نمایشگاه هوایی سنگاپور به زمان برگزاری و افتتاح خود نزدیک میشود. بیشتر کمپانیهای هوافضایی جهان خود را برای اجرای برنامههای مربوط به این مساله آماده کردهاند. اما پیش از برگزاری بسیاری از محافل هوافضایی به بررسی این نمایشگاه پیش از شروع آن پرداختهاند. بر اساس آخرین پیشبینیهای انجام شده در مورد نمایشگاه هوایی سنگاپور که به عنوان بزرگترین نمایشگاه هوایی آسیا برگزار خواهد شد حجم وسیعی از معاملات را در بر خواهد گرفت. بسیاری از خطوط هوایی و کمپانیهای هواپیماسازی و دفاعی جهان قطعیسازی قراردادهای خود را به این زمان موکول کردهاند. محققان و کارشناسان اعلام کردهاند که حجم معاملات این دوره از ایرشوی سنگاپور تا 4/13 میلیارد دلار نیز خواهد رسید. بزرگترین قرارداد انجام شده به خط هوایی لاینایر و با خرید 56 فروند هواپیما از نسل جدید 737 باز خواهد گشت. در ضمن همین مدل از هواپیما با بیشترین تعداد معامله شده در این محل، به عنوان پرفروشترین هواپیما به شمار میرود. پس از کمپانیهای بوئینگ و ایرباس که تقریبا در یک سطح قراردادهای خود را دریافت کردهاند، کمپانی امبرائر برای اولین بار توانسته است تمامی کمپانیهای دیگر را کنار زده و از معاملات بالاتری برخوردار باشد. این در حالی است که در میان هواپیماهای خصوصی و کوچک کمپانی دسالت توانسته است بیشترین قراردادها را به خود اختصاص دهد.
محمد سلیمانی در حاشیه سفر خود به گیلان اشاره به فعالیت وزارت ارتباطات در مورد پرتاب «کاوشگر یک» افزود: پرتاب این کاوشگر توسط وزارتخانه دیگری انجام شد ولی این امر یک موفقیت بسیار بزرگی برای کشور ما است. سلیمانی ادامه داد: حضور در فضا برای هرکشوری یک آرمان است و از نظر اجتماعی، اقتصادی، امنیتی، توانمندی علمی، فنی و صنعتی، تحقیقات فضایی حالت پیشروانه دارد که این امر باعث شکل گیری بقیه علوم میشود. این مقام عالی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اظهار داشت: با پرتاب این موشک دریچهای به روی جوانان ما باز شد که بتوانند وارد تحقیقات فضایی شوند و در پیشبرد علوم بشری مشارکت داشته باشند. سلیمانی تصریح کرد: این توانمندی که مردم ایران به آن دسترسی پیدا کردند بسیار جای خوشحالی و افتخار دارد و امروز میبینیم که سایر ملل دنیا این موفقیت را به ملت ایران تبریک گفتند. وی اظهار داشت: تحقیقات فضایی یک برنامه 10 ساله است که از سال گذشته توسط دولت تصویب شد و با مدیریت ریاست جمهوری ادامه پیدا می کند. سلیمانی افزود: امیدواریم با حضور دانشمندان جوان و دانشگاهیان و نیز جوانان مستعد کشور در این حوزه شاهد موفقیت های جدید و خبرهای خوش بعدی باشیم. وزیر ارتباطات در ادامه به اجرای مصوبات دولت در بخش ارتباطات اشاره و خاطر نشان کرد: در این بخش جزو سه وزارتخانهای هستیم که تعهدات خود را قبل از پایان زمانبندی شده به پایان رساندیم.
یک لیوان آب یخ "بهترین عیدی" اسارت / آزادی خرمشهر "شیرین ترین خاطره"
سرتیپ خلبان حسین لشگری نخستین اسیر ایرانی جنگ هشت ساله است و آخرین "آزاده ای" که به میهن بازگشت، فاصله آن اسارت و این آزادی ، "هجده سال" شد، البته هجده سال در "زبان" آسان می چرخد اما در زمان... !
*خبرگزاری مهر - گروه سیاسی : لطفا بیشتر خودتان را معرفی کنید.
- حسین لشگری : سرتیپ خلبان آزاده، حسین لشگری، متولد 1331 ، ضیاءآباد از توابع قزوین.
*آقای لشگری ، می دانم که شاید این سئوال کلیشه ای باشد، ولی برای خوانندگان ما جریان اسارت خود را بگویید.
-من در حال انجام سیزدهم ماموریت خود بودم، 27 شهریور 1359 که هواپیمایم در محور "زرباطیه"، در نزدیکی مهران سقوط کرد.
*یعنی قبل از آغاز رسمی جنگ ایران و عراق؟
-بله و نکته جالب همین است، جنگ عراق علیه ایران، یک سری مقدمات داشت، مثل یک دعوا که اولش با اخم و تهدید و جنگ لفظی است و بعدا به دعوای فیزیکی منجر می شود، جنگ ما هم این حالت را داشت، عراق قبل از شروع رسمی جنگ در 31 شهریور 59، شروع به خرابکاری وسیع و تحریک قومیت ها و همچنین تجاوزات هوایی و حمله به پاسگاههای مرزی ایرانی کرد تا اوضاع ایران را بهم بزند، جنگ عملا از اول سال 59 شروع شده بود.
از نظر نظامی ما به عنوان نیروی هوایی ایران باید نوعی "بازدارندگی" ایجاد می کردیم و در ازای حملات مداوم هوایی عراق ، پاسخی به آنها می دادیم، ماموریت من هم از این جنس بود.
*هواپیمای شما چه بود؟
-من خلبان هواپیمای جنگنده F5 بودم.
*موقع اسارت چند ساله بودید؟
- در آن وقت ، ستوان یکم بودم و 28 سال سن داشتم.
*دقیقا ماموریت شما چه بود؟
-ماموریت من انهدام واحدهای زرهی عراق در 10 کیلومتری خاک عراق بود، این واحدهای زرهی متعلق به سپاه دوم عراق بودند که پشت مهران مستقر شده بودند و مرتب روی مهران آتشبار می ریختند، این ماموریت را داوطلبانه انجام دادم، با اینکه چنین ماموریت های حساسی را معمولا رده های بالاتر مثل سرهنگ یا سرگرد هوایی انجام می دادند اما من خیلی اصرار کردم تا توانستم اجازه این ماموریت ها را بگیرم، چون این برای من یک غرور ملی و دینی بود که بتوانم به سهم خودم جواب دشمن را بدهم.
*چرا هواپیمای شما سقوط کرد؟
-هواپیما را با موشک زدند،
*سرعت هواپیمای تان در موقع سقوط چقدر بود؟
-980 کیلومتر در ساعت! زنده ماندنم شبیه یک معجزه بود، چون در این سرعت و در ارتفاع هشت هزار پایی، پریدن از هواپیما تقریبا به معنای خودکشی بود، ولی وقتی دیدم هواپیما آتش گرفته، چاره ای نداشتم جز اینکه بپرم و به اصطلاح Eject کردم.
*در موقع سقوط مجروح هم شدید؟
-بله، ستون فقراتم آسیب دید ضمن اینکه ضربه محکمی به پشت سرم خورد ،موقعی که به زمین خوردم، بیهوش شدم.، جالب این است که هواپیمای من روی تانکهای عراقی افتاد وو تعدادی از عراقی ها را هم کشت.
*وقتی بهوش آمدید، چه اتفاقی افتاد؟
-وقتی چشم باز کردم در بیمارستان بودم، یک دکتر عراقی به انگلیسی به من گفت: تو سالم هستی ، ما با اشعه ایکس بدنت را آزمایش کردیم، فقط کوفتگی داری که ان هم خوب می شود بعد از ین بود که "باسل" آمد.
*باسل که بود؟
بازجوی من!
*محور بازجویی ها چه بود و شما چه جوابی می دادید؟
-من اول سعی کردم دست پیش را بگیرم! در اولین بازجویی با دعوا و تندی به عراقی ها گفتم چرا هواپیمای مرا زدید؟ من اشتباهی وارد خاک شما شده بودم، عراقی ها با عصبانیت می گفتند با سرعت 980 کیلومتر در ساعت و با هواپیمای مسلح به بمب و موشک راه را اشتباهی آمده بودی ؟! این بود که جریان بازجویی ها عوض شد.
*لطفا به اختصار بگویید نیروی هوایی عراق با نیروی هوایی ایران چه تفاوتی داشت؟
عراقی ها به "ایران" می گفتند "خمینی"، این سرباز گفت: خمینی هرچه مردم ایران بوده، ریخته توی خوزستان، و ما را از خرمشهر بیرون کرده البته من به این خبر اعتماد نکردم و با رادیویی که خودم به طور مخفیانه ساخته بودم، خبر آزادی خرمشهر را شنیدم و این خوشحال کننده ترین خبر برای من بود
- سیستم نیروی هوایی عراق "روسی " بود و شوروی ها آن را برای عراق طراحی کرده بودند، ولی سیستم هوایی ایران، آمریکایی بود و سیستم هوایی آمریکا در همه دنیا تک است، تجهیزات و امکانات هوایی ایران را بعضا خود آمریکایی ها یا فقط اسرائیل داشتند، این بود که عراقی ها به شدت از نیروی هوایی ایران حساب می بردند، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در همان ماههای اول جنگ یک ضرب شصت حسابی به عراق ی ها نشان داد و پایگاه H3 که مقر مهم نیروی هوایی عراق بود را بمباران کرد.
*ادامه جریان بازجویی ها را بگویید.
-محور مهم بازجویی عراقی ها این بود که رژیم عراق می خواست از من یک مدرک زنده برای اثبات تجاوز ایران به عراق بسازد و در همه جای دنیا مرا به عنوان خلبان متجاوز ایرانی معرفی کند به من گفتند به تو پناهندگی می دهیم، برو در دانشگاههای عراق، هر دختری را که خواستی انتخاب کن، فردایش برایت شرعا عقد می کنیم، همین مقاومت من باعث شد که هجده سال اسیر بمانم و رژیم عراق تا اواخر عمرش سعی کند مرا به عنوان یک گروگان نگه دارد.
*امیر لشگری ، اسارت تلخ است، اما روزهای شیرینی هم دارد، شیرین ترین روز اسارت شما کی بود؟
-من به عنوان یک نظامی اسیر، وقتی خبر پیروزی های کشورم را در اسارت می شنیدم، خیلی خوشحال می شدم، اما خوش ترین روزم ، خبر "آزاد سازی خرمشهر" در خرداد 1361 بود که از یک سرباز عراقی شنیدم.
*چطور آن سرباز این خبر را به شما گفت؟
- با این سرباز دوست شده بودم، چون می خواست انگلیسی یاد بگیرد و دوست داشت با من تمرین زبان کند، عراقی ها به "ایران" می گفتند "خمینی"، این سرباز گفت: خمینی هرچه مردم ایران بوده، ریخته توی خوزستان، و ما را از خرمشهر بیرون کرده
البته من به این خبر اعتماد نکردم و با رادیویی که خودم به طور مخفیانه ساخته بودم، خبر آزادی خرمشهر را شنیدم و این خوشحال کننده ترین خبر برای من بود.
*بهترین عیدی که این 18 سال اسارت گرفتید ، چه بود؟
-یک نصفه لیوان آب یخ!
*واقعا؟
-بله، عید سال 74 بود، سرباز عراقی نگهبان یک لیوان آب یخ خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم، این را بگویم که من 12 سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت 5 دقیقه آفتاب.
*شکنجه هایی که عراقی ها انجام می دادند، چه بود؟
-شکنجه ها دو نوع بود، روانی و فیزیکی ، بازجویی های شدید ، بی خوابی ، توهین، شوک برقی، اعدام صوری،
امام(ره) گفتند که جنگ برای ما نعمت است، من در اسارت معنی این را فهمیدم،من در اسارت ، زندگی را دوباره شناختم، خدا را دوباره شناختم، خودم را دوباره شناختم.
این مساله هسته ای خیلی شبیه قضیه جنگ است، ما باید این جنگ را ببریم، هیچ کشوری دلش به حال ما نسوخته است ، ما باید این علم را داشته باشیم،این نقطه جایی است که اگر الان کوتاه بیاییم، وابستگی ما دوباره به غرب شروع می شود، باید بایستیم و مقاومت کنیم و پیروز شویم
*کی آزاد شدید؟
- من اولین خلبان اسیر ایرانی بودم و آخرین اسیری هم بودم که آزاد شدم،هفدم فرودین 77 ، بعد از 18 سال اسارت آزاد شدم.
*بعد از آزادی ، باز هم با هواپیمای نظامی پرواز داشته اید؟
-نخیر! نداشتم
*چرا؟
-هزینه هر ساعت پرواز هواپیما، چیزی حدود نیم ملیون تومان است، برای چه باید این هزینه را به بیت المال تحمیل کنم؟ باید جوانان و خلبانان نسل امروز تمرین کنند و پرواز را یاد بگیرند.
و اما حرف آخر:
-باور کنیم که "ایرانی می تواند"، خواستن توانستن است، این مساله هسته ای خیلی شبیه قضیه جنگ است، ما باید این جنگ را ببریم، هیچ کشوری دلش به حال ما نسوخته است ما باید این علم را داشته باشیم،این نقطه جایی است که اگر الان کوتاه بیاییم، وابستگی ما دوباره به غرب شروع می شود، باید بایستیم و مقاومت کنیم و پیروز شویم
IRIAF F-4E on CAP armed with AIM-9 and AIM-7
منبع :خبرگزاری مهر
معرفی نمونههایی از هواگردهای پنهانکار
· هواپیمای نامرئی: F-117
شاید بتوان هواپیمای “F-117” را انقلابی ترین هواپیمای دوران دانست که با ظاهر منحصر به فرد خود، شگفتی هر بینندهای را بر میانگیزد.
اساس کار، در طراحی “F-117” به کارگیری سطوح تخت در تمام سطح خارجی بدنه میباشد. به همین منظور سطح زیرین هواپیما کاملاً تخت بوده و سطح جلویی زیر بال نیز با بدنه اختلاف سطح ندارد و این دو در امتداد یکدیگر می باشند.
این هواپیما برای حمل جنگ افزار، تنها به دهلیزهای خود متکی است و برای به دام انداختن امواج رادار، درهای دهلیز جنگ افزارها و ارابه فرود آن دارای لبههایی دندانهای شکل میباشند. برای هماهنگی با اصول پنهانکاری از همان پوشش سیاهی که در هواپیمایSR-71” و “U-2R” به کار رفته است، بهره میگیرد تا در شب ناپیدا باشد.
برای اینکه دریچههای ورودی هوای موتورها سطح مقطع راداری زیادی تولید نکند، توسط توریهای ریزبافتی پوشیده شدهاند که بازتاب امواج رادار را به صورت سطح صاف انعکاس میدهد.
خط مستقیمی که از نوک دماغه تا نوک بالها با زاویه همگرایی 5/67 درجه امتداد یافته است نقش بسزایی در کاهش RCS جلویی هواپیما دارد.
تمام سطح بدنه با مواد جاذب رادار پوشیده شده و سطوح شیشهای کابین خلبان نیز با طلا پوشش داده شده تا انرژی راداری را به بدنه انتقال دهد.
این هواپیما به منظور کاهش علائم فروسرخ، شار خروجی موتور را با هوای کنارگذر سرد مخلوط کرده و از مجرایی که انتهای آن به شکل شیاری تخت، کم ارتفاع و عریض میباشد به بیرون هواپیما هدایت میکند. این اگزوزها دارای لبهای در زیر خود میباشند تا منبع اصلی گرما را از حسگرهای روی سطح و واقع در ارتفاع پایینتر، مخفی نگه دارند.
مکانهای انتهای بدنه نیز به گونهای به بدنه نصب شدهاند که علاوه بر نگاه داشتن بازتاب راداری در کمترین مقدار، گازهای خروجی موتور را از حسگرهای فروسرخ دور میسازند که این امر در هنگام تعقیب شدن به وسیله جنگنده حامل اینگونه حسگرها اهمیت بیشتری مییابد.
با وجود آنکه مقدار دقیق سطح مقطع راداری “F-117” همچنان سری و طبقهبندی شده است اما برخی منابع، سطح مقطع راداری این هواپیما را از جلو به اندازه 01/0 مترمربع تخمین زدهاند.
بمب افکن پنهانکار B-2:
هواپیمای “B-2” و هواپیمای “F-117A” به واسطه ظاهر منحصر به فرد خود دارای RCS کمی میباشند. در طراحی این هواپیماها نیز به کارگیری سطوح تخت به منظور پژواک امواج ارسالی به سمتهایی مخالف با سمت رادار جستجوگر در نظر گرفته شده است.
بیشتر سطح بالایی “B-2” از «الاستومر» که رسانایی یکنواختی در سطح ایجاد میکند پوشیده شده است. مواد جاذب رادار نیز در بخشهایی همچون دربها، داخل ورودیهای هوا و دیگر منافذ به کار برده شدهاند تا بازتاب امواج راداری را از این قسمتها به حداقل برسانند. خروجیهای موتور “B-2” روی بال جلوتر از لبه فرار قرار دارند و به سمت لبههای رو به بیرون و بالا میدمند.
برای کاهش علائم فروسرخ در این هواپیما، موتورها مجهز به مخلوط کنندههای گازهای داغ با هوای سرد میباشند. همچنین برای جذب امواج فروسرخ ناشی از گرمای به وجود آمده توسط خورشید و مقاومت هوا در سطح هواپیما از رنگهای جاذب امواج فروسرخ که ترکیباتی از سولفید روی میباشند استفاده شده است. بارزترین عنصر کشف بصری یک هواپیما، اثری است که موتورهای آن در هوا برجا میگذارند که با تغییر ارتفاع، قابل از بین بردن است. اما شرایطی نیز پیش میآید که تغییر ارتفاع ممکن نباشد، در این حالت موان با تزریق مواد شیمیایی در گازهای خروجی، ذرات آب را به قطراتی که قابل دیدن نباشد تجزیه کرد. در هواپیما “B-2” این مسئله در نظر گرفته شده است.
همچنین برای اینکه کشف بصری این هواپیما در روز به کمترین حد ممکن برسد سطح زیرین آن رنگ آمیزی خاکستری شده است.
جنگنده تاکتیکی پیشرفتهYF-22A (ATF):
این جنگنده ترکیبی از پنهانکاری و کارآیی آیرودینامیکی است که قابلیت پنهانکاری را بدون از دست دادن مزیت آیرودینامیکی داراست.
برای حفظ ویژگیهای پنهانکاری، سوخت و جنگ افزارهای لازم برای اجرای مأموریتها در درون بدنه حمل میشوند. دهلیزهای جنگافزارها به صورت یک دهلیز بزرگ در زیر و جلوی بدنه تعبیه شده است.
از روبرو، یعنی مهمترین و حساسترین وجه برای یک جنگنده ATF، از به کار بردن لبههای بازتابدهنده امواج راداری بر مسیر پرواز، اجتناب شده است.
لبههای جلویی و عقبی دریچه ها و صفحههای متحرک، دندانه دار میباشند تا انرژی راداری رسیده را پراکنده نمایند و دهانههای ورودیهای هوای موتور نیز به همین دلیل به بیرون و پایین زاویه داده شدهاند.
همچنین مجراهای ورودی s شکل نیز دهانههای کمپرسورهای موتور را از مسیر مستقیم امواج رادار پنهان مینمایند. این جنگنده 20 الی 30 درصد بزرگتر از “F-15” و 40 درصد بزرگتر از هواپیمای “F-18” میباشد. به همین دلیل از فاصله 10 مایلی قابل رویت است و در نتیجه اینگونه جنگنده ها از طریق کشف بصری آسیب پذیر هستند.
بالگرد نامرئی کمانچی “RAH-66”:
کمانچی» نخستین بالگرد پنهانکار دنیاست و ادعا میشود که بازتاب راداری آن تنها به اندازه 25 درصد بالگرد آپاچی است و 75 درصد کمتر از آپاچی علائم فروسرخ از خود منتشر میسازد. کمانچی توسط رادار قابل رویت نیست، مگر در برد کوتاه که معمولاً کمتر از چند مایل است. گذشته از آنکه این بالگرد از مواد و سازه جذبکننده امواج راداری استفاده میکند سطح مقطع راداری بسیار کوچک آن تا حد زیادی مربوط به سطح بدنه ششگوشهای، سر ملخ اصلی پوشش داده شده و جایگاههای جنگافزار دهلیزی می باشد. علاوه بر این، توپ چرخان 20 میلیمتری سه لوله آن را میتوان به سمت عقب برگردانده و در یک پوشش آیرودینامیکی در پشت برجک جا داد. یکی دیگر از مهمترین عوامل تقلیل سطح مقطع راداری در این بالگرد، چگونگی قرار گرفتن شش بالک قابل حمل متصل به بدنه بالگرد همراه با سکانی یکنواخت میباشد. از دیگر تدابیری که در این بالگرد به منظور کاهش سطح مقطع راداری در نظر گرفته شده ملخ دوم میاشد که از نوع پروانهای است و به یک طرف متمایل میباشد. در ضمن ارابه فرود، قابل جمع شدن است. حضور بالگردها را میتوان قبل از اینکه در دید قرار گیرند توسط صدای آنها تشخیص داد. لذا در این هواگرد به منظور پنهانکاری بیشتر، تدابیری از قبیل افزایش ملخها در محور اصلی (ملخهای پنج تیغهای) و پروانه دم و انحنای قابل توجه انتها تا نوک ملخ توسط طراحان این بالگرد صورت گرفته است. در این بالگرد به منظور کاهش اثر و رد اشعه فروسرخ، موتورها در داخل بدنه جاسازی شدهاند و به صورت کلی یکی از بهترین وسایل عمود پروازی است که در مقابل ردیابی توسط اشعه فروسرخ محافظت شده است.
منبع:انجمن هوافضا
یک سال پیش بود که انوشه انصاری به عنوان اولین فضانورد ایرانی و اولین فضاگرد زن جهان به ایستگاه فضایی بینالمللی و پیادهروی فضایی او، یک ایرانی دیگر هم می خواهد به فضا برود، آن هم مریخ. البته از نوع مجازیاش. نسیم کاوه مقدم، دانشجوی جوان ایرانی دانشگاه مک گیل کانادا خود را برای سفری شبیهسازی شده به مریخ آماده میکند. این سفر مجازی البته هیجان و ماجراجوییهای یک سفر واقعی را ندارد، اما پوشیدن لباسهای فضایی، خوردن برنج آبزدایی شده و تظاهر به بودن در سیاره مریخ، بخشی از یک تجربه استثنایی هستند که کاوه مقدم و میشل فاراگالی، همکلاسی او در دانشگاه مکگیل برای رسیدن زمان آن دقیقه شماری میکنند. نسیم کاوه مقدم دانشجوی 24 ساله ایرانی در دانشگاه مکگیل که ریاست بخش ارتباطات دانشجویی در مرکز اکتشاف و پیشرفت فضا در کانادا را برعهده دارد، قرار است برای شرکت در این سفر فضایی شبیهسازی شده به مریخ به سالت لیک سیتی آمریکا سفر کند تا در آنجا به شش کانادایی دیگر ملحق شود که آنها هم برای ماموریت دلتا اکسپدیشن در ایستگاه تحقیقاتی صحرای مریخ در جنوب اوتا حضور خواهند یافت. این تیم از محققان و مهندسان جوان به مدت دو هفته در یک کپسول فضایی که تلاش شده تا شرایط زندگی بر روی سیاره سرخ در آن شبیهسازی شود، مستقر خواهند شد. آنها در این ماموریت همچنین به انجام آزمایشها و مطالعاتی روی نمونههای آب و تجزیه و تحلیل گازهای موجود در خاک که شبیه به نمونههای مریخی هستند، خواهند پرداخت. این مأموریت در واقع چهارمین مأموریت زمینی سازماندهی شده از سوی انجمن مریخی کانادا در منطقه اوتا است. آنطور که دختر ایرانی می گوید، برای او مقدم و فاراگالی این ماموریت فرصتی مناسب برای هماهنگ کردن و ارتقای مهارتهایشان در کنار سایر فضانوردان است. آنها در این برنامه برای زندگیای آماده می شوند که ممکن است هرگز وارد آن نشوند. نسیم کاوه مقدم که در رشت متولد شده میگوید از همان کودکی ستارهها و صورتهای فلکی را دوست داشته و از 13 سالگی آرزو دارد که روزی فضانورد شود: «سفر به فضای خارج از زمین آرزویی است که از سالها پیش، روزگاری که از پشت لنزهای تلسکوپ پدرم در سواحل دریای خزر در ایران به آسمان خیره می شدم.» کاوه مقدم در کانادا مکانیک می خواند و از سال گذشته در آژانس فضایی کانادا کارورزی می کند. او در آنجا روی پروژه خود درباره آب و هوای مریخ متمرکز شده است. کاوه مقدم از 12 سال قبل به همراه والدینش به کانادا مهاجرت کرده است. او همان زمان با آژانس فضایی کانادا آشنا شد: «از همان موقع روزی را تصور می کردم که با یک راکت به فضا می روم.»
اوریون زیبا با رنگ آمیزی رویایی
ایرباس ۳۰۰ ماهان در حال تعمیر در فجر آشیان
رمپ نیروی هوایی یا خوابگاه بزرگان
ایرباس ۳۲۰ ماهان از معدود هواپیماهای موجود با صندلی های ایده ال در کشور
این ماهوارهی جاسوسی از مدار در رفتهی امریکا نیز ماجراهایی جدید برای خود راهانداخته است. چند ماهی است که مقامات نظامی امریکا از بیرون رفتن یک ماهواره از مدار خبر دادهاند. این ماهواره یک ماهوارهی جاسوسی است وفناوریهای خاصی نیز در آن به کار رفته و برای امریکاییها از اهمیت بالایی برخوردار است. فناوری باتری این ماهواره نیز از تکنولوژی فوقالعادهای برخوردار است که مواد داخل آن میتواند کشورهای دیگر را در این زمینه راهنمایی نماید. امریکاییها با اشاره به این مطلب که ماهوارهی جاسوسی آنها از مواد سمی تشکیل شده است، سعی داشتند تا دیگر کشورها را از نزدیک شدن به این ماهواره دور بدارند. این مساله که در میان بسیاری از کشورها باور شده، باعث گشت که بعضی از جوامع سلامت اندیش بینالمللی به دنبال بررسی امکان نابودی این ماهواره پیش از رسیدن به زمین باشند. به همین دلیل فشار این مجامع بر روی دولت امریکا، سبب شد که آنها به فکر آن بیفتند که پیش از برخورد به زمین آن را در هوا نابود نمایند. بر این اساس پروژهی نابودی آن در هوا برای وزارت دفاع این کشور تعریف شد. نیروهای نظامی امریکا با مشخص نمودن مسیر ماهوارهای که به زمین برخورد میکند، زمانی معین را برای برخورد آن به زمین و امکان مورد هدف قرار دادن آن با یک موشک تعیین نمودند. با اعلام این مطلب بسیاری از کشورهای جهانی از جمله روسیه به این برنامه اعتراض نموده و حتی آن را برنامهای برای آزمایش یک موشک جدید اعلام داشتند. اما در مقابل بر اساس خبرهای منتشر شده از سوی مقامات امریکایی، یک موشک SM-3 برای این امر در نظر گرفته شده که در زمان مقرر به آن برخورد خواهد کرد. این مطلب امکان تست یک موشک جدید امریکایی را حذف نمود. مورد بعدی مورد توجه تهدیداتی بود که امریکاییها با پرتاب این موشک میتوانستند بر علیه دیگر کشورها داشته باشند. بر این پایه نیز امریکا و ماهوارهی جاسوسی آن مورد توجه بسیاری از مقامات جهانی قرار گرفت. به این دلیل در جلوی همهی کشورها روسیه به مقابله با امریکا برخاسته و به دنبال آنست که به طور کامل برنامههای امریکا را برای نابودی ماهوارهی خود تحت نظر بگیرد. به همین منظور کمیتهای در وزارت دفاع امریکا راهاندازی شده است که به کنترل و بررسی عملکرد امریکا و موشکهای آن برای نابودی ماهوارهی جاسوسی از مدار خارج شده بپردازد. امریکاییها معتقدند که حرکات روسیه بیشتر برای کنترل کردن تمامی فعالیتهای فضایی و موشکی امریکا است و به این مساله مربوط نمیشود. از این رو ممکن است امریکاییها نیز به پنهانکاریها دست بزنند.
ماهواره جاسوسی آمریکا تحت عنوان USA-193 که از دور خارج شده در مدار هدف موشک قرار گرفت و نابود شد. بر اساس گزارشات رسمی این مسئله برای جلوگیری از خطر آلودگی منطقه فرود ماهواره صورت گرفته است. اما کارشناسان معتقدند که آمریکایی ها نخواستند که تکه های آن به دست غریبه ها افتاده و در ضمن قدرت خویش را به رخ کشورهای باشگاه فضایی قبل از هر چیز روسیه و چین کشیدند. بر اساس ادعای کارشناسان مستقل USA-193 ماهواره ای آزمایشی برای تجهیزات سیستم های آتی جاسوسی اپتیکی -الکترونیکی و راداری است. دلیلی اصلی انهدام این ماهواره توسط موشک، باک حاوی سوخت فوق سمی آن اعلام شده که توان آلوده سازی مساحتی به اندازه چند زمین فوتبال را دارد. اما کارشناسان مستقل تردید دارند که تهدید آلودگی واقعی بوده است. آندره ایونین کارشناس کمپانی کالسانتینگ معتقد است: به احتما زیاد مخزن سوخت هنگام ورود به اتمسفر منهدم می شد. به اعتقاد اکثر کارشناسان انهدام ماهواره USA-193 آزمایش سیستم های ضد موشکی علیه تجهیزات فضایی دشمن فرضی است. ایونین معتقد است: آمریکا به نوعی توانست استفاده پنهانی از چنین سیستم هایی را آزمایش کند. چین سال گذشته (6 فوریه سال 2007) جهت انهدام ماهواره خود از موشک بزرگی استفاده کرد که پرتاب آن را می توان به راحتی ردیابی نمود. برتری سیستم های آمریکا پنهانی بودن آنست. پرتاب موشک از عرشه کشتی انجام می شود که در هر نقطه ای می تواند قرار داشته باشد. انهدام ماهواره آمریکایی اولین آزمایش سیستم های ضدماهواره ای بعد از تحریم 22 ساله ایست که توسط کنگره آمریکا بر چنین آزمایشات اعمال شده است. کارشناسان انتظار دارند که پیامد انهدام USA-193 به تلاش روسیه و چین برای ایجاد سامانه هایی بر روی ماهواره های خود منجر شود که ضد سیستم های ضد موشکی آمریکا باشد. آندره ولاسیخین کارشناسان دفاع هوایی-فضایی به روزنامه کامساموئلسکایا پراودا گفت: پنتاگون سیستم شکار ماهواره ای خود را تکامل می بخشد. زمانی شورای سابق هم سیستم های مشابه ای را طراحی و آزمایش کرده بود اما بعد از مدتی آنها را معلق نمود. یک منبع آگاه در صنایع فضایی روسیه به روزنامه کامرسانت گفت: حال روسیه و چین باید نیرو و پول خود را برای دفاع از ماهواره های فضایی هزینه کنند. این به مراتب دستیابی به برتری در صنایع فضایی نظامی در مقابل آمریکا را دشوار می سازد. آنها همین طوری هم از ما جلوتر هستند و حال ما باید به مسائل دفاعی نیز سرگرم شویم.
منبع:آویا
|
|
منبع:جنگ افزار
عکس زیر یکی از فانتومهای پایگاه ششم(احتمالا)را پس از عملیات سوخت رسانی نشان میدهد.
در اواسط جنگ نیاز مبرم نیروی هوایی به یک سوخت رسان چابک برای سوخت رسانی به RF4های نیرو در عمق خاک دشمن و جهت پشتیبانی از تامکتها در منطقه پر از تهدید خلیج فارس باعث گردید که بااستفاده از پدو سبدbeech 1800 تانکرهای سوخترسان 707 و تغیرات و آماده سازی پایلونهای فانتوم در جایگاه مرکزی و به جای مخزن اصلی خارجی این جنگنده ،این مهم صورت پذیرد.
لازم به ذکر است یک فروند RF4 و دو فروند F5F'E نیز جهت تست به لوله سوختگیری ثابت تجهیز گردیدند. از سرنوشت این طرح خبر موثقی در دست نیست. (برای اولین بار تصویری از فانتوم IRIAFبا مخازن سوخت خارجی در جایگاه داخلی بال با این حجم منتشر گردیده است)
این غلافها توسط IAI بر روی F-4E ,A-4 های اسراییلی نصب شد.
شمار اندکی از این غلاف ها از اسراییل به ایران داده شد سالهای اوایل دههء 1360 که بعدا به علت تعداد کم غلافها طرح کنار گذاشته شد.
غلاف ها همان نمونهء بیچ 1800 هستند که با تغییراتی در بدنه و سامانهء سوخترسانی آن بر روی فانتوم نصب شده اند در تصاویر زیر میتوانید سوختگیری جنگنده های اسراییلی با این غلافها را ببینید.