ترجیح میدهم پای پیاده سفر کنم، ولی با "هما" سفر نکنم
خبرگزاری فارس: موسسه تحقیقاتی اسکای ترکس (SKYTRAX) که از معتبرترین شرکتهای رتبه بندی شرکتهای هواپیمایی دنیا است، طی گزارشی به نظرسنجی از مسافران در خصوص پروازهای شرکت هواپیمایی هما پرداخت.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، موسسه تحقیقاتی اسکای ترکس (SKYTRAX) از معتبرترین موسسات رتبه بندی شرکتهای هواپیمایی و فرودگاههای دنیا است و در حال حاضر 225 شرکت هواپیمایی دنیا را سالانه رتبه بندی می کند. این شرکت که در سال 1989 در لندن تاسیس شد، متعلق به بخش خصوصی است و 19 سال سابقه فعالیت دارد.
یکی از مهمترین ابزار رتبه بندی این شرکت که از یک تا پنج ستاره به شرکتها هواپیمایی اختصاص می دهد، نظرسنجی از مسافران شرکتهای هواپیمایی است. در این راستا نظر سنجی "اسکای ترکس" از مسافران شرکت هواپیمایی ایران ایر به شرح زیر منتشر می شود.
*ترجیح میدهم پای پیاده سفر کنم، ولی با "هما" سفر نکنم
"میم شمس که روز 14 اوت 2008 با یک فروند هواپیمای قدیمی بوئینگ 747 از کپنهاگ به تهران بازگشته است می گوید ، ترجیح می دهم دفعه بعد که بخواهم به تهران سفر کنم تمام مسیر را پای پیاده بروم ولی با شرکت ایران ایر مسافرت نکنم . خدمه هواپیما هیچ توجهی به مسافرین ندارند . زمانی که زنگ مخصوص را می زنیم ، خدمه هیچ توجهی به شما ندارند و به سراغتان نمی آیند . اگر خوش شانس باشید و اگر کنارتان رد شوند ، می توانید درخواست خود را با آنها مطرح کنید" .
*سیستم تهویه هوا کار نمی کرد
استیو تان که چهارم ژوئن 2008 با یک فروند ایرباس قدیمی از دوبی به تهران آمده است ، می گوید: سیستمهای تهویه هوای هواپیما کار نمی کرد ، بنابراین مسافرین مجبور بودند بیش از 30 دقیقه هوای نامساعد را تحمل کنند . خدمه هواپیما با درخواست مسافرین آب خنک می آوردند . غذا خوب بود . با توجه به عمر هواپیما ، انتظارات ما برآورده شد . تنها از این خوشحالم که به سلامت فرود آمدیم .
*پرواز سر ساعت و به موقع انجام شد
محمد ضیا ابراهیمی 27 می 2008 که با پرواز بیزینس کلاس مسافرت کرده ، می گوید ، خدمه هواپیما کمک و یار مسافرین بودند . هواپیمای 747 بسیار قدیمی بود ولی پرواز سر ساعت و به موقع انجام شد .
*دریغ از یک لبخند خدمه پرواز
ام یالفانی 22 ژانویه 2008 با هواپیمای ایرباس 300-600 از آمستردام به تهران آمده است . وی می گوید ، پرواز از آمستردام به موقع انجام شد . رفتار خدمه هواپیما دوستانه بود ، گرچه آنها از یک لبخند خشک و خالی خودداری می کردند . سیستم هدفون در صندلی من کار نمی کرد . غذا خوب بود . پرواز برگشت به علت بارش برف سنگین ، 5/2 ساعت تاخیر داشت . در مجموع با توجه به عمر هواپیما و امکانات آن ، از خدمات ایران ایر راضی بودم .
ادامه این گزارش جالب را در ادامه مطلب دنبال نمائید
دوستان خوب و همیشگی وبلاگ مجله هوایی ۲۷ شهریور سال ۱۳۴۷ سالروز ورود اولین اف ۴(فانتوم)به ایران عزیز بود یعنی حدود چهل سال پیش.به همین مناسبت مقاله ای برای شما آماده گردیده که منبع آن سایت انجمن هوافضا (دوست خوبمان jsfعزیز) می باشد.در مقاله ذیل به نکاتی اشاره گردیده که اگرچه در بعضی خطوط نقد های دور از انصاف روا داشته شده است ولیکن در برگیرنده رویدادهایی است که بر نیروی هوایی ما صورت پذیرفته .با این اوصاف این مقاله می تواند تاریخچه ورود و خدمت این جنگنده در کشور عزیزمان ایران را برای شما بزرگواران روشن سازد.مقاله فوق بدلیل حجم بالا در چند بخش به شما تقدیم می گردد.در پایان لازم به ذکر است این وبلاگ در مورد صحت مسائل عنوان شده در مقاله فوق هیچ گونه مسئولیتی نداشته و پاسخگو نخواهد بود.
نکته:بدلیل رعایت مسائلی که این وبلاگ خود را پایبند آن می داند آن دسته از اطلاعات و آمار و ارقامی که در این مقاله ذکر شده در بخش هایی که لازم بوده دستخوش خود سانسوری گردیده است.
خرید RF-4E ملقب به دم سفیدهای ایرانی
بر اساس پروژه ای با نام ژن تیره یا Dark Gene قرار بر این شد تا علاوه بر ساخت ایستگاههای راداری برد بلند CIA و NSA آمریکا چندین فروند RF-5A و RF-4C/E تحویل نیروی هوایی شوند در صورتی که مورد استفاده نیروی هوایی در ماموریتهایی در خاک شوروی قرار گیرند.طبق قرار دادی میان ایران و آمریکا 12 فروند RF-5A تحویل نیروی هوایی ایران شد تا پیش از ورود RF-4 به نیروی هوایی دو فروند از آنها هنگامی که در حال انجام ماموریتهای شناسایی در خاک شوروی بودند و با خلبانان آمریکایی پرواز میکردند ساقط شدند.به دلیل ضعف دفاعی این پرنده هاو دوربینهای عکسبرداری ضعیف آنها نسبت به فانتوم.نیروی هوایی آمریکا دو فروند از RF-4C های مستقر در انگلستان و آلمان خود را به ایران میفرستد شماره سریالهای این دو ۰۳**-69 و ۰۶**-69 بود این فانتومها علاوه بر آموزش خلبانان ایرانی به ماموریتهای مشترک خلبانان ایرانی و آمریکایی در خاک شوروی میرفتند.این دو هواپیما پس از چند ماه خدمت در ایران در روز 17 مرداد 1349 به پایگاههای خود در انگلستان و آلمان بازگشتند.
یک ماه بعد نیروی هوایی ایران سفارش ؟ فروند RF-4E را به شرکت McDonnell Douglas میدهد.گفته میشود در سال 1349 این پرنده ها تحویل ایران شدند اما به نظر میرسد به جای تحویل این فانتوم ها چند فروند RF-4C نیروی هوایی آمریکا به ایران فروخته شده یا موقتا تحویل داده شدند.این فانتومهای آمریکایی در ایران از سال 1350 تا سال 1357 دهها ماموریت شناسایی و جاسوسی در جنوب شوروی بر فراز کشورهای آذربایجان و ارمنستان و در موارد نادر بر فراز ترکمنستان نیز انجام دادند.
در حقیقت نخستین RF-4E های خریداری شده و تحویل داده شده به ایران به سریالهای 02**-72 الی 02**-72بودند و در نیروی هوایی ایران دارای سریالهای ***-2 الی ***-2 بودند.در سال 1353 نیز چندین فروند RF-4E دیگر به چند فروند فانتوم شناسایی دیگر موجود در ایران اضافه شدند.نخستین اسکادران فانتومهای شناسایی ایران اسکادران 11 شناسایی تاکتیکی مهرآباد بود.اسکادران 31 شکاری تاکتیکی نیز دومین اسکادران شناسایی بود و در سالهای بعد به خصوص در زمان جنگ فانتومهای باقیمانده اسکادران 11 به اسکادرانهای 31 و 61 شناسایی تاکتیکی شاهرخی و بوشهر اعزام شدند.
درکنار فانتومهای تحویل شده به ایران صدها دوربین KA-56 و KA-91 و KS-87 به همراه لنزهای 3 و 6 و 18 اینچی تحویل داده شدند این دوربینهای در زمان خود بهترین دوربینهای تصویربرداری هوایی بودند و بوسیلهء پرتاب و Flare یا شراره توانایی تصویربرداری در شب را نیز داشتند.
در اواخر عمر حکومت فقید پهلوی چند فروند RF-4E به ایالات متحده سفارش داده شد که با وقوع انقلاب هیچ کدام تحویل نیروی هوایی ایران نشدند سریال این فروند ها عبارت بود از 057*-78 الی 086*-78
بین سالهای 1350 الی 1357 تعدادی فروند از RF-4D/E های ایران ساقط شدند.
28 نوامبر 1973: RF-4C با شماره سریال *510-2 هنگام ماموریت شناسایی در جنوب روسیه مورد اصابت یک موشک R-3S یک فروند MiG-21MS قرار میگیرد خلبانی آن بر عهده شهید شکوهنیا و ریو آن خلبان جان سندرز بود که هر دو اجکت کرده و 16 روز بعد تحویل نیروی هوایی ایران شدند.
24 نوامبر 1976: RF-4E با شماره سریال *506-2 و به خلبانی شهید داریوش جلالی و ریو یعقوب آصفی مورد اصابت چند موشک سام 7 استرلا نیروی های یمن جنوبی قرار گرفت و در این کشور ساقط شد.
اول ژوئن 1977:RF-4E با شماره سریال *505-2 ساقط شد و خلبانان آن اجکت کردند.
تصویر محمد شکوهنیا سمت چپ (که در بهمن ماه 1360 طی یک ماموریت شناسایی بر فراز عراق فانتوم آنها مورد اصابت یک موشک R530 ریو ایشان در این پرواز سرگرد پیروانی بودند که هر دو اجکت کرده ولی شهید محمد شکوهنیا مفقود الاثر میشوند) تصویر سمت راست متعلق به شهید داریوش جلالی (اعدام در سال 1359 به علت شرکت در کودتای نوژه)
تصویری از دم سفید ایرانی با شماره سریال *728-74 پیش از تحویل به نیروی هوایی ایران در یک آزمایش پروازی در آمریکا.اسکادرانهای فانتوم تا سال 1357 عبارت بودند از:پایگاه یکم شکاری مهرآباد:
اسکادران 11شکاری/آموزشی: متشکل از F-4E
اسکادران 11 شناسایی تاکتیکی:متشکل از RF-4E
پایگاه سوم شکاری شاهرخی:
اسکادران 31 شناسایی تاکتیکی:متشکل از RF-4E
اسکادران 32 شکاری:متشکل از F-4E و F-4D
اسکادران 33 شکاری:متشکل از F-4E
پایگاه ششم شکاری بوشهر:
اسکادران 61 شکاری:متشکل از F-4E
اسکادران 62 شکاری:متشکل از F-4E
پایگاه هفتم شکاری شیراز:
اسکادران 71 شکاری:متشکل از F-4D
پایگاه نهم شکاری بندر عباس:
اسکادران 91 شکاری ملقب به کوسه ها:متشکل از F-4E
اسکادران 92 شکاری:متشکل از F-4E
بالا و وسط:خلبانان اسکادران 11 شکاری مهرآباد
پایین:خلبانان پایگاه سوم شکاری شاهرخیپروژهء بازیگر صلح (ارتقای فانتوم دی های ایرانی):در سال 1357 هشت فروند از F-4D های نیروی هوایی تحت برنامه بازیگر صلح به جستوجوگر های IRST Housing به همراه RHAW پیشرفته و جدید و همچنین هدف گذار لیزری AN/AVQ-9 ملقب به Zot Box که به این فانتومها توانایی استفاده از بمبهای هدایت لیزری از جمله GBU-10 Paveway I را داشتند. پس از انقلاب نیروی هوایی 20 کیت بمبهای هدایت تلویزیونی GBU-8 و GBU-9از ایالات متحره دریافت میکند تقریبا همهء کیتهای GBU-8 پس از جنگ باقی میمانند. طی پروژه ای تصمیم بر ساخت بمب هدایت تلویزیونی جدید توسط نیروی هوایی تحت نام قدر گرفته میشوند طی این پروژه بیش از 10 بمب Mk-84 بوسیلهء کیتهای هدایت اپتیکالی GBU-8 به بمبهای مجهز به موشک میشوند موتور این بمبها موتور موشک ضدهوایی AIM-120B هاک بود که در آن زمان هنوز تعداد زیادی از آنها باقیمانده بود نام این بمب GBU-67/B قدر نام داشت و از سلاح معدود فانتوم دی های ارتقا یافته باقیمانده از جنگ ایران و عراق بود.سوانح فانتومهای ایرانی تا سال 1357:مجموعا ؟ فروند F-4D به دلایل مختلف ساقط شدند.
شماره سریال آنها عبارت بود از: (به ترتیب تاریخ تحویل از بالا به پایین)
*63-3
*02-3
*03-3
*05-3
*68-3
*13-3
77*-3
6*4-3
6**-3
تعداد F-4E های ساقط شده برابر با ؟ فروند که شماره سریال 11 فروند از آنها به ترتیب زیر است:
69*-3
*98-3
6*6-3
*51-3
7*4-3
*64-3
76*-3
7**-3
798-3
**54-3
6**3-3
RF-4Eهمچنین تعداد های ساقط شده سه فروند:
6**5-2
***-2
651*-2
اسلحه اشباح ایرانی!!
F-4D Phantom II
در بعد هوایی:
بعد هوایی:رادار AN/APQ-109A با برد نهایی 50 مایل و برد مفید 35 مایل قابلیت استفاده این فانتوم ها از موشکهای هدایت راداری AIM-7E-2 اسپارو را ایجاد میکند.
دومین سلاح در درگیری هوایی این فانتومها موشکهای گرمایابAIM-9J-1 سایدویندر بود که بعدا با خریداری موشکهای AIM-9P جایگزین آن شد
سومین سلاح فانتوم دی در نبردهای هوایی توپ SUU-23A بود.
در بعد زمینی:
بمبهای سقوط آزاد Mk-82/3/4 و همچنین بمبهای M-117 همچنین فانتوم دی هایی که تحت برنامه بازیکن صلح ارتقا یافتند توانایی حمل بمبهای هدایت لیزری GBU-10LGB را داشتند.
ادامه دارد...
به امید روزی که خلبانان رشید و دلاور ایران زمین سوار بر بهترین مرکب ها آسمان ایران زمین را برای تمامی دشمنان نا امن سازند.سرفراز باشید.

پلیس هوایی
لزوم تجهیز ناوگان ماهان به سیستم ترمز های ABS
بوئینگ 707 تشریفات ایران(مورد علاقه همه عکاسان هوایی جهان)
عکس پرتره ای از 747 هما
فوکر 100 تازه وارد شرکت نفت
به ایران خوش آمدی
فالکن 900 ایتالیا در مهرآباد





دوستان خوب و همیشگی وبلاگ مجله هوایی ۲۷ شهریور سال ۱۳۴۷ سالروز ورود اولین اف ۴(فانتوم)به ایران عزیز بود یعنی حدود چهل سال پیش.به همین مناسبت مقاله ای برای شما آماده گردیده که منبع آن سایت انجمن هوافضا(دو ست خوبمان jsfعزیز) می باشد.در مقاله ذیل به نکاتی اشاره گردیده که اگرچه در بعضی خطوط نقد های دور از انصاف روا داشته شده است ولیکن در برگیرنده رویداد هایی است که بر نیروی هوایی ما صورت پذیرفته .با این اوصاف این مقاله می تواند تاریخچه ورود و خدمت این جنگنده در کشور عزیزمان ایران را برای شما بزرگواران روشن سازد.مقاله فوق بدلیل حجم بالا در چند بخش به شما تقدیم می گردد.در پایان لازم به ذکر است این وبلاگ در مورد صحت مسائل عنوان شده در مقاله فوق هیچ گونه مسئولیتی نداشته و پاسخگو نخواهد بود.
نکته:بدلیل رعایت مسائلی که این وبلاگ خود را پایبند آن میداند آن دسته از اطلاعات و آمار و ارقامی که در این مقاله ذکر شده در بخش هایی که لازم بوده دستخوش خود سانسوری گردیده است.
بیست و هفتم شهریور 1387 چهلمین سالگرد ورود فانتوم به نیروی هوایی
چهل سال پیش در چنین روزی یعنی 27 شهریور 1347 مصادف با 17 سپتامبر 1968 نخستین فانتوم های ایران در فرودگاه مهرآباد به زمین نشستند و بدین ترتیب شیرازه قویترین نیروی هوایی خاورمیانه تا سال 1357 تشکیل شد.
در بهار سال 1345 نیروی هوایی ایران به دنبال جنگنده بمب افکنی برای جایگزینی F-84G های نیروی هوایی بود که در آن زمان به تعداد 32 فروند تنها جنگنده بمب افکنهای نیروی هوایی ایران محسوب میشدند.
پس از تحقیق فراوان فرماندهان و مقامات نیروی هوایی سر انجام تصمیم گرفته شد تا برای جایگزینی تاندرجت های نیروی هوایی جنگنده فانتوم انتخاب شود.در ابتدا مجلس سنای آمریکا مخالف فروش این جنگنده ها به ایران بود که در زمان خود از پیشرفته ترین جنگنده های غرب بودند.
در نهایت با اصرار ایران و صلاحدید مقامات آمریکایی در تیرماه 1345 قرارداد خرید 16 فروند F-4D با ایالات متحده آمریکا بسته شد.
ماهنامه ارتش به تاریخ 29 بهمن ماه 1345 در بارهء خرید جتهای جنگنده فانتوم چنین نوشت:
یک اسکادران از قویترین هواپیماهای آمریکا تحویل ایران میشود.
منابع مطلع واشنگتن امروز اعلام کردند که در بهار آینده یک اسکادران هواپیماهای ((فانتوم اف-4)) که از قوی ترین هواپیماهای امریکاست و قرارداد خرید آن قبلا نوشته شده در بهار آینده تحویل دولت ایران خواهد گردید.
در ابتدا قرار بود که 16 فروند F-4D در بهار سال 1346 تحویل نیروی هوایی ایران شوند که در نهایت با درخواست ایران مبنی بر خرید 16 فروند F-4D دیگر تاریخ تحویل نخستین فانتومهای ایران شهریور 1347 تعیین شد. تا پایان سال 1349 32 فروند F-4D تحویل نیروی هوایی ایران شد و نخست فانتومهای تحویلی جایگزین F-84G های اسکادران 11 شکاری مهرآباد شدند.دومین پایگاه شکاری فانتوم ها پایگاه سوم شکاری شاهرخی همدان بود.
سریال بندی F-4D های نیروی هوایی شاهنشاهی ایران بدین گونه بود:
در ابتدا 601-3 الی 632-3 که در سال 1354 به 663-3 الی 691-3 تغییر کرد.
تصویری از خلبانان و فرستادگان نیروی هوایی ایران به پایگاه سیمور جانسون کارولینای شمالی در روز 26 تیرماه 1346 این خلبانان برای آشنایی با قابلیتها و تواناییهای فانتوم دی به این پایگاه فرستاده شدند.
بالا: جشن تحویل نخستین 4 فروند F-4D در پایگاه یکم شکاری در روز 27 شهریور ماه 1347.
پایین:4 فروند فانتوم دی در رژه ارتش سال 1348
بالا:نخستین فانتوم تحویلی به نیروی هوایی ایران با شماره سریال 601-3 در نخستین روزهای تحویل خود.
پایین:تصویر دومین فانتوم تحویلی به نیروی هوایی ایران با شماره سریال 602-3 در نخستین روزهای تحویل.
سفارش های جدید نیروی هوایی ایران در سال 1348:در سال 1348 به منظور قدرتمند ساختن نیروی هوایی ایران و تجهیز پایگاههای شکاری نوین ایران به جنگنده بمب افکنهای مدرن قرارداد خرید 32 فروند F-4E تحت نام کاربر صلح دو بسته شد.تحویل این فانتومهای جدید از اواخر اسفند ماه سال 1349 آغاز شد فانتومهای تحویلی از نخستین فانتومهای سری ئی بودند به همین خاطر فاقد اسلاتهای لبهء حمله بال بودند که در سالهای بعد پس از اورهال بر روی آنها نصب شد همچنین تعدادی از آنها توانایی حمل و استفاده از موشک ماوریک داشتند .
فانتوم ئی های نیروی هوایی آمریکا با شماره سریالهای 7711-69 الی 7742-69 تحویل ایران شدند و بر روی آنها سریالهای نیروی هوایی ایران به ترتیب 633-3 الی 664-3 درج شد.(که در دیماه سال 1354 سریال آنها به ***6-3 تغییر یافت)
پایگاهها:
این پرنده ها در بدو ورود به پایگاههای هفتم و سوم شکاری منتقل شدند و فانتومهایی که توانایی شلیک ماوریک داشتند عمدتا به پایگاه 6 شکاری بوشهر یا 9 شکاری بندعباس منتقل شدند.
از این میان نخستین سری تحویلی فانتوم ئی ها میتوان به فانتوم 6530-3 متعلق به اسکادران 91 شکاری پایگاه 9 شکاری بندر عباس اشاره کرد.
قرارداد دومی نیز تحت نام کاربر صلح سه بین دولت ایران و ایالات متحده در سال 1350 بسته شد مبنی بر فروش 73 فروند F-4E این بار به همراه اسلاتهای لبه بالها همچنین مجهز به کابین خلبان پیشرفته تر ملقب به Mod.556 بودند.متعاقبا 49 فروند فانتوم دیگر به قرارداد اضافه شد که به سامانه درخت جنگی (Combat Tree enemy) سری APX-80 به همراه سامانه تشخیص دوست از دشمن جدید و سامانه ناوبری دیجیتالی جدید.همچنین بیشتر آنها مجهز به TISEO بودند و قابلیت استفاده از موشک های AGM-65 ماوریک را داشتند.
شماره سریال تامکتهای تحویلی به ایران به ترتیب 1094-71 الی 1166-71 و 1519-73 الی 1554-73 که به ترتیب سریالهشان در نیروی هوایی ایران 723-3 الی 795-3 و 796-3 الی 831-3 میباشند که در دیماه 1354 به سریال (***6-3 تغییر کردند)
پایگاهها:
پایگاه سوم شکاری
پایگاه ششم شکاری عمدتا سازگار با ماوریک
پایگاه نهم شکاری عمدتا سازگاربا ماوریک
از میان این فانتومها میتوان به **65-3 اشاره کرد این فانتوم یکی از 49 فروند فانتومی هست که مجهز به TISEO و کابین جدید تر نسبت به فانتومهای قبل از خود بود این فانتوم متعلق به اسکادران 31 شکاری ؟ است.
آخرین سفارش نیروی هوایی برای خرید فانتوم ئی در سال 1351 بود با نام کابر صلح چهار طبق این سفارش 35 فروند فانتوم ئی از ایالات متحده خریداری شدند. آخرین فانتوم تحویلی از این گروه در سال 1357 تحویل ایران شد.این فانتوم ها بهترین فانتومهای ایران از نظر اویونیک و تجهیزات الکترونیکی و مدیریت جنگ افزار بودند.بدین خاطر که فقط مجهز به دوربین AN/ASX-1 نبودند بلکه مجهز به درخت جنگی APX-80 و سامانهء ناوبری دیجیتالی جدید با نام AN/ARN-101 سیستم تشخیص دوست از دشمن جدید و از همه مهمتر کابین مجهز به سامانه هوتاس.سریال بندی فانتومهای تحویلی به شکل 0222-75 الی 0257-75 بود که سریال آنها در نیروی هوایی به ترتیب 6654-3 الی 6681-3 به همراه 6683-3 الی 6688-3 بعلاوه 6691-3 بود.
پایگاهها:از این میان نخستین فانتومهای تحویلی در پایگاه سوم شکاری
و شمار زیادی در پایگاه ششم و نهم شکاری
و آخرین فانتومهای تحویلی مثل 6688-3 در اسکادران 11 شکاری پایگاه یکم شکاری مستقر شدند.
از میان این فانتومها میتوان به **66-3 متعلق به اسکادران ؟ شکاری اشاره کرد:
تصویری از آخرین فانتوم تحویل داده شده به نیروی هوایی ایران یعنی 6688-3
ادامه دارد...
به امید روزی که خلبانان رشید و دلاور ایران سوار بر بهترین مرکب ها آسمان ایران زمین را برای تمامی دشمنان نا امن سازند.سرفراز باشید.
مجله هوایی
اولین هواپیمای A380 از سری 20 فروندی سفارش داده شده توسط کانتاس تحویل این شرکت شد.
به گزارش تیک آف از مراسم تحویل این هواپیما در تولوز فرانسه, جمعی ازمقامات ایرباس - مقامات شرکت هواپیمایی کانتاس و مقاماتی از شرکت رولزرویس حضور داشتند.
آرایش A380 در سه کلاس برابر با 520 صندلی است. اما کانتاس با تغییر آرایش مورد نظر آن را به 4 کلاس تغییر داده که 14 صندلی در کلاس درجه یک - 72 صندلی در کلاس تجاری - 32 صندلی در کلاس شبه اقتصادی و 332 صندلی در کلاس اقتصادی قرار گرفته اند.
همچنین موتورهای هواپیمای تحویلی از نمونه های رولزرویس ترنت 900 هستند.
گفتنی است کانتاس در سال 2000 دوازده فروند از هواپیمای غول پیکر A380 را تحویل داد که پس از آن 8 فروند دیگر نیز درخواست کرد.
منبع:http://www.takeoff.ir

تیمسار خلبان محمدیوسف احمدبیگی به سال 1327 در روستای «قلعهجعفربیک» از توابع شهرستان تویسرکان در یک خانوادة کشاورز و بسیار فقیر متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به اتمام رسانید و برای ادامه تحصیل به تهران آمد. در سال 1348 پس از اخذ دیپلم وارد خدمت در نیروی هوایی شاهنشاهی شد. او ابتدا در رستهء همافری مشغول به تحصیل گردید. پس از گذشت دو سال و پایان این دوره، به دانشکده خلبانی قدم گذارد. در سال 1350 پس از گذراندن مقدمات آموزش پرواز در ایران، به آمریکا اعزام شد. پس از دریافت نشان خلبانی با درجه ستواندومی به ایران بازگشت به عنوان خلبان هواپیمای F-4E مشغول خدمت گردید. پس از وقوع انقلاب، به پایگاه شاهرخی (نوژه همدان) منتقل شد. با شروع جنگ، احمدبیگی به مدت سه ماه اول جنگ، چندین عملیات موفق برون مرزی انجام داد.
28 آذر 1359
صبح روز 28 آذر 1359، زنگ تلفن به صدا درآمد و به من اعلام شد که ساعت 11 صبح «بریف» (1) پرواز دارم و «لیدر» (2) دسته پروازی هستم.
پست فرماندهی
هنگامی که وارد پست فرماندهی شدم، تابلو جدول پرواز را بررسی کردم، متوجه شدم که من لیدر دسته پروازی دو فروندی هستم و شمار دوی من، سروان «اصغر رضوانی» است. سروان «ایرج عصاره» هم که به تازگی از پایگاه بندرعباس آمده بود، آنجا بود. هدفی که برای ما در نظر گرفته شده بود، انهدام هلیکوپترهای ضربتی میل24 هایند عراقی بود که به منظور سالم ماندن از حملات هوایی ایران در زمین فوتبال شهر «بدره» تجمع کرده بودند. بعد از اینکه بریف تمام شد، نقشه مسیر را کشیده و قرار گذاشتیم پس از بلند شدن و بستن چرخها، برای اینکه مطمئن شویم در فرکانس مشترک رادیویی هستیم، فقط یک بار یکدیگر را صدا بزنیم و تا زمان برگشت از ماموریت، کسی حرفی نزند؛ مگر در حالت اضطراری، آن هم به طور مختصر. این مسئله به این دلیل بود که دشمن به وسیله دستگاههای ردیابی، فرکانس موقعیت ما را کشف نکند.
همگی به طرف اتاق «تجهیزات پرسنلی» (3) به راه افتادیم. لباس و کلاه را گرفته به طرف هواپیما رفتیم. همه چیز طبق برنامه و بدون اشکال پیش میرفت. هواپیما را روشن نموده، سیستمهای ریزش اسلحه (4) را چک کردیم، همگی سالم بودند. با برج مراقبت تماس گرفته و آمادگی خود را جهت تاکسی اعلام کردیم. پس از گرفتن اجازه پرواز از برج مراقبت و شروع پرواز با آرایش پرواز «جمع تاکتیکی» (5) در ارتفاع پائین طبق نقشه از پیش تعیین شده به طرف هدف سمت گرفتیم.
هوا آفتابی بود و دید هم خوب. پرواز در ارتفاع پائین احساس خوشی به ما میداد. شب قبل، برف آمده بود. کوهها و تپهها پر از برف شده بودند. هنوز ار کوهها و درهها عبور نکرده بودیم که خودمان را نزدیک مرز دیدیم. متوجه شدم سروان عصاره، مقداری از مسیر منحرف شده است. به ایشان تذکر دادم. سپس مسیر را با کمک خلبانم بررسی کرده و ادامه دادم. پس از چند لحظه، از مرز عبور کرده و ارتفاع را به 70 پایی کم کردم. حدود 15 مایل بود که داخل خاک عراق پرواز میکردیم. درست چند مایل به نقطه گردش به سمت هدف مانده بود. در حالی که آماده گردش میشدم ناگهان در مسیر پروازم یک «پارک موتوری» را دیدم که مشابه آن را در پروازهای قبلی در منطقه نفت شهر و دهلران دیده بودم. یک لحظه تصمیم گرفتم یکی از بمبهای 500 پوندی را روی این پارک موتوری رها کنم و چون جنگندهء F-4E دوربین فیلمبرداری دارد (6) تصیم گرفتم فیلم آن را در برگشت به ستاد عملیات بدهم و آنها را برای انهدام مابقی، هواپیما بفرستند. ارزش انهدام این نوع هدف از آن جهت دارای اهمیت بود که ارتش عراق به وسیله این نوع ماشینآلات، خیلی سریع در منطقه راهسازی میکرد و نیروهای خود را جابهجا و پشتیبانی میکرد.
به محض اینکه تصویر «سایت» (7) روی مرکز پارکینگ قرار گرفت، کلید رهایی بمب را فشار دادم و از روی پارکینگ عبور کردم. از آینهء هواپیما به عقب نگاه کردم، کوهی از آتش و دود، فضای منطقه را پر کرده بود. ناگهان کمک خلبان کابین عقب (سروان ایوب حسین نژادی) گفت: «مثل اینکه همهء بمبها رفت.» گفتم: «نه، من فقط یک بمب زدم.» اما وقتی که به چراغهای وضعیت اسلحه نگاه کردم، دریافتم که درست میگوید. ظاهرن سیستم ریزش اسلحه، اشکال داشته است. در این هنگام حسیننژادی گفت: «کجا داری میری؟ ما که بمب نداریم.» گفتم: «اشکال نداره، مسلسل که داریم. برای زدن هلیکوپترها فشنگ هم موثره و کاربرد خوبی داره.»
پس از این صحبتها، یک مرتبه به یاد جنگهای هوایی افتادم که در پروازهای قبلی برایم پیش آمده بود و هر لحظه احتمال درگیری با هواپیماهای دشمن نیز وجود داشت. لذا با خودم گفتم: «من باید فشنگ داشته باشم.» به هواپیمای شمارهء 2 (اصغر رضوانی) گفتم: «اصغر، بمبهای من رها شده. پس از گردش، شما ادامه بدهید. من مسیر را برای شما باز میکنم.» به محض اینکه این تصمیم را گفتم، گردش کردم. ناگهان صدای تیربار ضدهوایی دشمن را شنیدم و هواپیما به شدت شروع به لرزیدن کرد. در این لحظه سرعت هواپیما بین 540 تا 560 نات بود. (8)
به کابین عقب گفتم: «ایوب، هواپیما تحت کنترل است، بیرون نپری.» هنوز حرفم تمام نشده بود که هواپیما از سمت چپ و عقب مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت. لرزش شدیدی کرد و مرتب بالا و پائین میرفت. بار دیگر به ایوب گفتم: «بیرون نپری، هواپیما هنوز تحت کنترله» او گفت: «نه، پرش در اختیار خودت.»
در حالی که سعی میکردم هواپیما را تحت کنترل داشته باشم، موشک دوم به سمت راست و عقب هواپیما اصابت کرد. هواپیما با فشار بسیار شدیدی شروع به صعود کرد. من هرچه به دستهء فرامین فشار میآوردم (با اینکه دکمهء رهایی سریع کنترل فرامین را فشار داده بودم - نتوانستم هواپیما را به صورت افقی نگه دارم. نهایتن آن قدر فشار «جی» (9) به ما وارد شد که من دیگر چیزی نفهمیدم و چندثانیهای بیهوش شدم. زمانی به هوش آمدم که متوجه شدم به سمت راست کابین افتادهام و دستهایم در بین دو پاهایم قرار گرفته است. خودم را روی صندلی راست کردم؛ ولی افق را نمیدیدم. متوجه شدم چند لحظهای که بیهوش بودم، هواپیما از حالت صعود بیرون آمده و دماغهء آن با زاویهای حدود 70 الی 80 درجه به طرف پائین و به سوی زمین میرود. در این هنگام صدایی شبیه ریختن آب روی آتش به گوش میرسید. (10)
دستهء فرامین را که به سمت راست آمده بود، گرفتم تا هواپیما را از حالت شیرجه درآورم، اما فرامین جواب نمیداد. در حالی که بوتههای روی زمین را به وضوح میدیدم (انگار که توی چشمم فرو میرفتند)، درنگ را جایز ندانستم، حس میکردم آخرین لحظات عمرم است زیر حتا اگر صندلیپران هم عیبی نداشته باشد، زمان کافی نخواهد بود تا عمل نماید، زیرا فاصلهء چندانی با زمین نداشتم. دستهء صندلیپران را کشیدم و به عقب پرتاب شدم. تنها فکری که به ذهنم آمد این بود که ممکن است این داغی و بیوزنی بر اثر متلاشی شدن جسمم باشد، ولی ناگهان با باز شدن چتر به خود آمدم و خودم را به چتر آویخته دیدم.
صدای شدید تیراندازی از زمین به گوش میرسید و گلولههای از کنارم رد میشدند. اما مدت زمانی که در هوا بودم، بسیار کم بود. به محض اینکه سرم را بالا بردم تا چتر را بررسی کنم، محکم به بغل یک پل سیمانی برخورد کردم. دیگر نفسم بالا نمیآمد.
در حالی که سعی میکردم نفسم را کامل کنم، همزمان نیز سعی داشتم قفل بند چتر را رها سازم؛ اما بسیار سخت بود؛ چرا که قفسهء سینه و دست چپم بسیار درد میکرد. به هر زحمتی بود بند چتر را به سوی خود کشیدم و قفلش را رها کردم. همزمان با رها کردن چتر، دو نفر عراقی با تفنگ به طرف من نشانه رفته و به انگلیسی گفتند: «بلندشو». بلند شدم. هر دو سروان بودند. یکی از آنها گفت: «دستت را ببر بالا» من هم دستم که به شدت ضرب دیده بود، به حالت 45 درجه باقی مانده بود با اشارهء سر گفتم: «نه» با تعجب گفت: «چرا؟» گفتم: «صدمه دیده» گفت: «برگرد» به محض اینکه برگشتم، هواپیمایم را دیدم که در آتش میسوزد. درد دستم یادم رفت و خیلی ناراحت شدم. به قدری که احساس میکردم همانند پرندهای که بال و پرش در آتش میسوزد، این بال و پر خودم هست که به هم پیچیده و میسوزد.
در همین حین افسر عراقی با اشاره گفت که حرکت کنم. ناگهان قطعهای دیگر از هواپیما را دیدم که داشت میسوخت و چتر ایوب حسیننژادی (کمک خلبان) در کنارش افتاده بود. یک مرتبه به نظرم آمد که ایوب در آتش میسوزد. از ته دل فریاد کشیدم ولی ناگهان ایوب را دیدم که تعداد زیادی از سربازان عراقی او را به شدت کتک میزنند. به یکی از افسران گفتم: «دوستم را دارند میکشند.» او گفت: «مگر دو نفر بودید؟» گفتم: «بله» او رفت و ایوب را از دست سربازها بیرون آورد.
مرا منتظر نگه داشتند تا حسیننژادی را هم بیاورند. سربازها در دو طرف مسیر صف کشیده بودند. ناگهان ستوانی عراقی، اسلحه به دست به طرفم دوید و آب دهان انداخت. با آمدن یک خودروی نظامی، سروان عراقی مرا به داخل آن هدایت کرد و همزمان حسیننژادی را هم آوردند و کنار من نشاندند. وقتی به مقرشان رسیدیم، ما را پیش یک سرگرد قد بلند عراقی بردند. داخل اتاق، علاوه بر سرگرد، مرد قدبلندی با سبیلی کلفت نشسته بود. ایوب حسیننژادی نیز آنجا بود. آن مرد رو به من کرد و با زبان فارسی و لهجة کردی گفت: «جناب سروان، این جناب سرگرد از شما سوالاتی دارد. من به فارسی برای شما ترجمه میکنم و جواب شما را هم به ایشان میگویم.»
پس از سوالاتی در مورد تعداد هواپیماهای شرکت کننده و ماموریت ما، سرگرد به طرف تلفن رفت و شمارهای را گرفت. ما را بیرون بردند و دستهایمان را بستند. در این هنگام عکاسان عراقی، تعداد زیادی عکس از ما گرفتند. پس از عکسبرداری ما را به داخل سالنی کوچک که در یک ساختمان نوساز بود بردند. در آن جا ژنرال عراقی چاقی با قد بلند ایستاده بود. ژنرال عراقی سوالاتی در مورد ماموریت ما پرسید. سپس ما را بیرون برده و با دستان و چشمان بسته به طرف بغداد حرکت دادند. حدود سه ساعت در راه بودیم. به بغداد که رسیدیم ما را به وزارت دفاع بردند. پس از پیاده شدن من و حسیننژادی را از هم جدا کردند. سپس مرا به داخل اتاقی بردند که یک سرگرد و ستوان عراقی در آن بودند.
سرگرد از من پرسید: «این جنگ تا تا کی ادامه خواهد یافت؟» من هم گفتم: «تا خروج شما از کشورمان»
سرگرد عراقی گفت: «میدانی کشور شما کجاست؟» سپس جواب داد: «از شمال به خراسان، جنوب به بندرعباس، از شرق به پاکستان و افغانستان و از غرب به دامغان و کاشان یعنی کویر لوت. بقیهء جاها ما خواهیم گرفت.» سپس نقشهای را نشانم داد. نقشهء وضعیت منطقه بود. از مرز مشترک ایران و ترکیه و عراق، خط قرمزی کشیده شده بود که آذربایجان، لرستان، کردستان و خوزستان را جدا کرده بود. پائین نقشه به خرمشهر و آبادان ختم میشد.
سپس مرا به اتاقی بردند که یک پیرمرد و چند نفر دیگر در آن بودند. یکی از آنها درجهدار ارتشی بود که بعدها در اردوگاه صلاحالدین شهیدش کردند. دیگری هم آقای «ابوترابی» بود که من پس از چند روز فهمیدم روحانی هستند. من یازده روز با این جمع بودم. در مسیر سلول ما، سه اتاق دیگر بود که یکی از آنها محل شکنجهء مخالفان صدام بود و دائمن از آن صدای شکنجه و فریاد افراد را به وضوح میشنیدیم.
اتاق بریفینگ پایگاه هوایی الرشید بغداد
روز دوم مرا به با اتومبیل به جایی بردند که دیدم اتاق «بریفینگ» است. یک نفر سرگرد و دو سروان خلبان آنجا بودند. سوالاتی در مورد تعداد خلبانان پایگاه شاهرخی و اسامی خلبانان کردند. سپس فرمانده پایگاه هوایی که یک سرتیپ خلبان بود آمد و گفت: «سروان، آنچه را از تو میپرسم باید درست جواب بدهی. لیست خلبانان گردان 31 و 32 پایگاه شاهرخی را برایمان بنویس.» من هم جواب دادم: «فقط در حد قانون ژنو، اسم، درجه و محل خدمتم را میگویم. شما هم بیش از این نمیتواندی از من بخواهید.» سرگرد با عصبانیت گفت: «اگر ننویسی دستت را قطع میکنیم.» بازهم شروع کردند به پرسیدن سوالاتی در مورد تعداد هواپیماها و نام خلبانان پایگاه شاهرخی. سپس کاغذی به من دادند که آن پر کنم. من چیزی ننوشتنم. سپس مرا به اتاقی دیگر بردند. همان سرگرد قبلی در آنجا بود. در این لحظه سروانی که قبلن از اتاق بیرون رفته بود، با پوشهای که جلدش از طلق بود برگشت. زیرچشمی نگاهی به پوشه انداختم. درون پوشه، اسامی خلبانان گردان32 پایگاه شاهرخی نوشته شده بود. از اسامی معلوم بود که مربوط به گذشته است زیرا هنوز اسامی بسیاری از دوستانم که در جریان کودتای نوژه اعدام شده بودند در لیست وجود داشت. من بازهم چیزی ننوشتم. ولی در جواب عصبانیت آنها گفتم که شما اسامی را دارید.
ادامه دارد...
منبع:http://aerospacetalk.ir/forum/viewtopic.php?f=104&p=89401#p89401

زمین اگر برابر کهکشان شود حجم حقیری است.
که گنجایش بلندی تو را نخواهد داشت
قلمرو نگاه تو دورتر از ناپیداست
وچشمان تو معبدی که ابرها،نماز باران را درآن سجده می کنند
فرشته ها می دانند که نیمی از تو هنوز نامکشوف مانده است
تو آن اشاره ای که به براق توفان نشسته ای
تو آن انعطافی که پیشاپیش باران می رود
آنکس که ترا نستاید بیمار است
آن قسمت از زمین که نام تو را نبرد یخبندان باد
زمین بی تو تاول معلقی است در سیرآسمان
وخورشید گرچه بزرگ است
در برابرتو هنوز کوچک است
زمین حتی در زمین نام تو برده شود
زمین ما فقط پنج بهار به عدالت تن داد
وسبزی این سالها
تتمه آن جویبار است
که از سرچشمه ناپیدایی جوشید
ای پهناوری که عشق وشمشیر را به یک بسترآوردی
دنیا نمی تواند بداند تو کیستی؟

شهادت جانسوز مولای متقیان،سرور و پیشوای پرهیزکاران
امام علی (ع)ابن ابیطالب تسلیت باد