X
تبلیغات
رایتل
شنبه 20 تیر 1388


تصویر



به رسم کلیشه های رایج ، ابتدا خودتون رو معرفی نمایید .
نیکو سادات جلالی ام . در سال ۱۳۶۴ متولد شده ام . دارای مدرک کارشناسی زبان انگلیسی و ادبیات و همچنین گواهینامه های خلبانی PPL و CPL می باشم .
خانم جلالی اشاره به گواهینامه های خلبانی فرمودید . لطفآ در مورد هریک از اون ها توضیح مختصری رو بفرمایید .
اصولآ آموزش خلبانی از سه مرحله متفاوت شکل گرفته است . که علاقه مندان باید آن ها رو سپری نمایند .
الف - مرحله اول PPL است ( Private Pilot Licence ) که در واقع گواهینامه خلبانی " شخصی " تلقی می شود . در این مرحله دانشجو بعد از گذراندن کلاس های زمینی که در آن با مفاهیم اصولی پرواز آشنا می شود ، و بعد از چهل ساعت پرواز به سازمان هواپیمایی کشوری معرفی می شود . و در این جا بعد از گذراندن امتحان تئوری و عملی اگه قبول شد ، این گواهینامه رو دریافت می نماید .

ب - مرحله دوم ‍CPL است ( Commercial Pilot Licence ) که در اصطلاح همان گواهینامه خلبانی بازرگانی است . برای دریافت این مدرک باید بعد از سپری کردن کلاس های زمینی که در بالا به آن اشاره نمودم و پس از ۱۱۰ ساعت پرواز ، برای امتحان و اخذ گواهینامه به سازمان هواپیمایی کشوری مراجعه کرده و پس از امتحانات تئوری و عملی در صورت موفقیت مدرک را دریافت می کنند .

ج - مرحله سوم IR است ( Instrument Rating ) در این مرحله دانشجو همانند مراحل قبلی بعد از سپری کردن کلاس های زمینی مربوطه که مدت آن چهار ماه است و ۴۰ ساعت پرواز ( که ۲۰ ساعت آن با سیملاتور است و ۲۰ ساعت دیگر آن با هواپیماست ) ، با ادوات ناوبری هواپیما که به " خلبان بدون دید " معروف است ، در صورت موفقیت خلبان نامیده می شود .

شما در مراحل فوق اشاره به پرواز نمودید . ممکن است بفرمایید چند ساعت آن را با استاد و چند ساعت آن را مستقل " سلو " پرواز کردید ؟
در مرحله اول باید ۱۴ " Ride " ( سورتی ) با استاد پرواز کرد . بعد از فراگیری مفاهیم و آموزش های لازم یک سورتی هم به صورت مستقل ( Solo ) پرواز کرد . به عبارتی از ۱۵۰ ساعت پروازی که در زمان اموزش انجام می دهیم ، ۷۰ ساعت آن به صورت مستقل و سلو است .
دخترم چه عواملی سبب شد که به پرواز علاقه مند بشی ؟
یادمه در سن نوزده سالگی وقتی در سال دوم دانشگاه در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل می کردم ( تقریبآ دو سال پیش ) یک روز به طور اتفاقی مشغول تماشای یک برنامه تلویزیونی بودم که در آن خانم خلبانی به نام " شمس " در باره خلبانی و شرایط آن توضیح می داد . در این برنامه همچنین صحنه هایی از سلو شدن ایشون رو نشان می داد . راستش رو بخواهید خیلی به این حرفه علاقه مند شدم . و از آن پس در باره خلبانی و شرایط ثبت نام آن به تحقیق پرداختم .
قبل از مشاهده آن برنامه تلویزیونی ، آیا اشتیاقی به این حرفه داشتی ؟
بله ... من از همون ایام نوجوانی آسمان و پرواز رو خیلی دوست داشتم . در حقیقت این برنامه تلویزیونی سبب روی آوردن من به این خواسته ام گردید .
نظر خانواده ات بعد از شنیدن تصمیم جدیدت چی بود ؟
من ابتدا با مادرم در مورد تصمیمی که گرفته بودم صحبت کردم . او خیلی از این موضوع خوشحال شده و تشویق ام نمود که حتمآ به این رشته روی بیاورم . به عبارتی مشوق اصلی من برای خلبان شدن مادر عزیزم بود . به همین دلیل به طور جدی مشغول تحقیق و پرس و جو در باره موسسات مختلفی که به مشتاقان حرفه خلبانی اموزش می دهند پرداختم . که در نهایت آموزشگاه خلبانی " آرتا کیش " را خیلی مناسب تشخیص داده و در آن ثبت نام نمودم .
می شه بگی بیشتر روی چه موضوعاتی تحقیق می کردی ؟
همان طور که اشاره کردم هم زمان در دانشگاه هم درس می خواندم . لذا پایه اصلی تحقیقات ام روی زمان کلاس های پرواز ، ساعات پرواز ، هزینه ها و اعتبار آموزشگاه بود . که بعد از یک ماه تحقیق و مطالعه آموزشگاه " آرتا کیش " رو برگزیدم . هزینه اموزش خلبانی ام رو هم پدرم متقبل شد . این رو هم اضافه نمایم که شرایط تحصیل و آموزش هم زمان برایم خیلی سخت و دشوار بود . که تمام این ها رو با تشویق های دلسوزانه مادر عزیزم به راحتی تحمل کرده و توانستم با برنامه ریزی صحیح از پس آن ها برآیم . شما تجسم کنید خونه ما در شرق تهران است و من برای گذراندن کلاس های خلبانی به غرب تهران ( شهرک اکباتان ) امده و برای پرواز به فرودگاه پیام در کرج می رفتم .
وقتی آموزشگاه آرتا کیش را انتخاب کردی ، اون ها چه مدارکی ازت خواستند ؟ و بعد از بستن قرارداد چه دوره هایی رو گذروندی ؟
ابتدا یک معرفی نامه پزشکی دادند تا بروم معاینه شوم . در مرکز پزشکی حسابی معاینه ام نمودند . که شامل نوار قلب و اکو گرافی و خیلی آزمایشات مختلف می شد . بعد از این که آقایون اطباء تشخیص دادند سالم هستم ، نامه ان ها رو به آموزشگاه آرتا کیش بردم . مهر ماه ۱۳۸۴ بود که اون ها با من قرارداد منعقد نمودند . و رسمآ از اون تاریخ به عنوان دانشجوی خلبانی پذیرفته شدم . ابتدا حدود یک ماه زبان انگلیسی عمومی خوندم . و چون زبان ام قوی بود مدت دو هفته کلاس زبان تخصصی رو گذروندم . و بعدش دوره های تخصصی رو طی کردم . این آموزش ها شامل : آیرودینامیک ، موتور هواپیما ، هواشناسی ، انیکس ( مقررات صنعت هوانوردی ) ، ناوبری ، فیزولوژی و غیره بود . که خیلی راحت آن ها رو آموختم . شیوه آموزش خیلی عالی و در سطح بالایی قرار داشت . محیط اموزشگاه خیلی صمیمی و جدی بود . نظم و انضباط شدیدی حاکم بود .
از احساس اولین روزی که با استاد داخل کابین نشستی بگو ...
بعد از اتمام کلاس های آموزشی به فرودگاه پیام معرفی شدیم . حدود یک هفته هم در این فرودگاه کلاس های توجیحی رو گذروندیم . بعد از گرفتن امتحان به خط پرواز معرفی شدیم . روز اولی که قرار بود پرواز هایمون رو رسمآ آغاز کنیم راستش رو بخواهید هیچ گونه ترس و واهمه ای نداشتم . فقط خیلی کنجکاو بودم ... ساعت ۱۰ صبح بود که به اتفاق استاد خلبان " کاپیتان نیکخوی " به پای هواپیما رفتم . بعد از بازدید های اولیه هواپیما به اتفاق داخل کابین نشستیم . کاپیتان بعد از تماس با برج مراقبت اجازه روشن کردن موتور هواپیما رو گرفت .. دقایقی دیگر بعد از گرفتن اجازه خزش به سمت باند اصلی رفتیم . و متعاقب آن هواپیما به آسمان بلند شد . خیلی خوشحال بودم . حدود یک ساعت پرواز در ارتفاع ۵۵۰۰ پایی واقعآ لذت بخش بود . ابر ها و مناظر در زیر پایم خیلی دل انگیز و زیبا به نظر می امدند ... و این عمل هر روز با یک ساعت پرواز تکرار می شد .
پرواز سلو معمولآ خیلی خاطره انگیز است ... از اون ایام بگو
بعد از دو هفته پرواز با استاد در فرودگاه پیام ، برای پرواز سلو آماده شده بودیم . طبق مقررات ابتدا یک استاد دیگر دانشجو رو چک می کند . اگر او تآئید نمود ، برای پرواز مستقل معرفی می شویم . یادمه کاپیتان " رهبر " من را چک کرد . و با نمره قبولی او برای پرواز مستقل معرفی شدم . روز اولی که قرار بود تنها پرواز نمایم برام خیلی خاطره انگیز است . قرار بود همه اون کارهایی که با استاد انجام داده بودم به تنهایی انجام دهم . ابتدا هواپیما رو بازدید کرده و سپس با برج تماس گرفتم .. باید به برج می گفتم که پرواز سلو است . از این که طبق معمول کسی کنارم نبود ، یه احساس غریبی داشتم . شاید کمی هم ترسیده بودم .. بعد از خزش به اول باند رفته و تیک آف نمودم .. تک و تنها بر روی آسمان پهناور ایران .. در تمام مدت پرواز سعی کردم وظایف ام رو به نحو احسن انجام دهم . چند دور چرخیده و طبق آموزش هایی که دیده بودم پرواز را به تنهایی انجام دادم . وقتی به زمین نشستم این دوستانم بودند که با پاشیدن یک سطل آب خنک ورودم رو به دنیای پر نشاط خلبانی تبریک گفتند ....
آیا در حال حاضر خلبان خانم در خطوط هوایی کشور پرواز می کند ؟
تا آن جا که من می دانم تنها یک خانم ( همون خانم شمس که در تلویزیون دیدم ) در شرکت آسمان به عنوان خلبان دو پرواز می کند .. ولی خانم های دیگری که مدرک خلبانی دارند در هیچ خطوط هوایی کشور پرواز نمی کنند .
آیا فکر می کنی به آرزوهایت رسیدی ..؟ یا هنوز هم آرزو های دیگری داری ؟
البته من به آرزوهای اولیه ام رسیده ام . و مدرک خلبانی رو در جیب دارم . ولی خیلی دلم می خواهد با فرهنگ سازی راه برای ما خانم های خلبان باز بشه ... تا ما هم مثل آقایون در خطوط هوایی ایران پرواز نماییم . در حال حاضر علاوه بر ترجمه در رشته تحصیلی خودم تدریس می کنم . و منتظرم شاید یک روزی هم به دیگر آرزویم برسم .  

منبع:یادداشت های یک خبرنگار

کد موسیقی برای وبلاگ