد بود.
هفته نامه نیوزویک چاپ آمریکا در این مورد نوشت: در مصاحبه ای که با یکی از مقامات امنیتی غرب داشتیم و وی به شرط عدم افشا نامش با ما صحبت کرد و نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که حداقل چهار مرکز کلیدی اتمی در ایران موجود است و همه آنها در تونلهایی در اعماق بیش از 200 متری سطح زمین قرار دارند که دور تا دور آنها محافظت شدید می شود.
بنا به گزارش هفته نامه مذکور، تخریب و حتی آسیب رسانی جدی به تاسیسات اتمی ایران مستلزم فرود آوردن تعداد زیادی بمب های چند تنی با قدرت تخریب بالاست که جملگی باید در محلی یکسان و شناسایی شده فرود آیند و همین نکته، فرضیه حمله را ناکام می گذارد.
دیوید آلبرایت از کارشناسان سابق سازمان ملل در امور فعالیت های اتمی به نیوزویک گفت: چنین هدف هایی برای حمله سخت هستند.
هفته نامه مذکور مدعی شد که سازمان جاسوسی آلمان که با حروف اختصار بی.ان.دی شتاخته می شود و معادل سی.آی.ای آمریکا است، چندی پیش فردی ایرانی-کانادایی به نام سازمانی "سندباد" را به کار گرفت تا از طریق او به ایران تاسیسات مورد نیاز در نیروگاه ها را بفروشد و در عوض اطلاعات خوبی برای این سازمان مهیا کند که شامل نحوه حفاری و عکسهایی از ماشینهای خاکبرداری در تاسیسات اتمی بوده است.
نیوزویک تصریح کرد: روند جاسوسی سند باد چندی پیش به دلیل ناهماهنگی ماموران گمرک آلمان با بخش اطلاعات، شکست خورد زیرا حین ورود او به کشور، به دلیل همراه داشتن اطلاعات مشکوک، به اتهام انتقال تکنولوژی موشکی به ایران دستگیر شد و بدین ترتیب، یکی از بزرگترین پروژه های جاسوسی از تاسیسات اتمی ایران متوقف شد.
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
به گزارش روابط عمومی کل ارتش، امیر سید عبدالرحیم موسوی جانشین فرمانده کل ارتش با اشاره به اینکه این مسابقه در بین یگانهای موشکی نیروهای زمینی و هوایی ارتش و از اواخر مردادماه آغاز شده بود، گفت: مرحله نهایی این مسابقات در روزهای اول و دوم آبان در مناطق عمومی استانهای اصفهان و سمنان با موفقیت به اجرا درآمد.
وی افزود: در اختتامیه این رزمایش موشکی، تیمهای موشکی شهید سرلشکر آبشناسان و شهید سرلشکر نامجو از نیروی زمینی ارتش و تیمهای موشکی سرلشکر شهید بابایی و شهید یاسینی از نیروی هوایی ارتش با یکدیگر به رقابت پرداختند و 243 عامل در حوزه تکنیکی و دهها عامل از جمله سرعت در جابجایی، اشغال مواضع و اجرای شلیک در حوزه تاکتیکی مورد ارزیابی قرار گرفت.
به گفته امیر موسوی، احاطه هدف، فریب سامانههای رهگیری موشک و اقدامات ضد ضدموشکی از دیگر عواملی بود که در این رزمایش مورد سنجش قرار گرفت.
جانشین فرمانده کل ارتش در پایان از برگزاری مسابقات موشکی ساحل به دریا، سطح به سطح، زیرسطح به سطح، زیرسطح به زیر سطح، و هوا به سطح در آبهای نیلگون کشورمان در آینده نزدیک خبر داد.
عصبانی بودم، ناراحت که چه جوری به اینها بفهمانم که این دشمن است. گفتم: بابا! من با این درجهام مسئولم. آمدم که تو راحت بزنی. مسئولیت با منه. گفت: به خدا من میترسم. من اگر بزنم، اینها خودیاند، ما را میبرند دادگاه انقلاب. حالا کار خدا را ببینید! منافقین مثل اینکه متوجه بودند که ما داریم بحث میکنیم راجع به اینکه میخواهیم بزنیم آنها را. منافقین سرلوله توپ را به طرف ما نشانه گرفتند. حالا من خودم توپچی بودم. اگر من میخواستم بزنم با اولین گلوله، مغز بالگرد را میزدم. چون با توپ خیلی راحت میشود زد. فاصله یا برد 20 کیلومتری میزنیم، حالا که فاصله 500 متری، خیلی راحت میشود زد. اینها مثل اینکه وارد هم نبودند، زدند. گلوله 50 متری ما که به زمین خورد، من خوشحال شدم، چون دلیلی آمد که اینها خودی نیستند. گفتم: دیدی خودیها را؟ اینها بچه کرمانشاه بودند، با لهجه کرمانشاهی گفتند: به علی قسم، الان حسابش را میرسیم. سوار بالگرد شدند و رفتند. جایتون خالی. اولین راکتی که زد، کار خدا بود، اولین راکت خورد به ماشین مهماتشان. خود ماشین منفجر شد. بعد هم این گلولهها که داخل بود، مثل آتشفشان میرفت بالا. بعد هم اینها را هر چه میزدند، از این طرف، جایشان سبز میشدند، باز میآمدند. من دیگه به بالگرد کبری گفتم: بچهها! شماها بزنید. ما بریم به دنبال راه دیگه. چون فقط کافی نبود که از هوا بزنیم، باید کسی را از زمین گیر میآوردیم. ما دیگه رفتیم شناسایی کردیم. یک عده توی سه راهی روانسر، یک عده توی بیستون، فلاکپ، هر چه گردان بود، اینها را با بالگرد سوار میکردیم، دور اینها میچیدیم. مثل کسی که با چکش میخواهد روی سندان بزند، اول آزمایش میکند، بعد میزند که درست بخورد. ما دیگه با خیال راحت دور آنها را گرفتیم. محاصره درست کردیم. نیروهای سپاه هم پس از 24 ساعت از خوزستان رسید. نیروهای ارتش هم از محور ایلام آمد. حال باید حساب کنید از گردنه چار زبر تا گردنه حسن آباد، 5 کیلومتر طولش است. همه اینها محاصره شدند، ولی هرچی زده بودیم، باز جایش سبز شده بود. بعد از 24 ساعت با لطف خداوند، اینان چه عذابی دیدند... بعضی از آنها فراری میشدند توی این شیارهای ارتفاعات، که شیارها بسته بود، راه نداشت، هر چه انتظار میکشیدیم، نمیآمدند. میرفتیم دنبال آنها، میدیدیم مردهاند. اینها همه سیانور خورده بودند و خودشان را کشته بودند. توی اینها، دخترها مثلا فرماندهی میکردند. از بیسیمها شنیده میشد: زری، زری! من به گوشم. التماس، درخواست چه بکنند؟ اوضاع برای آنها خراب بود. ما دیدیم اینها هم منهدم شدند...
بعد گفتیم، برویم دنباله اینها را ببندیم که فرار نکنند. باز دوباره دو تا بالگرد کبری گیر آوردیم و یک بالگرد 214، که رفتم به طرف گردنه پاتاق. از اسلامآباد رد میشدم، جاده را نگاه میکردم که ببینم منافقین چگونه رفت و آمد میکنند. دیدیم یک وانت با سرعت دارد میرود. حقیقتش دلمون نیامد که این یکی از دستمون در برود. به خلبان کبری گفتم: از بغل با اون توپت - توپ 20 میلی متری خوبی دارند که از 2-3 کیلومتری خوب میزند- یک رگباری بزن، ترتیبش را بده. گفت: اطاعت میشه. تا آمدم بجنبم، دیدم بالگرد رفته بالای سرش، مثل اینکه میخواهد اینها را بگیرد، من گفتم: «جلو نرو زیرا اگر بروی جلو، میزنندت.» یک دفعه بالگرد را زدند، دیدم بالگرد رفت، خورد به زمین شخم زده. یک دود غلیظی مثل قارچ، بلند شد؛ مثل اینکه دود از کله ما بلند شد که ای کاش نگفته بودیم: برو! اشتباه کردم. حالا چکار کنیم؟ خلبان را نجات بدهم، ما را هم میزدند. آنجا پر منافق بود. به هر صورت، خلبانها را راضی کردم که برویم یک آزمایش کنیم، ببینیم میتوانیم که خلبان را نجات بدهیم. دیدیم بالگرد دومی گفت: من توپم کار نمیکند، نمیتوانم پشتیبانی کنم. برویم آنجا، میزنند. گفتم: هیچی، اینها که شهید شدند، برویم به طرف ادامه هدف. رفتیم محل را شناسایی کردیم. حدود یکی دو گردان نیرو را من توی گردنه پاتاق پیاده کردم و راه را بر آنها بستم که فرار نکنند. برگشتیم، شب شد. صبح ساعت 8 بود که من توی طاق بستان بودم. یک دفعه، تلفن زنگ زد. فرماندهی هوانیروز گفت: فلان کس! دو تا خلبان پیش من هستند، دو تا خلبانی که دیروز گفتی شهید شدند. گفتم: چی؟ من خودم دیدم شهید شدند! گفت: آنها آمدند. بعد، خودمان را به خلبانها رساندیم. تعریف کردند و گفتند: ما رفتیم آنها را از نزدیک کنترل کنیم، ما را زدند. سیستمهای فرمان بالگرد، قفل شد؛ یعنی دیگه کنترل نبود. ما فقط با هنر خودمان، زدیم به خاک به صورت سینمال، که سقوط نکنیم. وقتی زدیم، یک دفعه دیدیم موتور دارد آتش میگیرد ولی ما زندهایم. هنوز یکی از کابینها باز میشد. لکن کابین دیگری باز نمیشد، قفل شده بود. شیشهاش را با سنگ شکستیم، آمدیم بیرون، دوتایی از این دود استفاده کردیم و به طرف تپه مقابل فرار کردیم. بعد، منافقین که آمدند، دیدند جایمان خالی است، رد پایمان را دیدند و دیدند که ما داریم پای تپه میرویم. افتادند دنبال ما. بالای تپه رسیدم. نه اسلحهای داریم نه چیزی. خدایا! (شهادتین را میگفتیم). کار خدا، یک دفعه دیدیم از طرف ایلام دو تا کبری آمدند. اصلا چه جوری شد که یک دفعه اونجا پیدا شدند؟! آمدند به طرف جاده، شروع کردند به زدن اینها و آنها هم پا به فرار گذاشتند. حالا اینها از این ور فرار میکنند، ما از اون ور فرار میکنیم. ما هم از فرصت استفاده کردیم به طرف روستاهایی که فکر کردیم داخل آنها، دیگه منافق نیست، رفتیم. بعد، رسیدیم به روستا، و خیالمان راحت شد که دیگر نجات پیدا کردیم. تا رفتیم توی روستا، مردم دور ما را گرفتند. منافقین! منافقین! گفتیم: بابا! ما خودی هستیم. ما خلبانیم. گفتند: نه، شما لباس خلبانی پوشیدید و شروع کردند به کتک زدن ما. کار خدا یکی از برادرهای سپاه اونجا پیدا شده، گفته: شما کی را دارید میزنید؟ کارتشان را ببینید. کارتمان را دیدند، گفتند: نه بابا! اینها خلبانند. شروع کردند روبوسی با اینها یک پذیرایی گرم. صبح هم بالگرد کبری آنجا پیدا شده بود. بالگرد کمیته، ساعت 8 آنها را رسانده بود به محل پایگاه، که آنها را ما حالا دیدیم. به هر حال خداوند متعال در آخر این روز جنگ یا عملیات «مرصاد» به آن آیه شریفه، عمل کرد که خداوند در آیه شریفه میفرماید: «با اینها بجنگید، من اینها را به دست شما عذاب میکنم و دلهای مؤمن را شفا میدهم و به شما پیروزی میدهیم.» (توبه-14) و نقطه آخر جنگ با پیروزی تمام شد که کثیفترین و خبیثترین دشمنان ما (منافقین) در اینجا به درک واصل شدند و پیروزی نهایی، ما یک پیروزی عظیمی بود.
منبع : ساجد

در تاریخ 26/03/1341 در خانواده ای مذهبی در جنوب تهران و در شهر مذهبی ری به دنیا آمدند. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و قبل از پایان تحصیلات متوسطه با شروع زمزمه های انقلاب اسلامی در سال 56 و 57 در صف مبارزان و یاران امام (ره) قرار گرفته و دوشادوش مردم غیورمرد ایران در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت نمودند.
ایشان همچنین در هدایت همکلاسیهای خود برای مبارزه با رژیم طاغوت نقش بسزایی داشتند که اوج آن را می توان راهپیمایی 16 و 17 شهریور سال 1357 و بویژه شهادت تعداد زیادی از هموطنان در 17 شهریور دانست.
پس از پیروزی انقلاب به صف خدمتگزاران انقلاب و امام (ره) در کمیته انقلاب اسلامی پیوسته و ضمن خدمت بسیج، دیپلم خود را نیز اخذ نمودند.
آموزش زبان انگلیسی عمومی و تخصصی را در سال 63 و آموزش خلبانی را نیز از سال 64 لغایت 65 به پایان رساندند.
در زمان جنگ تحمیلی، ایشان در جبهه های نبرد حق علیه باطل تا پایان جنگ پروازهای متعددی داشتند که حضور ایشان، استناد به سوابق مربوط می باشد. در 8 سال دفاع مقدس وی خلبان بالگرد بوده است.
از جمله در عملیات های فتح 7 ، نصرهای 4 و 5 و 7 ، مرصاد، عملیات برون مرزی قرارگاه رمضان و قرار گاه صاعقه. ضمناً لازم به ذکر می باشد که یکی از برادران ایشان از آزاده های گرامی و خود نیز جانباز 26% می باشد.
حسین خانلری فرمانده انتظامی شرق تهران بزرگ به مدت 19 ماه درسالهای 74-1373 ، فرماندهی منطقه انتظامی اسلام شهر بعد از غائله شهر مذکور به مدت 4 سال در سالهای 78-1374 ، معاون امنیتی انتظامی ناحیه انتظامی استان تهران به مدت حدودا 2 سال درسالهای 79-1378 ، فرمانده پلیس فرودگاه های کشور به مدت تقریبی 2 سال در سالهای 80-1379 ، فرمانده هواپیمایی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از سال 1380 بود.
از مدارک ایشان:
مدرک کارشناسی ارشد دوره مدیریت
مدرک خلبانی هواپیما در مقطع CPL-INST
اخذ تایپ پروازی هواپیمای BOING 727
اخذ تایپ پروازی هوایپمای جت فالکن
اخذ تایپ هواپیمای فوکر 100
خلبان ACTIVE در پرواز با هواپیمای F-100
و در حال حاضر دانشجوی دوره دکترای مدیریت در دانشگاه امام حسین (ع)
از مسؤولیتهای ایشان:
مسؤول بسیج در شهر ری ( اوایل انقلاب)
معاون گردان در سال 1362
فرمانده گردان در سال 1362
فرمانده هواپیمایی نیروی انتظامی ج.ا.ا از سال 1380 لغایت 24/10/1385
از افتخارات ایشان:
اخذ نشان خلبانی از دست مبارک مقام معظم رهبری در سال 1365
برگزیده شدن بعنوان خلبان نمونه در دو نوبت
اخذ لوح تقدیر مدیر نمونه از دست مبارک ریاست محترم جمهوری در سال 1385
منبع:انجمن هوافضا






