مجله هوایی

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتراوج بگیری کوچکتر دیده می شوید

مجله هوایی

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتراوج بگیری کوچکتر دیده می شوید

عکس و خبر(درهم)

استقبال گرم از EP-CPO در Budapest به خاطر اولین پرواز از Minsk

تصویر
http://www.myaviation.net/search/photo_search.php?id=00749593


 
ایرباس 300-600 به رنگ المپیک ولی با علامت ثبت ایرانی EP-IBD قبل از تحویل به ایران ایر - سال 2005
تصویر
http://www.airliners.net/photo/Olympic/Airbus-A300B4-605R/0791485/M

تصویر فرود اضطراری ایرباس 300 ماهان با دو چرخ شکسته در آلمان (سال 2005)
EP-MHG
تصویر

http://www.airliners.net/photo/Mahan-Air/Airbus-A300B4-203/0940893/M

منبع عکس ها:http://www.Gartal.com(عشق پرواز عزیز) 
اما خبر ها: 
خبر اول اینکه گویا پرواز های هواپیمای بوئینگ ۷۶۷ فارس ایر بدلیل اعتصاب کروی پرواز این هواپیما که تابعیت غیر ایرانی دارند برای مدت نامعلومی کنسل گردیده است. 
خبر دوم اینکه شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه در آینده نزدیک شرکت ماهان ایر تعدادی هواپیمای ایرباس دست دوم از شرکت لوفتانزا خریداری خواهد نمود. 

گزارش دیدار وزیر راه با خلبانان هما

حمید بهبهانی وزیر راه و ترابری در جمع خلبانان هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) به آنان وعده داد که جایگاه خلبانان این شرکت هواپیمایی را ارتقا دهد.
به گزارش ایرنا، "حمید بهبهانی" امروز یکشنبه با حضور در جمع خلبانان شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران گفت: ارتقای جایگاه وزارت راه و ترابری از اولویت های کاری من محسوب می شود که در صورت تحقق آن، تمام جایگاه زیرمجموعه‌های این وزارتخانه از جمله خلبانان نیز ارتقا خواهد یافت.

وی سپس به مهارت خلبانان ایرانی اشاره کرد و گفت: مشکلات و مسایل فراروی این قشر از جامعه را مورد بررسی قرار خواهم داد و به طور قطع با مشخص شدن منابع جدید مالی، این مشکلات نیز برطرف خواهد شد.

بهبهانی با تاکید بر جایگاه ویژه شبکه هوایی در بین سایر شقوق حمل و نقل کشور اظهار داشت: آمار تلفات جاده‌ای کشور سالانه حدود 30 هزار نفر است که اگر چنین تلفاتی در بخش هوایی رخ دهد، شاهد عکس العمل های شدیدی خواهیم بود.

وزیر راه و ترابری در ادامه افزود: چنین حساسیتی در بخش هوایی نشان از جایگاه ویژه این بخش در بین سایر شقوق حمل و نقل دارد که باید برای برطرف ساختن مشکلات بخش هوایی بیش از گذشته تلاش کرد.

بهبهانی سپس خطاب به خلبانان گفت: هم اکنون خوشبختانه شخص رییس جمهوری و مسئولان وزارت راه و ترابری ، مسایل و مباحث مربوط به حمل و نقل را می‌شناسند و این امر برای مرتفع ساختن مشکلات بخش حمل و نقل کشور جای امیدواری است.

وی در ادامه به بازدیدهای سرزده خود از فرودگاه امام خمینی (ره) اشاره کرد و گفت: تاکنون حدود شش بار از فرودگاه امام بازدید و جلسات مختلفی با مسئولان آن برگزار کردم ، اما متاسفانه هنوز نتیجه مثبتی در پی نداشته است .

بهبهانی سپس تصریح کرد: حدود پنج سال است که فرودگاه امام ( ره ) راه‌اندازی شده است ، اما بسیاری از مسایل آن هنوز پاسخگوی نیاز مردم نیست. وقتی دو پرواز با هم همزمان انجام می‌شود، مسافران با مسایل بسیاری روبه رو می‌شوند.

وزیر راه و ترابری ادامه داد: فرودگاه امام خمینی (ره) از چند مدیریت مختلف تشکیل شده است که تقاضای من از مسئولین فرودگاه امام این است که رفاقت را حاکم بر رفع مشکلات این فرودگاه کنند.

به گزارش خبرنگار اقتصادی ایرنا ، در ادامه این نشست، کاپیتان "محمد مهدی غضنفری" از خلبانان پیشکسوت هما به نمایندگی از سایر خلبانان به بیان مشکلات و مسایل فراروی این قشر از جامعه پرداخت.

وی گفت: انعکاس حوادث هوایی در رسانه‌ها، امری حیثیتی است که دولت ها را مجبور ساخته تا مشکلات خطوط هوایی داخلی را پیگیری کنند.
غضنفری افزود: در حال حاضر خلبانان هما با وجود تحریم و فرسودگی ناوگان، امنیت پروازها را حفظ می کنند.

این خلبان شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: در چند سال گذشته افزایش هزینه‌ های زندگی و مشکلات اقتصادی، خلبانان را واداشته است تا مطالبات خود را پیگیری کنند.

وی با بیان اینکه با خلبانان هما متناسب با جایگاه شغلی آنان برخورد نمی‌شود، گفت: براساس آمار "ایکائو" حدود 78 درصد حوادث هوایی در جهان ارتباط مستقیم بین روابط انسانی با تجهیزات دارد . بنابراین کشورهای جهان برای خلبانان هواپیماهای مسافری جایگاه ویژه‌ای تعریف کرده‌اند.

غضنفری سپس افزود: وقتی که جان چند صد نفر از مسافران بر دوش خلبانان سنگینی می‌کند ، مصلحت نیست که این افراد همانند سایر اعضای جامعه مورد ارزیابی شغلی قرار گیرند.

وی تصریح کرد: هم اکنون سایر شرکت های هواپیمایی داخلی به خلبانان خود سه برابر حقوق خلبانان هما، حقوق پرداخت می‌کنند. شرایط در هما به گونه‌ای است که برای جلوگیری از خروج خلبانان از این شرکت، تعهدات سنگینی از آنان اخذ می‌شود.

این خلبان پیشکسوت شرکت هما در پایان گفت: ادامه وضعیت موجود برای خلبانان به صلاح نیست و ضروری است برای حفظ سلامت و ایمنی پروازها و برون رفت از این مشکلات، اقدامات چند فوریتی انجام شود.


وزیر راه و ترابری با بیان اینکه توسعه "تجهیزات و مدیریت "دو عامل مهم برای ارتقای عملکرد و کارایی فرودگاه بین المللی امام خمینی ( ره ) است، گفت: برای تحقق این موضوع ، برنامه داریم و اقدامات خوبی هم شده است.
به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر حمید بهبهانی در نشستی با خلبانان شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی (هما) با اشاره به جایگاه و قابلیت های خلبانان ،کمک خلبانان و مهندسان پرواز کشورمان در جهان افزود: باید شرایط اموزش جوانان
بااستعداد و علاقه مند به این شغل در کشور فراهم و این جایگاه تقویت و حفظ شود.
وی از تلاش خلبانان در 30 سال اخیر قدردانی کرد و گفت : خلبانان نخستین گروهی بودند که مدیریت کار را پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دست گرفتند و موفق شدند بدون کمک نیروهای خارجی ، امور ناوگان هوایی را به بهترین شکل
اداره کنند.
بهبهانی ، ارتقای جایگاه خلبانان ،کمک خلبانان و مهندسان پرواز را وظیفه شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی و وزارت راه دانست و افزود: برای ارتقای شرایط شغلی خلبانان ، کمک خلبانان و مهندسان پرواز با مدیر عامل این شرکت برنامه ریزی های لازم انجام شده است.
وزیر راه گفت : تلاش می کنم جایگاه وزارتخانه را ارتقا دهم که در صورت تحقق ان ، شاهد ارتقای تمام بخش های ان خواهیم بود.
وی سرکشی به بخش های مختلف وزارتخانه و طرح های عمرانی را مهمترین برنامه وزارتی خود بیان کرد و افزود : هفته ای دو روز ، از حدود هزار و پانصد کیلومتر راه بازدید می کنم.
بهبهانی با تاکید بر اینکه در روند اجرای تمام طرح ها ، قرار دارم ، گفت : این مسئله سبب تقویت روحیه کار و تلاش در پیمانکاران و مشاوران می شود.


مدیر عامل هواپیمایی جمهوری اسلامی ( هما ) با بیان اهمیت حمل و نقل هوایی
در توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور گفت : با وجود اینکه بخش خصوصی در این بخش سرمایه گذاری می کند، توسعه فرودگاهها در همه کشورها مورد توجه و حمایت دولت قرار دارد .
به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر، سعید حسامی امروز در نشست خلبانان ، کمک خلبانان و مهندسان پرواز با وزیر راه و ترابری افزود: اگرچه سهم حمل و نقل هوایی حدود سه درصد حمل و نقل در کشور است ، اما نقش سرمایه گذاری در ایجاد و توسعه زیر ساخت های این بخش در توسعه اقتصادی و اجتماعی بر کسی پوشیده نیست.
مدیر عامل هما افزود: توسعه صنعت هوایی در رونق بازارهای اقتصادی تاثیر قابل توجهی دارد و برای حفظ بازارهای خود در منطقه باید با سرمایه گذاری و حمایت دولت این بازارها را حفظ کنیم.
حسامی گفت : کشورهای همسایه یه ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرمایه گذاری و توسعه صنعت هوایی برای کسب بازارهای ما تلاش می کنند و ما هم باید
برای رونق و شکوفایی این صنعت و حضور بیشتر در بازارهای منطقه ای و بین المللی
برنامه ریزی و از سرمایه گذاری ها حمایت کنیم.

پروژه جاسوسی از تاسیسات هسته ایران در عمق 200 متری


عصر ایران - به اعتقاد کارشناسان امنیتی غرب، امکانات اتمی ایران به حدی در اعماق زمین قرار گرفته که نابودی کامل و حتی تخریب آنها برای اسراییل طی حمله هوایی امری سخت خواهد بود.

هفته نامه نیوزویک چاپ آمریکا در این مورد نوشت: در مصاحبه ای که با یکی از مقامات امنیتی غرب داشتیم و وی به شرط عدم افشا نامش با ما صحبت کرد و نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که حداقل چهار مرکز کلیدی اتمی در ایران موجود است و همه آنها در تونلهایی در اعماق بیش از 200 متری سطح زمین قرار دارند که دور تا دور آنها محافظت شدید می شود.

بنا به گزارش هفته نامه مذکور، تخریب و حتی آسیب رسانی جدی به تاسیسات اتمی ایران مستلزم فرود آوردن تعداد زیادی بمب های چند تنی با قدرت تخریب بالاست که جملگی باید در محلی یکسان و شناسایی شده فرود آیند و همین نکته، فرضیه حمله را ناکام می گذارد.

دیوید آلبرایت از کارشناسان سابق سازمان ملل در امور فعالیت های اتمی به نیوزویک گفت: چنین هدف هایی برای حمله سخت هستند.

هفته نامه مذکور مدعی شد که سازمان جاسوسی آلمان که با حروف اختصار بی.ان.دی شتاخته می شود و معادل سی.آی.ای آمریکا است، چندی پیش فردی ایرانی-کانادایی به نام سازمانی "سندباد" را به کار گرفت تا از طریق او به ایران تاسیسات مورد نیاز در نیروگاه ها را بفروشد و در عوض اطلاعات خوبی برای این سازمان مهیا کند که شامل نحوه حفاری و عکسهایی از ماشینهای خاکبرداری در تاسیسات اتمی بوده است.

نیوزویک تصریح کرد: روند جاسوسی سند باد چندی پیش به دلیل ناهماهنگی ماموران گمرک آلمان با بخش اطلاعات، شکست خورد زیرا حین ورود او به کشور، به دلیل همراه داشتن اطلاعات مشکوک، به اتهام انتقال تکنولوژی موشکی به ایران دستگیر شد و بدین ترتیب، یکی از بزرگترین پروژه های جاسوسی از تاسیسات اتمی ایران متوقف شد.

مسابقه پرتاب موشک‌های زمین به زمین ارتش

مسابقه پرتاب موشک‌های زمین به زمین برای نخستین بار در ارتش و طی اقدامی نوآورانه برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی کل ارتش، امیر سید عبدالرحیم موسوی جانشین فرمانده کل ارتش با اشاره به اینکه این مسابقه در بین یگان‌های موشکی نیروهای زمینی و هوایی ارتش و از اواخر مردادماه آغاز شده بود، گفت: مرحله نهایی این مسابقات در روزهای اول و دوم آبان در مناطق عمومی استان‌های اصفهان و سمنان با موفقیت به اجرا درآمد.
وی افزود: در اختتامیه این رزمایش موشکی، تیم‌های موشکی شهید سرلشکر آبشناسان و شهید سرلشکر نامجو از نیروی زمینی ارتش و تیم‌های موشکی سرلشکر شهید بابایی و شهید یاسینی از نیروی هوایی ارتش با یکدیگر به رقابت پرداختند و 243 عامل در حوزه تکنیکی و ده‌ها عامل از جمله سرعت در جابجایی، اشغال مواضع و اجرای شلیک در حوزه تاکتیکی مورد ارزیابی قرار گرفت.
به گفته امیر موسوی، احاطه هدف، فریب سامانه‌های رهگیری موشک و اقدامات ضد ضدموشکی از دیگر عواملی بود که در این رزمایش مورد سنجش قرار گرفت.

جانشین فرمانده کل ارتش در پایان از برگزاری مسابقات موشکی ساحل به دریا، سطح به سطح، زیرسطح به سطح، زیرسطح به زیر سطح، و هوا به سطح در آبهای نیلگون کشورمان در آینده نزدیک خبر داد.

روایت شهید صیاد از از عملیات مرصاد

دو سه روز پیش از عملیات «مرصاد» و یا چهار، پنج روز پیش از آن، دشمن (عراقی‏ها) سوء استفاده می‌کرد. جمهوری اسلامی تازه داشت قطعنامه را می‏پذیرفت که عراقی‌ها سوءاستفاده کردند. فکر کردند جنگ تمام شد و ما هیچ آمادگی نداریم، آمدند از چهارده محور در غرب کشور، هجوم آوردند. تنگه با وسیی، تنگه هوران، تنگه ترشابه، بعد هم پاسگاه هدایت، پاسگاه خسروی، تنگاب نو، تنگاب کهنه، نفت‏شهر، سومار، سرنی تا مهران حدود چهارده محور. دشمن آمد داخل، رزمندگان ما را دور زدند. ما تا آن روز، چهل تا پنجاه هزار اسیر از آنها داشتیم و آنها اسیر از ما کمتر داشتند. این علمیات، خیلی وحشتناک بود! دلهایمان را غم فراگرفت تا آنجا که امام فرموده بود: «دیگر نجنگید». من توی خانه بودم که یک دفعه ساعت 30/8 شب، معاون عملیات ستاد کل که در آن موقع یکی از برادران سپاه بود، به من زنگ زد و گفت: فلان کس! دشمن از سرپل ذهاب، گردنه پاتاق با سرعت ‏به جلو می‏آید. همین جوری سرش را انداخته پایین می‏آید. من گفتم: کدام دشمن؟! اگر از یک محور دارد می‌آید پس چه جور دشمن است؟! گفت: نمی‏دانیم. گفت: همین طور آمده الان به کرند هم رسیده و کرند را هم گرفتند. چون بعد از پاتاق، می‏شود کرند، بعد از کرند، می‏شود اسلام‏آباد غرب و سپس می‏آید به کرمانشاه. گفت: همین جور دارد جلو می‏آید. گفتم: این چه جور دشمنی است؟ گفت: ما هیچی نمی‏دانیم. گفتم: حالا از ما چه می‏خواهید؟ گفتند: شما بیایید بروید منطقه. خلاصه گفتم: اول یک حکمی بنویسد که من رفتم آنجا، نگویند تو چه کاره‏ای؟ درست است نماینده حضرت امام هستم، ولی نمایندگی حضرت امام از نظر فرماندهی، نقشی ندارد. او گفت: هر حکمی می‌خواهی، بگو ما می‏نویسیم. ما هر چه فکر کردیم، دیدیم مغزمان کار نمی‏کند. حواسمان پرت شد که این دشمن، چه کسی است. آخر گفتم: فقط به هواپیما بگویید که ساعت 30/10 آماده بشود، ما با هواپیما برویم به کرمانشاه. هواپیما آماده کردند. ساعت 30/10 رفتیم کرمانشاه. رسیدیم کرمانشاه، دیدیم اصلا یک محشری است. مردم از شدت وحشت ریخته‌اند بیرون شهر. این جاده بین کرمانشاه بیستون تقریبا حالت‏ بلواری دارد. تمام پر آدم، یعنی اصلا هیچ کس نمی‏تواند حرکت کند. طاق بستان محل قرارگاه بود. مجبور شدیم پیاده شویم، ماشین گرفتیم، رفتیم تا رسیدیم. تا ساعت 30/1 شب ما دنبال این بودیم، این دشمنی که دارد می‏آید، کیست؟ ساعت 30/1 شب یک پاسداری سراسیمه و ناراحت آمد، گفت: من اسلام‏آباد بودم، دیدم منافقین آمدند، ریختند توی شهر (تازه فهمیدم منافقین هستند ریختند توی شهر) شهر را گرفتند و آمدند پادگان ارتش را که آن موقع ارتش آنجا نبود ارتش همه توی جبهه‏ها بودند فقط باقی مانده آنها بودند، گرفتند.فرمانده، سرهنگی بود که حرفشان را گوش نمی‏کرد. همانجا اعدامش کردند و می‏خواستند بیایند به طرف کرمانشاه، توی مردم گیر کردند، چون مردم بین اسلام‏آباد تا کرمانشاه با تراکتور، ماشین و هر چی داشتند، ریختند توی جاده. پس نخستین کسی که جلوی آنها را گرفته بود، خود مردم بودند. من به آقای «شمخانی‏» که الان وزیر دفاع است و آن وقت معاون عملیاتی در ستاد کل بود، گفتم: فلان کس! ما که الان کسی را نداریم، با کدام نیرو دفاع کنیم؟ نیروهامون هم توی جبهه مانده‏اند. اینجا کسی را نداریم. هوانیروز همین نزدیک است، زنگ بزن به فرمانده آنها، خلبانها ساعت 5 صبح آماده شوند، من می‏روم توجیه‏شان می‏کنم. (از زمین که کسی را نداریم.) با خلبانان حمله می‏کنیم. ایشان به فرمانده هوانیروز زنگ می‏زند و می‏گوید: من شمخانی هستم. فرمانده هوانیروز می‏گوید: من به آقای شمخانی ارادت دارم، ولی از کجا بفهمم که پشت تلفن، شمخانی باشد، منافق نباشد؟ تلفن را من گرفتم. من بیشتر خلبان‌ها را می‏شناختم، چون با بیشتر آنها خیلی به مأموریت رفته بودم. همه آنها آشنا هستند. همین طور زنگ زدم، اسمش «انصاری‏» بود. گفتم: صدای من را می‏شناسی؟ تا صدای ما را شنید، گفت: سلام علیکم و احوالپرسی کرد. فهمید. گفتم: همین که می‏گویید، درست است. ساعت 5 صبح خلبانها آماده باشند تا من توجیه‏شان کنم. صبح تا هوا روشن شد، شروع کنیم، وگرنه، دیگه منافقین بریزند، اوضاع خراب می‏شود. 5 صبح، ما رفته بودیم و همه خلبانها توی پناهگاه آماده بودند، توجیه‏شان کردیم که اوضاع خراب است، دو تا بالگرد جنگی کبری، یک 214 آماده بشوند و با من بیایند. اول ببینم کار را از کجا شروع کنیم. بعد، بقیه آماده باشند تا گفتیم، بیایند. این دو تا کبری را داشتیم. خودمان توی بالگرد 214 جلو نشستیم. گفتم: همین جور سر پایین برو جلو ببینیم، این منافقین کجایند. همین‏طور از روی جاده می‏رفتیم نگاه می‏کردیم، مردم سرگردان را می‏دیدیم. 25 کیلومتر که گذشتیم، رسیدیم به گردنه چار زبر که الان، نامش را گذاشته‏اند «گردنه مرصاد». من یک دفعه دیدم وضعیت غیر عادی است، با خاکریز جاده را بستند. یک عده پشتش سنگر گرفتند و با تفنگ سبک می‌جنگند. اصلا من اسم اینها را ملایکه می‌گذارم. اینها از کجا آمده بودند؟ کی به آنها مأموریت داده بود؟! معلوم نبود. بالگرد داشت می‏رفت. یک دفعه نگاه کردم، مقابل اون ‏ور خاک‏ریز، پشت ‏سر هم تانک، خودرو و نفربر همین جور چسبیده بودند و همه معلوم بود مربوط به منافقین است و فشار می‏آورند تا از این خاکریز رد بشوند. گردانی بوده از سپاه از همین تیپ انصار الحسین مال همدان. اینها عازم منطقه جنوب بودند توی مسیر می آیند با اینها روبه‌رو می‌شوند. همانجا خاکریز می‌زنند. شاید 50 درصد این گردانها شهید می‌شوند، ولی کسی از خاکریز گذر نمی‌کند. به خلبانها گفتم: دور بزنید، وگرنه ما را می‏زنند. به اینها گفتم: بروید از توی دشت؛ یعنی از بغل برویم. رفتیم از توی دشت از بغل. معلوم شد که حدود 3 تا 4 کیلومتر طول این ستون است. من کلاه گوشی داشتم. می‏توانستم صحبت کنم. به خلبان گفتم: اینها را می‏بینید؟ اینها دشمنند بروید شروع کنید به زدن تا بقیه هم برسند. خلبان‌های دو تا کبری‏ها رفتند به طرف ستون، دیدم هر دویشان برگشتند. من یک دفعه داد و بیدادم بلند شد، گفتم: چرا برگشتید؟ گفتند: بابا! ما رفتیم جلو، دیدیم اینها هم خودی‏اند. چی‏چی بزنیم اینهارو؟! خوب اینها ایرانی بودند، دیگه مشخص بود که ظاهرا مثل خودی‏ها بودند و من هر چه سعی داشتم به آنها بفهمانم که بابا! اینها منافقند، گفتند: نه بابا! خودی را بزنیم! برای ما مسأله دارد. فردا دادگاه انقلاب، فلان. آخر عصبانی شدم، گفتم بنشین زمین. او هم نشست زمین. دیدیم حدودا 500 متری ستون زرهی نشسته‏ایم و ما هم پیاده شدیم و من هم به خاطر اینکه درجه‏هایم مشخص نشود، از این بادگیرها پوشیده بودم، کلاهم را هم انداخته بودم توی بالگرد.
عصبانی بودم، ناراحت که چه جوری به اینها بفهمانم که این دشمن است. گفتم: بابا! من با این درجه‏ام مسئولم. آمدم که تو راحت‏ بزنی. مسئولیت ‏با منه. گفت: به خدا من می‏ترسم. من اگر بزنم، اینها خودی‏اند، ما را می‏برند دادگاه انقلاب. حالا کار خدا را ببینید! منافقین مثل اینکه متوجه بودند که ما داریم بحث می‏کنیم راجع به اینکه می‏خواهیم بزنیم آنها را. منافقین سرلوله توپ را به طرف ما نشانه گرفتند. حالا من خودم توپچی بودم. اگر من می‏خواستم بزنم با اولین گلوله، مغز بالگرد را می‏زدم. چون با توپ خیلی راحت می‏شود زد. فاصله یا برد 20 کیلومتری می‏زنیم، حالا که فاصله 500 متری، خیلی راحت می‏شود زد. اینها مثل اینکه وارد هم نبودند، زدند. گلوله 50 متری ما که به زمین خورد، من خوشحال شدم، چون دلیلی آمد که اینها خودی نیستند. گفتم: دیدی خودی‏ها را؟ اینها بچه کرمانشاه بودند، با لهجه کرمانشاهی گفتند: به علی قسم، الان حسابش را می‏رسیم. سوار بالگرد شدند و رفتند. جایتون خالی. اولین راکتی که زد، کار خدا بود، اولین راکت‏ خورد به ماشین مهماتشان. خود ماشین منفجر شد. بعد هم این گلوله‏ها که داخل بود، مثل آتشفشان می‏رفت ‏بالا. بعد هم اینها را هر چه می‏زدند، از این طرف، جایشان سبز می‏شدند، باز می‏آمدند. من دیگه به بالگرد کبری گفتم: بچه‏ها! شماها بزنید. ما بریم به دنبال راه دیگه. چون فقط کافی نبود که از هوا بزنیم، باید کسی را از زمین گیر می‏آوردیم. ما دیگه رفتیم شناسایی کردیم. یک عده توی سه راهی روانسر، یک عده توی بیستون، فلاکپ، هر چه گردان بود، اینها را با بالگرد سوار می‏کردیم، دور اینها می‏چیدیم. مثل کسی که با چکش می‏خواهد روی سندان بزند، اول آزمایش می‏کند، بعد می‏زند که درست ‏بخورد. ما دیگه با خیال راحت دور آنها را گرفتیم. محاصره درست کردیم. نیروهای سپاه هم پس از 24 ساعت از خوزستان رسید. نیروهای ارتش هم از محور ایلام آمد. حال باید حساب کنید از گردنه چار زبر تا گردنه حسن آباد، 5 کیلومتر طولش است. همه اینها محاصره شدند، ولی هرچی زده بودیم، باز جایش سبز شده بود. بعد از 24 ساعت‏ با لطف خداوند، اینان چه عذابی دیدند... بعضی از آنها فراری می‏شدند توی این شیارهای ارتفاعات، که شیارها بسته بود، راه نداشت، هر چه انتظار می‏کشیدیم، نمی‏آمدند. می‏رفتیم دنبال آنها، می‏دیدیم مرده‌اند. اینها همه سیانور خورده بودند و خودشان را کشته بودند. توی اینها، دخترها مثلا فرماندهی می‏کردند. از بی‌سیم‏ها شنیده می‏شد: زری، زری! من به گوشم. التماس، درخواست چه بکنند؟ اوضاع برای آنها خراب بود. ما دیدیم اینها هم منهدم شدند...
بعد گفتیم، برویم دنباله اینها را ببندیم که فرار نکنند. باز دوباره دو تا بالگرد کبری گیر آوردیم و یک بالگرد 214، که رفتم به طرف گردنه پاتاق. از اسلام‏آباد رد می‏شدم، جاده را نگاه می‏کردم که ببینم منافقین چگونه رفت و آمد می‏کنند. دیدیم یک وانت با سرعت دارد می‏رود. حقیقتش دلمون نیامد که این یکی از دستمون در برود. به خلبان کبری گفتم: از بغل با اون توپت - توپ 20 میلی متری خوبی دارند که از 2-3 کیلومتری خوب می‏زند- یک رگباری بزن، ترتیبش را بده. گفت: اطاعت می‌شه. تا آمدم بجنبم، دیدم بالگرد رفته بالای سرش، مثل اینکه می‏خواهد اینها را بگیرد، من گفتم: «جلو نرو زیرا اگر بروی جلو، می‏زنندت.» یک دفعه بالگرد را زدند، دیدم بالگرد رفت، خورد به زمین شخم زده. یک دود غلیظی مثل قارچ، بلند شد؛ مثل اینکه دود از کله ما بلند شد که ای کاش نگفته بودیم: برو! اشتباه کردم. حالا چکار کنیم؟ خلبان را نجات بدهم، ما را هم می‏زدند. آنجا پر منافق بود. به هر صورت، خلبانها را راضی کردم که برویم یک آزمایش کنیم، ببینیم می‏توانیم که خلبان را نجات بدهیم. دیدیم بالگرد دومی گفت: من توپم کار نمی‏کند، نمی‏توانم پشتیبانی کنم. برویم آنجا، می‏زنند. گفتم: هیچی، اینها که شهید شدند، برویم به طرف ادامه هدف. رفتیم محل را شناسایی کردیم. حدود یکی دو گردان نیرو را من توی گردنه پاتاق پیاده کردم و راه را بر آنها بستم که فرار نکنند. برگشتیم، شب شد. صبح ساعت 8 بود که من توی طاق بستان بودم. یک دفعه، تلفن زنگ زد. فرماندهی هوانیروز گفت: فلان کس! دو تا خلبان پیش من هستند، دو تا خلبانی که دیروز گفتی شهید شدند. گفتم: چی؟ من خودم دیدم شهید شدند! گفت: آنها آمدند. بعد، خودمان را به خلبانها رساندیم. تعریف کردند و گفتند: ما رفتیم آنها را از نزدیک کنترل کنیم، ما را زدند. سیستم‌های فرمان بالگرد، قفل شد؛ یعنی دیگه کنترل نبود. ما فقط با هنر خودمان، زدیم به خاک به صورت سینمال، که سقوط نکنیم. وقتی زدیم، یک دفعه دیدیم موتور دارد آتش می‏گیرد ولی ما زنده‏ایم. هنوز یکی از کابین‌ها باز می‏شد. لکن کابین دیگری باز نمی‏شد، قفل شده بود. شیشه‏اش را با سنگ شکستیم، آمدیم بیرون، دوتایی از این دود استفاده کردیم و به طرف تپه مقابل فرار کردیم. بعد، منافقین که آمدند، دیدند جایمان خالی است، رد پایمان را دیدند و دیدند که ما داریم پای تپه می‏رویم. افتادند دنبال ما. بالای تپه رسیدم. نه اسلحه‏ای داریم نه چیزی. خدایا! (شهادتین را می‏گفتیم). کار خدا، یک دفعه دیدیم از طرف ایلام دو تا کبری آمدند. اصلا چه جوری شد که یک دفعه اونجا پیدا شدند؟! آمدند به طرف جاده، شروع کردند به زدن اینها و آنها هم پا به فرار گذاشتند. حالا اینها از این ور فرار می‏کنند، ما از اون ور فرار می‏کنیم. ما هم از فرصت استفاده کردیم به طرف روستاهایی که فکر کردیم داخل آنها، دیگه منافق نیست، رفتیم. بعد، رسیدیم به روستا، و خیالمان راحت‏ شد که دیگر نجات پیدا کردیم. تا رفتیم توی روستا، مردم دور ما را گرفتند. منافقین! منافقین! گفتیم: بابا! ما خودی هستیم. ما خلبانیم. گفتند: نه، شما لباس خلبانی پوشیدید و شروع کردند به کتک زدن ما. کار خدا یکی از برادرهای سپاه اونجا پیدا شده، گفته: شما کی را دارید می‏زنید؟ کارتشان را ببینید. کارتمان را دیدند، گفتند: نه بابا! اینها خلبانند. شروع کردند روبوسی با اینها یک پذیرایی گرم. صبح هم بالگرد کبری آنجا پیدا شده بود. بالگرد کمیته، ساعت 8 آنها را رسانده بود به محل پایگاه، که آنها را ما حالا دیدیم. به هر حال خداوند متعال در آخر این روز جنگ یا عملیات «مرصاد» به آن آیه شریفه، عمل کرد که خداوند در آیه شریفه می‏فرماید: «با اینها بجنگید، من اینها را به دست ‏شما عذاب می‏کنم و دلهای مؤمن را شفا می‏دهم و به شما پیروزی می‏دهیم.» (توبه-14) و نقطه آخر جنگ با پیروزی تمام شد که کثیفترین و خبیث‌ترین دشمنان ما (منافقین) در اینجا به درک واصل شدند و پیروزی نهایی، ما یک پیروزی عظیمی بود.
منبع : ساجد 
          انجمن هوافضا

از کاپیتان خانلری بیشتر بدانیم

تصویر

در تاریخ 26/03/1341 در خانواده ای مذهبی در جنوب تهران و در شهر مذهبی ری به دنیا آمدند. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و قبل از پایان تحصیلات متوسطه با شروع زمزمه های انقلاب اسلامی در سال 56 و 57 در صف مبارزان و یاران امام (ره) قرار گرفته و دوشادوش مردم غیورمرد ایران در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت نمودند.

ایشان همچنین در هدایت همکلاسیهای خود برای مبارزه با رژیم طاغوت نقش بسزایی داشتند که اوج آن را می توان راهپیمایی 16 و 17 شهریور سال 1357 و بویژه شهادت تعداد زیادی از هموطنان در 17 شهریور دانست.

پس از پیروزی انقلاب به صف خدمتگزاران انقلاب و امام (ره) در کمیته انقلاب اسلامی پیوسته و ضمن خدمت بسیج، دیپلم خود را نیز اخذ نمودند.

آموزش زبان انگلیسی عمومی و تخصصی را در سال 63 و آموزش خلبانی را نیز از سال 64 لغایت 65 به پایان رساندند.
در زمان جنگ تحمیلی، ایشان در جبهه های نبرد حق علیه باطل تا پایان جنگ پروازهای متعددی داشتند که حضور ایشان، استناد به سوابق مربوط می باشد. در 8 سال دفاع مقدس وی خلبان بالگرد بوده است.
از جمله در عملیات های فتح 7 ، نصرهای 4 و 5 و 7 ، مرصاد، عملیات برون مرزی قرارگاه رمضان و قرار گاه صاعقه. ضمناً لازم به ذکر می باشد که یکی از برادران ایشان از آزاده های گرامی و خود نیز جانباز 26% می باشد.

حسین خانلری فرمانده انتظامی شرق تهران بزرگ به مدت 19 ماه درسالهای 74-1373 ، فرماندهی منطقه انتظامی اسلام شهر بعد از غائله شهر مذکور به مدت 4 سال در سالهای 78-1374 ، معاون امنیتی انتظامی ناحیه انتظامی استان تهران به مدت حدودا 2 سال درسالهای 79-1378 ، فرمانده پلیس فرودگاه های کشور به مدت تقریبی 2 سال در سالهای 80-1379 ، فرمانده هواپیمایی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از سال 1380 بود.


از مدارک ایشان:

مدرک کارشناسی ارشد دوره مدیریت
مدرک خلبانی هواپیما در مقطع CPL-INST
اخذ تایپ پروازی هواپیمای BOING 727
اخذ تایپ پروازی هوایپمای جت فالکن
اخذ تایپ هواپیمای فوکر 100
خلبان ACTIVE در پرواز با هواپیمای F-100
و در حال حاضر دانشجوی دوره دکترای مدیریت در دانشگاه امام حسین (ع)

از مسؤولیتهای ایشان:

مسؤول بسیج در شهر ری ( اوایل انقلاب)
معاون گردان در سال 1362
فرمانده گردان در سال 1362
فرمانده هواپیمایی نیروی انتظامی ج.ا.ا از سال 1380 لغایت 24/10/1385

از افتخارات ایشان:

اخذ نشان خلبانی از دست مبارک مقام معظم رهبری در سال 1365
برگزیده شدن بعنوان خلبان نمونه در دو نوبت
اخذ لوح تقدیر مدیر نمونه از دست مبارک ریاست محترم جمهوری در سال 1385  

منبع:انجمن هوافضا

بوئینگ 747 باری "ایران ایر" به پرواز درآمد

 خبرگزاری فارس: وزیر راه و ترابری از ورود سه فروند هواپیمای جدید متعلق به "ایران ایر" به ناوگان هوایی کشور از جمله یک فروند بوئینگ 747 باری خبر داد. حمید بهبهانی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس با اشاره به ورود 3 فروند هواپیما به ناوگان هوایی کشور گفت: این هواپیماها شامل 2 فروند ایرباس مسافری و یک فروند بوئینگ باری است. وی افزود: این 3 فروند هواپیما متعلق به شرکت ایران ایر می‌باشد. به گفته وی، پیشتر این شرکت اقدام به خرید 2 فروند هواپیمای ایرباس از کشور ترکیه کرده بود که بدلیل برخی مشکلات حقوقی، امکان پرواز نداشتند که اخیرا با رفع آنها مجوز پرواز در ناوگان هوایی کشور را کسب کرده‌اند. وزیر راه افزود: بوئینگ باری خریداری شده ظرفیت حمل 100 تن بار را دارد. خبرگزاری فارس پیشتر (خرداد ماه سال جاری) نیز خبری منتشر کرده بود مبنی بر اینکه با اتمام مذاکرات، یک فروند هواپیمای بوئینگ 747 باری بزودی به ناوگان هواپیمائی کشور افزوده می‌شود که برخی مسئولان یکی از شرکتهای هواپیمایی ابراز نگرانی کردند که انتشار این خبر موجب لغو قرارداد خرید هواپیما شود، ولی بنابر گفته وزیر راه و ترابری این هواپیما وارد کشور شد و هم اکنون به ناوگان هوایی کشور پیوست.

مرگ فقیر و پولدار نمی شناسد!!!

تصویر



روز شنبه مورخ 4 اسفند 1386 یک فروند بمب افکن B2 نیروی هوایی آمریکا هنگام برخاستن ازباند پایگاه هوایی Andersen واقع در جزیره گوام سقوط کرد.

2 خدمه این هواپیما بیرون پریدن که کمک خلبان از ناحیه ستون فقرات آسیب شدید دید.

علت این سانحه ، خطای کامپیوترهای هواپیما درمحاسبه سرعت و ارتفاع بوده است.

دلیل خطای کامپیوترها هم وجود رطوبت و اتصال در سوکت کابل های کامپیوترهای اطلاعات هواپیما اعلام گردیده است. 
منبع:انجمن هوافضا

وقتی تکنولوژی مرزها را در می نوردد.

یک شبکه تلویزیونی در آمریکا با اعلام خبر کشف کبوترهای جاسوس حوالی نیروگاه اتمی نطنز، ضریب امنیت نیروگاه مذکور را بالا توصیف کرد.

به گزارش شبکه خبری ای. بی. سی آمریکا، بعد از آنکه خبر کشف کبوترهایی که برای شبکه جاسوسی نامشخصی کار می کردند و آموزش دیده بودند فاش شد، منابع اطلاعاتی پرورش دهنده این حیوانات از کسب اطلاعات بیشتر ناامید شده اند.

این شبکه افزود: این کبوترها با حمل گیرنده و فرستنده های ماهواره ای، قصد شناسایی منطقه را داشتند که توسط نیروهای اطلاعاتی ایران شکار شدند.