بوئینگ ۷۰۷ ساها این شیر کهن سال و توانمند که چه در عرصه نظامی و چه مسافری خدمات شایانی به ایران کرده است
یک مقام محلی ترک گفت یک هواپیمای خصوصی که به سوی ایران میرفت پس از بلند شدن از شهر «تربزون» در شمال شرق ترکیه مفقود شد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، یک سخنگوی دفتر فرماندار تربزون امروز گفت: «گروههای امدادی در حال جستجو با این فرض هستند که این هواپیما ممکن است سقوط کرده باشد اما هنوز اثری از آن دیده نشده است.»
وی افزود: «همچنین این احتمال وجود دارد که این هواپیما به مسیری غیر از مقصد نهاییش رفته باشد.»
«نوری اوکوتان»، فرماندار تربزون به خبرگزاری آناتولی گفت: این هواپیما که به مقصد تبریز در شمال غرب ایران حرکت میکرد روز یکشنبه با دو خلبان که یکی تبعه انگلیس و دیگری پاکستانی بودند از تربزون بلند شد.
وی افزود: این هواپیما که از آنکارا آمده بود، روز پنجشنبه در تربزون فرود آمد تا دوباره سوختگیری کند و به دلیل وخامت اوضاع جوی مجبور شد تا روز یکشنبه پرواز خود را به تاخیر بیندازد.
همه روزه و از زمان غروب آفتاب، قایقهای کوچک قاچاقچیان بین بنادر امارات، ایران و عمان در رفت و آمدند و عدهای از آبراهه باریکی که یکی از شاهرگهای نفتی حیاتی جهان است، میگذرند؛ شاهرگی که در نزدیکی عمان است و 40 درصد صادرات نفت خام جهان از این راه به بازارهای بینالمللی میرسد.
به گزارش سرویس بینالملل «بازتاب» به نقل از سایت «NPR»، «ژان فرانسوا شرنک»، استاد اقتصاد سیاسی دانشگاه «جورج تاون» در خلیج فارس، برآورد میکند که روزانه، حدود شانزده میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز صادر میشود. وی میگوید: «اگر این تنگه بسته شود، شما شاهد افزایش سریع قیمت نفت به حدود 100 دلار در هر بشکه خواهید بود».
افزایش تنشها بین ایران و آمریکا، باعث افزایش نگرانیها درباره ایجاد درگیری و تهدید تعرفههای تانکرهای نفتی تنگه هرمز شده است.
از زمستان گذشته آمریکا نیروهای خود را در منطقه افزایش و ایران نیز در ماه آوریل سرانجام واکنش نشان داد. در اینباره، حسین سلامی، از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، به خبرگزاری فارس ایران گفت که نیروهای او میتوانند جریان نفت در خلیج فارس را مختل کنند.
وی گفت: «ایران قادر است جریان نیمی از انرژی دنیا را هر وقت که بخواهد، مورد تأثیر قرار دهد».
«رابرت بائر»، از مقامات بازنشسته «سیا» نیز میگوید: «ایرانیان میدانند که نقطه ضعف ما در خلیج [فارس] نفت است؛ نفت، پاشنه آشیل ماست و علت نترسیدن آنها از درگیری نیز همین است».
مقامات اماراتی میگویند: ایران در سواحل شمالی خلیج فارس و جزایر مرکزی تنگه، دارای تجهیزات جنگی و نیروهای نظامی است. کشتیهای ایرانی نیز معمولا کشتیهای عابر از جمله ناوهای هواپیمابر آمریکا را به چالش میکشند.
کاپیتان «جانسون»، از مقامات ناو «استنیس» میگوید: «شب گذشته، هنگامی که در حال عبور از تنگه هرمز بودیم، آنها هر ساعت ارتباط رادیویی برقرار کرده و از مسیر و سرعت ما میپرسیدند. ما نیز که در مسیر کنترل ترافیک کشتیها بودیم، به پرسشهای آنان پاسخ دادیم».
در جریان جنگ ایران و عراق در دهه 1980تانکرهای نفتی مرتبا در معرض حمله بودند.
کارشناسان نظامی میگویند: نیروهای نظامی ایران به تازگی به تاکتیکها و استراتژیهای خود با مانورها و تمرینهای نظامی بهبود دادهاند.
«آنتونی کوردزمن»، عضو مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل واشنگتن، میگوید: ایرانیان به شدت در حال تمرین تاکتیکهای نبرد با تانکرها هستند که شامل استفاده از مین و هواپیماهای کوچک برای حمله به آنهاست.
ایران همچنین دارای موشکهای سطح به سطح زیردریایی و مینهای دریایی است، اما ملوانان تجاری میگویند: بیشترین ترس ما، حملات قایقهای تندرو کوچک است.
یکی از موشکهای ضدکشتی ایران، موشکهای خطرناک «C-802» چینی است که دقتی 98 درصدی دارند؛ همه این تجهیزات، میتوانند تلفاتی برای نیروهای آمریکایی مانند فاجعه «Pearl Harbor» را رقم بزنند؛ تلفات سختی که ژاپنیها در جنگ جهانی دوم به آمریکاییها وارد کردند.
آمریکا در صورت جنگ ممکن است پیروزی مقطعی را از آن خود کند، اما در بلندمدت، یک بازنده تمامعیار است.
هزینه جنگ با ایران، فشار عظیمی را بر بودجه آمریکا وارد میکند و کسر بودجههای این کشور به یک «آبشار نیاگارا» تبدیل خواهد شد.
برای به دست آوردن دیدگاهی از بحران نفتی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز بهتر است به دهه 70 و زمانی بازگردیم که اعضای اوپک اعلام کردند دیگر به حامیان اسرائیل (از جمله آمریکا و اروپاییان) نفت نمیدهند. قیمت نفت خام 6/134 درصد ظرف سی روز افزایش یافت. وضعیت کنونی بسیار متفاوت است، چراکه ارزش دلار به علت چند دهه هزینههای سرسامآور دولت آمرکیا که جنگ عراق نیز به اندازه همه آنها هزینه داشته، به شدت در خطر است.
موشک کروز (تعریف، تاریخچه ، انواع)
سید احسان صدر کارشناس ارشد هوافضا اشاره: چندی پیش نخست وزیر رژیم صهیونیستی، ایهود اولمرت مدعی شده بود که برای آسیب جدی رساندن به تأسیسات هستهای ایران باید طی ده روز 1000 موشک کروز تاماهاوک به سوی تأسیسات آن پرتاب کرد. این اظهارات اگرچه بلافاصله تکذیب شد ولی تکرار آن از سوی این رژیم به نوعی مبین تهدید غیر رسمی ایران به استفاده از این نوع موشک ها است. اسرائیل چند سال پیشتر از این در سال 2000 نیز هنگامی که مذاکرات صلح با سوریه در جریان بود، از واشنگتن خواست موشکهای کروز از نوع توماهاوک را به تل آویو بفروشد که این درخواست در آن مقطع زمانی پذیرفته نشد. تحلیلگران این درخواست رژیم صهیونیستی را استفاده از ابزار تهدید برای پیشبرد مقاصد خود در مذاکرات ارزیابی کردند. البته کارشناسان دفاعی معتقدند که آمریکا نمیخواهد با این اقدام خاورمیانه را بیش از این دچار بی ثباتی نماید. "رابرت هوسون" تحلیلگر جینز می گوید: «آمریکا نمیخواهد در چنین زمان حساسی این فناوری را به اسرائیل بفروشد.» این موشکها قادر به حمل کلاهک هستهای نیز هستند. از آن سو حتی برخی از تحلیلگران موشکی اسرائیل در مورد کارایی توماهاوک در مورد تاسیسات اتمی ایران مردد هستند. برخی نیز اعتقاد دارند امریکا هیچگاه امکان استفاده از این تکنولوژی را در اختیار اسرائیل قرار نخواهد داد. "آلون بن دیوید" تحلیلگر دفاعی اسرائیل معتقد است آمریکا ممکن است بمنظور متوقف ساختن برنامه موشکی رقبای اسرائیل از فروش این موشک به اسرائیل خودداری کند. وی افزود: «اگر آمریکاییها متوجه شوند که اسرائیل به توان موشکی کروز نزدیک شده است، بلافاصله جلوی آن را خواهند گرفت.» درکنار مطرح بودن بحث موشک های کروز به عنوان یک تهدید علیه ایران، همواره این نگرانی نیز از سوی مقامات و تحلیلگران غربی عنوان شده که ایران دارای انواعی از موشک کروز (حتی با کلاهک هسته ای!) است (ماجرای موشک های اوکراینی) و خود نیز در تلاش برای دستیابی به این تکنولوژی است. نکات فوق نشان می دهد که موشک های کروز اهمیت استراتژیکی در هرگونه درگیری احتمالی در منطقه خواهند داشت و صد البته نباید از نقش این موشک ها در موفقیت نبردهای مختلف علیه عراق چشم پوشید. به همین جهت «آویا» بنا دارد تا در سلسله مقالاتی به تبیین جایگاه این موشک ها و تکنولوژی به کار رفته در آنها بپردازد. در عنوان اول از این سلسله مقالات به معرفی، تاریخچه و انواع موشک های کروز پرداخته شده است. مقدمه هم اکنون موشکهای کروز پس از نیم قرن توسعه، جایگاه خاصی به عنوان یک سلاح موثر و تعیین کننده در برنامههای دفاعی کشورها پیدا کردهاند. بویژه، به کارگیری این موشک ها در جنگ خلیج فارس و همچنین تجربه موفق استفاده از آنها علیه یوگسلاوی موحب گردید تا توجه کشورهای متعددی به استفاده و حتی توسعه این موشکها جلب گردد. موشک های کروز مانند هر سلاح دیگری، محصول تکنولوژی زمان خود می باشند که در طول زمان تغییر و توسعه بسیاری یافته اند. از همین رو آنچه که 50 سال بیش به عنوان موشک کروز خوانده می شد با آنچه که امروز به عنوان موشک کروز شناخته می شود، به لحاظ عملکردی[1]، تفاوت های بسیاری دارد. به همین جهت ارائه یک تعریف جامع و مانع از این وسیله،به سادگی امکانپذیر نبوده و تعاریفی هم که در مراجع مختلف ارائه شده، یکسان نیستند. با این وجود بر اساس گرههای تکنولوژیکی و نیز ماموریت و انتظاری که از چنین وسیله ای می رود، اجمالا یک موشک کروز را می توان بصورت زیر تعریف نمود: «وسیله پرنده ای بدون سرنشین که از یک یاچند پیشران هوازی[2] استفاده کرده، با بهره گیری از نیروهای آیرودینامیکی و غلبه بر جاذبه زمین، بیشتر مسیر پروازی خود را به صورت کروز طی می نماید. این وسیله که در تمام طول مسیر هدایت می شود، ماموریت دارد تا محموله ای را به نقطه ای از پیش تعیین شده برساند. با این توصیف، موشک های معروفی نظیر Exocet فرانسوی و نیز HY-2 Silkworm چینی که از موتور راکت به عنوان پیشران استفاده می کنند در دسته بندی موشک های کروز نمیگنجند. برد موشک های کروز، محدوده وسیعی را پوشش می دهد، به طوری که برد برخی از موشکهای کروز کمتر از 50 کیلومتر و برد انواعی از آن به پیش از چندین هزار[3] کیلومتر می رسد. موشک های کروز را می توان به دو دسته تقسیم بندی نمود: 1 – موشک های کروز ضد اهداف زمینی Land Attack Cruise Missile (LACM) 2 – موشک های کروز ضد کشتی Anti- ship Cruise Missile (ASCM) جایگاه موشک های LACM از لحاظ تکنولوژی به کار گرفته شده در آنها بالاتر از موشک های ASCM است به طوری که این موضوع باعث شده تا کشورهای تولید کننده موشک های LACM محدود به ایالات متحده، روسیه و فرانسه باشند. حال آنکه کشورهای صاحب تکنولوژی موشک های ASCM محدوده وسیع تری را شامل می شوند (حدود 12 کشور) . البته دسته بندی های دیگری نیز می توان از این موشک ها ارائه داد که عبارتند از: الف) از لحاظ محموله سرجنگی هسته ای سرجنگی شیمیایی یا بیولوژیکی سرجنگی معمولی سیستم های فریب راداری رادارها و سیستم های مراقبت و شناسایی ب) از لحاظ اهمیت و میزان تعیین کنندگی درجنگ - انواع دور برد استراتژیک که غالبا علیه اهداف ثابت زمینی مثل سیلوهای پرتاب موشک های بالستیک بین قاره ای، تاسیسات زیر بنایی، تاسیسات کنترل و فرماندهی و مانند آن به کارگرفته می شوند. - انواع تاکتیکی با برد کمترکه عموما دارای سرجنگی معمولی بوده و علیه اهداف متحرک روی خشکی و دریا هم استفاده می شوند. ج) از لحاظ برد(طبقه بندی امریکایی ) - short Range موشک کروز با تعریف امروزی اولین بار توسط آلمان ها درجنگ جهانی دوم علیه مناطقی در جنوب شرقی انگلیس به کارگرفته شد که از سایتهای واقع درفرانسه به سمت هدف پرتاب میشد. این موشک با عنوان (V-1) در مدت زمان بسیار کوتاهی در حین جنگ دوم جهانی توسعه یافته و به تولید انبوه رسید. آلمان ها در طی چند ماه با بیش از 5000 فروند ازاین موشک ها لندن را مورد هدف قرار دادند. این موشک در آن زمان ازیک موتور پالس جت برای پیشرانش بهره می گرفت و سیستم هدایت و ناوبری ضعیفی داشت که دلیل اصلی در پایین آمدن احتمال برخود این موشک با هدف بود، به طوری که طبق برخی گزارش ها تنها حدود سی درصد از این موشک ها در محدوده هدف فرود می آمدند. موشک V-1 به شکل گستردهای در جنگ جهانی دوم مورد استفاده واقع شد از زمان پرتاب این موشک ها توسط آلمانها، آمریکاییها تحقیقاتی را برای شناسایی این سیستم تسلیحاتی آغاز نمودند تا اینکه دراواسط سال 1944، نیروی هوایی موفق به دستیابی به بقایای یکی از این موشک ها شد که ظاهرا سقوط کرده و عمل نکرده بود. طی مدت بسیار کوتاهی (17روز) با استفاده از مهندسی معکوس، نمونه ای از این موشک در امریکا ساخته شد و پس از تستهای اولیه بواسطه شرایط جنگی آن زمان، برای تولید انبوه این وسیله پرنده به تعداد 75000 فروند برنامه ریزی هایی صورت گرفت. بانرخ تولید روزانه چند صد فروند سرانجام سفارش تولید 12000 فروند صادر شد که به پایان یافتن جنگ پس از تولید هزار و چهارصدمین فروند، روند تولید این موشک متوقف گردید. هدایت به کار گرفته شده درV-1 بسیار ساده بود. در V-1 موتور موشک پس از یک زمان از پیش تنظیم شده خاموش میشد و با خاموش شدن موتور، موشک وارد دایو شده و بدین ترتیب به هدف برخورد می نمود. این سیستم دقت بسیار کمی را برای موشک به همراه داشت. از اینرو امریکاییها درصدد اصلاح و تغییر آن برآمدند و برای این منظور دراوایل سال 1945 آزمایش این موشک را با یک سیستم هدایت از طریق فرمان رادیویی آغاز نمودند. اگر چه با این سیستم دقت این موشک ها به میزان قابل توجهی افزایش یافت ولی همچنان خطای موجود زیاد و در بهترین شرایط درحدود 400 متر به ازای 160 کیلومتر برد موشک بود. این موشک ها خیلی زود از خدمت خارجی گردید و انگیزه و مبنای توسعه موشک های کروز درآینده شد. به عنوان مثال از نتایج حاصل از تست های این موشک مستقیما در توسعه موشک های کروز بعدی امریکایی یعنی RGM-6 Regulus بهره گرفته شد. در اواخردهه 40 ونیز دهه 50 برنامه موشک های کروز به عنوان یک سلاح تاکتیکی در ایالات متحده دنبال میشد. در این دوره با توسعه موشک هایی نظیر Regulus ,Matador ,Mace ,Snark، موشکهای کروز به خصوص در زمینه هدایت و پرتاب به تدریج توسعه یافتند. ولی همچنان علی رغم پیشرفت های صورت گرفته، مساله هدایت به عنوان یک عامل محدود کننده در این موشک ها مطرح بود. در دهه 60تمرکز بر روی موشک های بالستیک، موشک های کروز را به حاشیه برد و این موضوع به طور مضاعف توسعه موشک های کروز را تحت الشعاع قرار داد. البته باید توجه داشت که آنچه در موشکهای کروز اولیه مطرح بود، ساخت یک هواپیمای بدون سرنشین بود که بتواند صرفا یک سرجنگی (غالباَ یک کلاهک هسته ای) را تا نقطه هدف حمل نماید و قابلیت هایی که امروزه از یک موشک کروز انتظار میرود در این دوره زمانی مطرح نبود. موشک های کروز توسعه یافته تا پیش از دهه 50 میلادی، عمدتا شباهت زیادی به هواپیماهای هم دوره خود داشته و دارای ابعاد بزرگی بودند و همانگونه که پیشتر نیز گفته شد در زمینه هدایت با مشکلات اساسی مواجه بودند. این مشکلات در کنار سایر موانع تکنولوژیک در راه توسعه این نوع موشکها منجر به وقفهای حدودا ده ساله درتوسعه آنها گردید. این امر که به ویژه در تاریخچه رشد و توسعه موشک های کروز در ایالات متحده به خوبی نمایان است، مقارن با دهه شصت و اوایل دهه هفتاد میلادی بود. در این دوره زمانی سرمایه گذاری سیستمهای تسلیحاتی بر روی موشکهای بالستیک قاره پیما متمرکز گردید. در جنگ ویتنام، پدافند هوایی و موشک های سطح به هوایی که نسبتا موفق هم عمل می کردند، باعث شدند تا نیروهای امریکایی به تدریج به نوعی پرنده بدون سرنشین که قابلیت انجام عملیات شناسایی، فریب راداری و مانند آن را داشته باشد احساس نیاز کنند. به همین دلیل برنامه طراحی و ساخت یک RPV که هدف آن عمدتاَ فریب رادارهای دشمن به منظور تسهیل در پرواز بمب افکن های خودی بر فراز مناطق هدف و بمباران این مناطق بود، آغاز شد. کمی بعد امریکاییها دریافتند که از چنین وسیله ای کارهای دیگری نیز ساخته است، بطوریکه از آن می توان به عنوان یک سلاح موثر نیز استفاده نمود. وسیله ای که بتواند در ارتفاع کم و درنزدیکی سطح زمین پرواز کرده و RCS کمی هم داشته باشد به سختی توسط رادارهای زمینی و هوایی دشمن شناسایی شده و احتمال رهگیری آن توسط موشکهای پدافند هوایی دشمن بسیار کم می شود، بدین جهت قادر خواهد بود تا اعماق خاک دشمن نفوذ کرده تاسیسات ارزشمند دفاعی و پا زیر بنایی دشمن را هدف قرار دهد. امریکایی ها توجه خود را معطوف به این نکته کرده واین بار با نگاهی تازه به این سیستم تسلیحاتی، برنامه های جدیدی را برای توسعه موشک های کروز با چنین قابلیت هایی آغاز نمودند. این امرمقارن با اوایل دهه 70 میلادی بود. در این زمان بسترهای تکنولوژیکی لازم برای توسعه چنین سلاح هایی هم فراهم شده بود و تکنولوژی های در دسترس و تازه توسعه یافته، اجازه طراحی و ساخت چنین موشک هایی را به برنامه ریزان وزارت دفاع امریکا می دادند. بدین ترتیب موشک های کروز به عنوان سلاح های استراتژیک مورد توجه قرار گرفتند. جالب توجه است که در هر دوره زمانی، تکنولوژی های موجود در دسترس[4] و بالانس این تکنولوژیها، صاحب تکنولوژی را به سمت نوع خاصی از سلاح سوق می دهد و به طور کلی یکی از عوامل تغییر سلاح های استراتژیک و تعیین کننده، تکنولوژی و توانمندی های فنی و برتریهای تکنولوژیک است. در محدوده زمانی مورد بحث ما نیز توسعه موتورهای توربینی کم حجم با قابلیت اعتماد بالا، نسبت تراست به وزن بالا، مصرف سوخت کم، دمای پایین گازهای خروجی و نیز روشها و سیستمهای پردازش و ذخیره اطلاعات، در کنار روش های نوین هدایت و نیز کوچک شدن تجهیزات الکترونیکی و اویونیکی لازم در ایالات متحده از یک سو و از سوی دیگر پیشرفت پدافندهای هوایی شوروی (سابق) و توان بازدارندگی آنها علیه بمب افکن استراتژیک ایالات متحده یعنی B-52 و رشد سیستم های راداری این کشور باعث شد تا این موشک ها به عنوان سلاح هایی استراتژیک مورد توجه قرار گیرند. موشکهای Matador و Mace به دلایل سیاسی و استراتژیک خیلی زود بازنشسته شدند در این مقطع زمانی (اوایل دهه هفتاد)، مزایای موشک های کروز نظیر پنهانکاری و قابلیت نفوذ تا عمق خاک دشمن، در کنار هزینه های نسبتا کم تحقیقات و توسعه و پایین بودن قیمت نهایی هر فروند (در مقایسه با سیستم های تسلیحاتی جایگزین) و... آنچنان مورد توجه قرار گرفت که باعث شد در آن مقطع پروژههایی نظیر بمب افکن دور برد و پنهانکار 1- B به نفع پروژه موشک های کروز کنار گذاشته شوند. در این دوره، پروژه های نظیر ALCM که یک موشک LACM است و نیز Harpoon که یک موشک ASCM است درایالات متحده آغاز شدند وکمی بعد موشک Tomahawk نیز به آنها اضافه شد. توسعه این موشکها در دهه 80 نیز ادامه یافت، اما ابتدای دهه 90 نقطه عطفی در تاریخ موشک های کروز به شمار می رود. استفاده از این موشک هادر چندین عملیات نظامی که علیه عراق صورت گرفت، باعث شد تا این موشک ها از طرف سایر کشورها به شدت مورد توجه قرار گیرند. و شاید همین موضوع یکی از علل کشیده شدن کشورهایی نظیر چین، آلمان، سوئد، ایتالیا، اسرائیل، آفریقای جنوبی و انگلستان به سمت توسعه چنین سیستم های آفندی بوده باشد. به طور کلی موفقیت موشک های کروزی نظیر Tomahawk در سلسله جنگ هایی که در دهه 90 و دو، سه سال پس از آن رخ داد، علاقه کشورهای مختلف را به دستیابی به موشک های کروزی از این دست تحریک کرده است، به طوریکه بازار این موشک ها در سال 2015 (که توسط یک سازنده غربی تسلیحات تخمین زده شده) چیزی حدود 7000/6000 فروند می باشد (بدون احتساب مواردی که روسیه، چین و ایالات متحده وارد خدمت کرده ویا سفارش خواهند داد). موفقیت توماهاوک از دلایل علاقمندی بیشتر در زمینه موشکهای کروز بودتعریف موشک کروز
انواع موشک های کروز
تاریخچه موشک های کروز
در سال 2003، چین نخستین فضانورد خود را به مدار کرة زمین فرستاد. انتظار میرود در سال 2010، فضانوردان چینی نیز به روی کرة ماه گام بگذارند. در ادامه نکات خواندنی دیگری در مورد فضا از نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت:
صبح روز شنبه در حوالی اتوبان زنجان-قزوین یک فروند هواپیمای سبک تک موتوره آموزشی سقوط کرد که در این سانحه دلخراش «علی چمنی» خلبان هواپیمای مزبور در دم جان خود را از دست داد. به گفته سرهنگ علی نوری نژاد، رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی نیروی انتظامی استان زنجان، این هواپیما در ساعت 8 و 45 دقیقه صبح روز شنبه در کیلومتر 90 اتوبان زنجان-قزوین و در حد فاصل شهرهای خرمدره و ابهر سقوط کرده است. هواپیما پس از سقوط دچار آتش سوزی نشده ولی به کل منهدم شده است. احمد مهاجری فرماندار شهرستان خرمدره در یک اظهار نظر شخصی عنوان داشت که علت سقوط این هواپیما، اتمام سوخت آن بوده است! وی دلیل این اظهارنظر خود را عدم بروز آتش سوزی بعد از سقوط هواپیما اعلام کرده است. در عین حال، از سوی مقامات رسمی اعلام علت بروز این سانحه موکول به بررسی کارشناسان اداره استاندارد پرواز هواپیمایی کشوری شده است. لازم به توضیح است که هواپیمای مزبور، با عنوان پرنده آبی متعلق به مدرسه پروازی هما و ساخت شرکت هوافضایی درنا که یک شرکت داخلی است بوده است . این هواپیما کلیه مراحل طراحی و ساخت خود را در ایران گذرانده و موفق به اخذ گواهی نامه های لازم از سازمان هواپیمایی کشوری شده است. این سانحه اولین سانحه منجر به فوت در کارنامه این هواپیما است. مدرسه خلبانی هما که عملا دومین سال فعالیت خود را پشت سر می گذارد، از هواپیمای پرنده آبی به منظور آموزش خلباتی استفاده می کند و تا کنون 3 فروند از این هواپیما را برای این منظور و طی بیش از 3000 ساعت پروازی در خدمت داشته است. مرحوم خلبان علی چمنی دانش آموخته مهندسی عمران و دارای همسر و دو فرزند بوده که به صورت آزاد در کلاس های آموزش خلبانی مدرسه پروازی هما شرکت کرده است. به نقل از منابع مطلع، وی که بیش از 90 ساعت پروازی را در کارنامه خود داشته، اجازه پرواز SOLO/NAV را دریافت نموده بود. به همین علت مجاز به پرواز بدون همراهی استاد خلبان و دور از محدوده فرودگاه بوده است. همچنین به گفته منابع آگاه وی از بهترین دانشجویان خلبانی این موسسه پروازی بوده است. بلافاصله پس از سقوط هواپیما، نقص فنی هواپیما به عنوان یکی از احتمالات اصلی مورد توجه برخی کارشناسان قرار گرفت. لازم به توضیح است که ساخت این هواپیما در داخل، گمانه زنی ها را به سمت اشکال فنی هواپیما تشدید کرده بود. در همین حال با گزارش مسافرین عبوری از محور قزوین- زنجان، سکان عمودی این هواپیما (رادر) روی کابل های انتقال برق یافته شد. در قسمتی از این اتوبان کابل های برق فشار قوی بدون هیچ گونه علائم هشدار دهنده (!) از عرض اتوبان و در ارتفاع حدود 10 متری از سطح زمین عبور کرده اند و «رادر» هواپیما درست در همین نقطه و بالای اتوبان به حالت آویخته از این کابل ها یافت شد. به این ترتیب به نظر می رسد، علت اصلی سقوط این هواپیما، کنده شدن سکان عمودی آن به جهت برخورد با کابل های برق بوده است. البته همچنان این گمانه با سوالات و ابهامات زیادی روبروست که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: - محل پیدا شدن سکان عمودی حدود 30 کیلومتر پیش تر از محل سقوط هواپیما بوده که فاصله نسبتا زیادی است و نشان می دهد هواپیما بین 7 تا 10 دقیقه توانسته پس از انفصال سکان عمودی به مسیر خود ادامه دهد. - ارتفاع کابل های برق از سطح زمین، حدود 10 متر است و جای این سوال باقی است که چرا خلبان در چنین ارتفاع پایینی در حال پرواز بر فراز اتوبان بوده است. - به طور معمول با کنده شدن سکان عمودی، هواپیما همچنان تحت کنترل باقی می ماند و در صورت عدم وزش بادهای شدید خلبان می تواند حتی بدون سکان عمودی هواپیما را سالم بر روی زمین بنشاند. سقوط هواپیما 30 کیلومتر بعد از محل کنده شدن «رادر» موید همین مساله است. حال سوال اینجاست که چگونه خلبان موفق به کنترل هواپبما و فرود آن پیش از سقوط نشده است؟ سقوط هواپیماهای سبک به علت بی دقتی خلبان و برخورد با خطوط انتقال برق در کشورهای دیگر نیز، اتفاقی شایع است و یکی از علل اصلی سانحه در این رده از هواپیماها است. با این وجود به جا است تا مسوولین سازمان هواپیمایی کشوری با دقت و وسواس، علل بروز این سانحه را یافته و به اطلاع عموم برسانند تا کمتر شاهد وقوع چنین حوادث دلخراشی باشیم. برخی منابع مدعی شده اند نمایندگان سازمان هواپیمایی کشوری، با حضور در محل سانحه، با شتاب و پیش از جمع آوری شواهد و قرائن کافی نسبت به جمع آوری بقایای هواپیما در بعداز ظهر روز سانحه، اقدام کرده اند، که در صورت صحت این ادعا مسوولین سازمان هواپیمایی کشوری لازم است نسبت به این موضوع پاسخگو باشند چراکه منافع گروه های مختلفی در گرو کشف علت دقیق سانحه است از جمله : خانواده متوفی، شرکت بیمه مربوطه، سازنده هواپیما ، مدرسه خلبانی هما و ... صنعت هواپیمایی GA(هواپیماهای سبک) به تازگی روند رو به رشدی را آغاز کرده است. چنین سوانحی می توانند منجر به مرگ این نهال نوپا شده و یا دست کم روند رو به رشد آن را با تاخیرات جدی مواجه سازند. «آویا » ضمن تسلیت به خانوانده خلبان چمنی، برخود لازم می داند تا روشن شدن ابعاد مختلف این سانحه و پاسخگویی اداره استاندارد پرواز سازمان هواپیمایی کشوری آن را پیگیری نماید
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه با تاکید بر اینکه مسکو خواهان ایجاد دیوار برلین تازهای در اروپا نیست، گفت: پاسخهای متعددی برای مقابله با سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا در خاک اروپا در نظر گرفته شده که هیچکدام دستکم از تلاشهای آمریکا در این زمینه ندارند. به گزارش سایت خبری «وستی»، روسیه نمیخواهد دیوار برلین جدیدی در اروپا پدیدار شود. این مطلبی بود که ژنرال یوری بالویفسکی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه در نشستی خبری به منظور معرفی کتاب «نیروهای مسلح فدراسیون روسیه در سال 2006» عنوان کرد. منبع: www.farsnews.ir
وی افزود: «ما هرگز اجازه نخواهیم داد که حوادث دوران جنگ سرد تکرار شود. نباید به دنبال دشمنی فرضی بود.»
به گفته این ژنرال، «روسیه از اینکه همواره در روابط خود با واشنگتن دچار سوء ظن و تردید باشد، دست برداشته است. ما به دیوار برلین تازه ای احتیاج نداریم، ولی اگر مجبور به این کار شویم، تضمینی وجود ندارد که چنین دیواری بار دیگر پدیدار شود که البته گامی بزرگ به سمت عقب خواهد بود.»
ژنرال بالویفسکی در پاسخ به این سئوال که پاسخ روسیه به ایجاد سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا در خاک اروپا چه خواهد بود، یادآور شد: پاسخهای متعددی در این خصوص وجود دارد که هیچکدام از آنها، از لحاظ اهمیت دست کم از تلاشهای آمریکا نخواهند داشت.
بالویفسکی گفت: «در کنگره آمریکا افراد عاقلی پیدا شدهاند که ارزش پول را درک میکنند. آنها با نظامیان آمریکایی بر سر این به مشاجره پرداخته اند که اگر این سیستم به خاطر امنیت اروپاییان باید نصب شود، پس چرا خودشان هزینه آن را نباید بپرازند.
وی گفت: «هزینه ایجاد این سیستم بین 6 تا 8 میلیارد دلار است که تا سال 2015 ممکن است این هزینه ها به 15 میلیارد دلار هم برسند.»
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح روسیه در عین حال تاکید کرد که مسئله خروج از پیمان نیروهای مسلح متعارف در اروپا را نباید بعنوان پاسخ نامتجانس به استقرار سپر ضد موشکی آمریکا در اروپا در نظر گرفت. به عقیده وی، این دو مسئله هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و نباید موضعگیری روسیه در قبال این دو مسئله را با یکدیگر اشتباه گرفت.
ایلوشین غول دوست داشتنی من
هواپیمای آنتونف ۷۴ سپاه که نقش ترابری را برای این نیرو بخوبی بازی می کند
و یک عکس هم از رقیب.گالکسی این کوچولوی پر قدرت
و در پایان خبری خوش وتائید نشده اینکه دوستانی تعداد محدودی جنگنده پرقدرت میگ ۳۱ را با رنگ استتار مخصوص ایران وآرم سپاه پاسداران در کشور اوکراین دیده اند که در حال انتقال به ایران بودند البته بوسیله خلبانان روسی(به امید حقیقت داشتن این خبر)