X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 22 دی 1389

امیر کویت شیخ جابر‌ احمد الصباح که در دوران او، کویت شاهد حوادث متعدد ناشی از پیروی از سیاست‌های آمریکا و ماجراجویی صدام در منطقه بود در خاطرات خود می‌گوید بعد از پایان جنگ ایران و عراق با حمایت کشورهای عربی و برای تجلیل از مقاومت صدام در برابر ایرانی‌ها، کنفرانس کشورهای عربی در بغداد برگزار شد و همه‌ی سران عرب از این‌که صدام و عراق از خطر سقوط توسط ایرانی‌ها رهایی یافته بودند، خوشحال به نظر می‌رسیدند، البته این فرار به قیمت کمک‌های گسترده‌ی کشور‌های ثروتمند عرب و کمک‌های تسلیحاتی و تدارکاتی کشور‌هایی هم‌چون مصر و اردن به دست آمده بود. شیخ جابر می‌گوید: در پایان کنفرانس زمانی که می‌خواستیم عراق را به مقصد کویت ترک کنیم صدام خود شخصا پشت فرمان اتومبیل ویژه بنز تشریفات نشست و هدایت خودرو را تا فرودگاه بغداد به عهده گرفت. در اتومبیل فقط من بودم و او، در حالی‌که صدام سیگار برگ کوبایی بر لب داشت و فضای خودرو مملو از دود این سیگار شده بود در بین راه به او گفتم انشاء‌الله در کویت منتظرش هستیم و اولین سفر خارجی‌اش را به مقصد کویت داشته باشد. صدام هم با تکبیر جواب داد: کویت خانه ماست می‌آییم.


alt

شیخ جابر ادامه می‌دهد که منظور او را آن موقع نفهمیدم و وقتی در حال فرار از کویت در تابستان 1990 میلادی بودم متوجه حرف آن مردک متکبر خبیث شدم و در همانجا آرزو کردم به او در جنگ با ایرانی‌ها کمک نمی‌کردم. او نمک‌نشناس و نمک به حرام بود.

همراهان امیرکویت می‌گویند که صدام وقتی به کویت حمله کرد امیر کویت در خواب بود و با وضعیتی پریشان او را به خاک عربستان منتقل کردند. چند روز بعد از اشغال نظامی کویت توسط بعثی‌ها، صدام شیخ جابر احمد الصباح را فردی عیاش و فاسد معرفی کرد و فیلمی از عیاشی‌های او را پخش نمود. صدام در پاسخ به این سوال خبرنگاران که چرا دیگر لباس نظامی نمی‌پوشد گفت: من در کویت مردی مقابل خود نمی‌بینم. اگر در جنگ با ایرانی‌ها لباس نظامی می‌پوشیدم، به دلیل آن بود که آنها مرد جنگ بودند.

او در این گفت‌وگو با احترام از امام‌خمینی (ره) یاد می‌کند و مجبور می‌شود اذعان کند که با چه کسانی در نبرد بوده است، اما او از جنایت‌های خویش و حمایت‌هایی که قدرت‌های استکباری در تجاوزش به ایران از او داشتند سخنی نگفت که این رسم ناجوانمردان تاریخ است.

به گزارش ایسنا، نادر دریابان، پژوهشگر دفاع مقدس با ذکر این مقدمه به ماجرای شنیدنی سال‌های همکاری دلبرانه‌ شیخ جابر امیرکویت و صدام معدوم اشاره می‌کند و می‌گوید: شیخ جابر در انبوه کمک‌های مادی و تسلیحاتی و تدارکاتی کشورش به بعثی‌های جنایتکار تعدادی آمبولانس نظامی بنز که در آنها شرایط یک بیمارستان صحرایی و حتی عمل‌های ابتدایی بود برای حفظ جان فرماندهان عراقی در جبهه‌های جنگ با رزمندگان مسلمان ایرانی خریداری کرد و به صدام و فرماندهانش اهداء‌ نمود. اولین سری این آمبولانس‌ها به جبهه‌ی خرمشهر که در اشغال دشمن بود ارسال شد، چرا که ایران خود را برای حمله به خرمشهر و باز پس‌گیری آن آماده می‌نمود. چند روز بعد از حمله‌ی قوای اسلام در عملیات بیت‌المقدس به بعثی‌های جنایتکار در جبهه‌ی گسترده‌ی خرمشهر آمبولانس اهدایی شیخ جابر احمد الصباح به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد و بسیاری از فرماندهان عراقی مجروح جبهه‌ی خرمشهر از شدت جراحت در نبرد با رزمندگان اسلام به هلاکت رسیدند. یکی از آخرین فرماندهان عراقی در جبهه‌ی بندر خرمشهر را نه با این آمبولانس ویژه بلکه با قایقی چوبی در حالی‌که یک پای این فرمانده قطع شده بود به جزیره ام‌الرصاص عراق در روبه‌روی بندر خرمشهر انتقال دادند تا داغ استفاده از این تجهیزات پیشرفته بر دل صدامیان بماند. این خودرو که هم‌اینک به صورت مستعمل در مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر نگهداری می‌شود، متاسفانه در سال‌های جنگ به خوبی از آن مراقبت نشد؛ چرا که یکی از اسناد مهم تدارکاتی دشمن بوده است که توسط حامیان مرتجعش تهیه و برای استفاده به جبهه‌های نبرد ارسال شده بود. در جریان جنگ تحمیلی هم‌چنین شیخ فهد‌الاحمد، برادر ناتنی امیر کویت نیز با حضور در جبهه‌های عراق بند توپخانه را برای گلوله‌باران مواضع نیروهای رزمنده‌ی مسلمان ایرانی کشیده بود. شیخ فهدالاحمد که رییس شورای المپیک آسیا بود اولین مقام رسمی و مهم کویتی بود که در جریان اشغال کویت توسط بعثی‌ها به قتل رسید و صدامی‌ها بر جنازه‌ی او به شدت کوفتند. یک روز پس از اشغال کویت توسط رژیم متجاوز صدام، وزیر امور خارجه وقت کویت که اکنون امیر کویت است برای عذرخواهی رسمی کشورش در کمک به صدام در سال‌های جنگ علیه ایران به جمهوری اسلامی ایران آمد تا تاریخ خیلی زود سرنوشت تلخ جبهه‌ی کفر را در برابر حماسه‌ی هشت ساله‌ی مقاومت ملت ایران رقم زند.

منبع: خبرگزاری ایسنا

کد موسیقی برای وبلاگ