جنگی ناخواسته شروع شده بود. در مدت زمانی که از جنگ گذشته بود، نیروی هوایی اکثر هدف هایی از قبل پیش بینی شده را مورد حمله قرار داده بود و نیاز به کسب اطلاعات از هدف های دیگر به شدت احساس می شد. در این بین گردان های هواپیماهای شناسایی نیروی هوایی بیشترین نقش را در این مهم ایفا می کردند . خلبانان تیز پرواز نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در حالی که بدون هیچ مهماتی باید در عمق خاک دشمن و آن هم با ارتفاع کم پرواز می کردند ولی هرگز از این مسئولیت سرباز نمی زدند و همواره با عکس برداری از مناطق مهم و استراتژیک عراق چه نظامی و چه اقتصادی، کمک شایانی می نمودند، زیرا پس از عکس برداری، با مشخص شدن مختصات دقیق نقطه هدف خلبانان می توانستند با در نظر گرفتن سمت و همچنین موانع در بین راه ، بهترین مسیر را برای رسیدن به هدف انتخاب کنند و با خیالی آسوده تر تمرکز خود را معطوف به انهدام هدف نمایند.
فصل پاییز بود و هوا نسبتا سرد و تقریبا ابری بود . در همین اثنا ماموریتی به گردان شناسایی پایگاه یکم شکاری محول شد که برمبانی آن یک فروند فانتوم شناسایی می بایست با پرواز بر روی خاک عراق، ماموریتی را انجام می داد .
عکس برداری از 3 نقطه در یک پرواز
ماموریت آن روز به شکلی بود که برگشت از آن قطعیت نداشت زیرا خلبانان باید با نفوذ به خاک عراق، از چندین نقطه عکس برداری می کردند و این کار را برای آنان دشوار می کرد زیرا با شناسایی شدن و در اولین نقطه، احتمال هدف قرار گرفتن در نقطه بعدی و یا هدف قرار گرفتن توسط گشتی های دشمن بالا می رفت .
به هر شکل دو تن از بهترین خلبانان برای این ماموریت انتخاب شدند. همان طور که عنوان شد هدف سه نقطه مختلف بود و پرواز در آن روز به سه بخش تقسیم می شد . خلبانان باید از سه هدف مختلف عکس برداری می کردند . هدف اول یک پل مواصلاتی در منطقه کوهستانی "رواندوز" بود ، پس از آن پل بزرگی در جاده " موصل" به "اربیل" بر روی رودخانه " زابرگ" و هدف سوم فرودگاه و پادگان نیروی زمینی شهر "اربیل" بود که پس از شناسایی هدف سوم خلبانان باید تغییر سمت داده و در مسیر بازگشت قرار می گرفتند .
عملیات طرح ریزی شد
درفصل پاییز و هوای مناطق شمال غرب کشور و شمال عراق معمولاً ابری است و ابرها گهگاه آن قدر پایین می آیند که پرواز ناوبری و عکس برداری در ارتفاع کم به خاطر پوشش ابر و عدم امکان دیدن نقطه نشانه های زمینی با مشکلات بسیار مواجه می شود .
آتشبارها و توپخانه ها و سایت های موشکی نیزبه هوای دشمن در نقاط حساس و اطراف شهرها مستقر بودند . سیستم پدافند هوایی عراق در نقاط کوهستانی و مرزی، تعداد بسیار زیادی دیده بان گمارده بود که این دیده بان ها با مواضع توپخانه زمین به هوا در نزدیکی خودشان ارتباط مستقیم داشتند واطلاعات خود را در کوتاه ترین زمان در اختیار یکان ها ضد هوایی قرار می دادند . این یکان ها در مقابل پروازهای هواپیماهای ما به صورت خودکار عمل می نمودند و با هدایت کامپیوتری به سمت هدف شلیک می کردند و تهدید عمده ای به شمار می آمدند . با در نظر گرفتن تمام این مسایل کار طراحی پرواز و ترتیب عبور از هدف ها توسط خلبانان شروع و برنامه ریزی شد و به اقتضای نوع ماموریت از یکان نگهداری خواسته شد که هواپیماها را به دوربین های مناسب تجهیز کنند. همچنین به دلیل بعد مسافت و گستردگی عملیات فانتوم به طور حتم دچار کمبود سوخت می شد. پس قرار شد هواپیمای سوخت رسان نیز در قسمت غرب کشور مستقر شود تا در هنگام بازگشت فانتوم به آنها سوخت لازم را جهت بازگشت به پایگاه انتقال دهد.
شرح عملیات
لحظه موعود فرا رسیده بود. خلبانان با قدم های استوار و با آمادگی کامل در حالی که تجهیزات پروازی را تحویل گرفته بودند، به سمت هواپیمای آماده رهسپار شدند و پس از وارسی های لازم، سوار بر پرنده آهنین بال خود که فاقد هرگونه تجهیزات دفاعی بود و فقط با انواع دوربین ها تجهیز شده بود شدند و در ساعت مقرر با تاکسی بر روی باند پایگاه پروازی به ابتدای باند رسیده و لحظاتی بعد در آسمان غوطه ور شدند .
فانتوم بلافاصله بعد از پرواز به آرامی ارتفاع گرفت و در ارتفاع بالا به سمت شمال غرب کشور حرکت کرد . در طرح ریزی پروازی پیش بینی شده بود که در نقطه ای نزدیک مرز ارتفاع را کم کرده و دور از دید رادارهای دشمن بر فراز مناطق کوهستانی به سمت اولین هدف پرواز کنند . با رسیدن به نقطه مورد نظر خلبان ارتفاع را کم کرده و با عبور از مرز در لا به لای کوه ها شروع به پرواز نمود . هواپیما در ارتفاع 30 متری زمین پرواز می کرد ، خلبان به تدریج سرعت هواپیما زیاد نمود تا این که به سرعت 1100 کیلومتر در ساعت رسید . پرواز با سرعت بالا و در ارتفاع 30 متری خطرات زیادی را می توانست به همراه داشته باشد.
عکس برداری از اولین هدف بدون هیچ تهدیدی
لحظاتی بعد هواپیما به منطقه اولین هدف یعنی پل در منطقه رواندوز نزدیک شد و خلبانان خود را برای عکاسی از آن آماده نمودند . شرایط از هر جهت مطلوب بود و عکاسی را به بهترین نحو انجام شد . خوشبختانه بدلیل سرعت زیاد و غافل گیری دشمن ، پدافند آنها فرصت کوچک ترین عکس العمل را نتوانستند پیدا کنند .
پس از عبور از هدف اول برابر طرح ریزی اولیه خلبان با گردش هواپیما به سمت چپ به سمت هدف دوم به حرکت در آمد . پل ارتباطی در بزرگراهی که شهر های اربیل و موصل را به هم متصل می کرد هدف دوم بود . داشتن اطلاعات کافی از این پل مهم برای حملات بعدی هواپیماهای شکاری بمب افکن نیروی هوایی لازم بود تا بتوانند با آگاهی هر چه بیشتر از شرایط آن و مواضع پدافندی دشمن ماموریت های خود را طراحی و اجرا کنند.
عبور از روی دومین هدف ، آتش سنگین پدافند دشمن
خلبانان برای این که بتوانند از تمام اجزای پل عکس برداری کنند ، تصمیم گرفتند از داخل رودخانه به آن نزدیک شوند و از روبه رو به سمت آن پرواز کنند . وضعیت دشواری بود زیرا در این نوع پرواز پدافند زمین به هوای دشمن به وضوح آنها را در دید داشت و در تیررس کلیه جنگ افزار ها قرار می گرفتند .
خلبانان از وضعیت پدافند قدرتمند پل ، آگاهی داشتند ولی به خاطر گرفتن عکس های مناسب خود را در بدترین شرایط ممکن قرار داده بودند . تنها راه نجات خلبانان و هواپیما در این شرایط سرعت زیاد در ارتفاع کم و انجام گردش های تند پس از عکاسی بود . انجام هر گونه مانور در مجاورت پل غیر ممکن بود چون باعث به هم خوردن دوربین های عکس برداری هواپیما می شد .
خطر اصلی خلبانان و هواپیما را تهدید می کرد . زیرا آنها باید بدون هیچ حرکتی و در پروازی مستقیم از منطقه پل و از میان آتش توپ های ضد هوایی دشمن عبور می کردند .
خلبانان با یاد خدا در موقعیت مناسب روی رودخانه قرارگرفتند و با سرعتی بسیار بالا بی امان به سمت پل پیش رفتند . پدافند زمین به هوای دشمن با عبور از هدف اول از حضور هواپیمای ایرانی در منطقه مطلع شده بود . تیراندازی کلیه توپ های هوایی مستقر در سمت چپ و راست پل از فاصله دور مشخص بود و هر آن احتمال اصابت گلوله ها به کابین هواپیما می رفت . خلبانان در نزدیک پل از کف رودخانه اوج گرفته و با ارتفاع مناسب برای عکاسی از روی آن عبور کردند . توپ های ضد هوایی به شدت شلیک می کردند .
گردش به سمت هدف سوم و آتش سوزی در زیر باک
خلبانان بلافاصله پس از عبور از پل گردش های تند به چپ و راست را آغاز کرده و بعداز طی مسافتی با گردشی گود به سمت شمال تغییر جهت دادند و به سمت هدف سوم یعنی فرودگاه و پادگان نیروی زمینی دشمن در اربیل رهسپار شدند .
هر دو خلبانان از این که توانسته بودند عکس های خوبی بگیرند خوشحال بودند . احتمال داشت شلیک توپ های ضد هوایی دشمن را دوربین های پهلویی هواپیما ثبت کرده باشند و فعالیت آنها را می توانستند در عکس ببینند .
برای مقابله با توپ های ضدهوایی خلبانان به ناچار از مسیر تعیین شده منحرف شده و از شهرکی در حوالی شهر اربیل عبور کردند . خلبان کابین عقب در نگاهی گذرا به بال چپ هواپیما دودی غلیظ همراه با شعله را در زیر بال مشاهده نمود . خلبانان بی درنگ باک های سوخت خارجی هواپیما را رها کردند زیرا در غیر این صورت گسترش آتش به سر تا سر بال چپ و بدنه هواپیما حتمی بود .
عکس برداری از هدف سوم ، باک های آتش گرفته روی سر دشمن
هواپیما داخل خاک عراق بود و کاهش میزان سوخت خطر بعدی پرواز بود. هواپیما فاصله زیادی از پایگاه های خودی داشت . پادگان و فرودگاه روبه روی خلبانان بود بنابراین آنها تصمیم گرفتند که عکس آن جا را نیز بگیرند . هواپیما به سرعت به پادگان رسید . دوربین ها به خوبی کار می کردند. از گوشه و کنار دائماً به سمت فانتوم تیر اندازی می شد . حالا بهترین زمان بود. خلبانان باک های اضافی هواپیما را که منشاً آتش بودند روی محوطه پادگان رها کردند . توده ای از آتش همراه با باک های بنزین بر سر دشمن فرو ریخته شد . خلبانان به سرعت و با گردشی سریع به سمت راست در مسیر بازگشت قرار گرفتند . آتش کنترل شده بود و با فرو افتادن باک ها دیگر اثری از آن باقی نمانده بود .
عبور از مرز و سوختگیری هوایی
لحظاتی بعد خلبانان با رسیدن به کوه های مرزی کمی اوج گرفتند و بعد از تماس با رادار منطقه به سمت هواپیمای سوخت رسان حرکت کردند . سوخت هواپیما رو به اتمام بود و هواپیمای سوخت رسان هم منتظر خلبانان بود . لحظاتی نگذشته بود که خلبان با دیدن تانکر با اعلام رمز پروازی به سمت او حرکت نمود و ثانیه هایی بعد کار سوخت گیری شروع شد ، تمام باک های داخلی فانتوم از سوخت پر شدند .
خلبانان بی درنگ هواپیما را به سمت پایگاه به پرواز درآوردند و دقایقی بعد به سلامت در فرودگاه فرود آمدند .
پس از پارک هواپیما ، خلبانان از آن پیاده شده و شروع به وارسی بدنه فانتوم پرداختند . هواپیما از چند نقطه مورد اصابت گلوله های توپ ضد هوایی دشمن قرار گرفته بود. مقدار ضایعات در بال چپ بیشتر بود اما به نظر می رسید که خطر اصلی را باک خارجی سمت چپ از هواپیما دور کرده است .
این باک مانند سپری در مقابل گلوله های دشمن عمل کرده بود و بعد از انفجار آنها در داخل باک آتش سوزی شده بود ولی مانع از برخورد مستقیم گلوله به باک های داخلی هواپیما شده بود. با رها شدن باک های خارجی روی پادگان دشمن ، کانون آتشی که خود دشمن بر پا کرده بود بر سر خودشان فرود آمده بود .
ماموریت در سایه توکل به ذات باری تعالی و توسل به ائمه اطهار به خیر و خوشی به اتمام رسید . فیلم دوربین ها برای ظهور فرستاده شد . وقتی عکس ها آماده شدند خلبانان متوجه شدند که عکس های خوبی از هر سه نقطه گرفته اند . ولی مهم تر از همه این که از سایه هواپیما در حالی که بر اثر گلوله های ضد هوایی دشمن دچار آتش سوزی شده بود نیز عکس های جالبی ثبت شده بود.
منبع:http://iranian-airforce.blogfa.com/
MD جدید الورود ماهان
اسکادران اف5 های ایرانی
شمشیرباز پیر و پرتوان نیروی هوایی
فوکر 27 نیروی هوایی
ایلیوشین های 62 هواپیمایی آریا
اف4 یا جمبوجت!هدف کدام است؟
هاربین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
میل 17 هلال احمر که به تازگی به ناوگان پیوسته است
در حالی که دولت باراک اوباما رییس جمهور جدید آمریکا اعلام کرده است که خواهان ایجاد رابطه و گفتگو با ایران است، روز گذشته دادگاه فدرال واشنگتن سه ایرلندی را به اتهام فروش غیر قانونی ابزار و تجهیزات نظامی از جمله موتور هلی کوپتر های نظامی به ایران تحت تعقیب قرار داد.
به گزارش عصر ایران و به نقل از خبرگزاری آسوشیتد پرس دادگاه فدرال واشنگتن برای شرکت " مک آویشن " و سه مدیر این شرکت به اتهام خرید موتور هلی کوپتر و دیگر تجهیزات و لوازم مورد مصرف در صنایع هوایی از کمپانی های آمریکایی و ارسال آنها از طریق شرکت های واسط در مالزی و دوبی به ایران ،دستور تعقیب قضایی صادر کرده است.
وزارت دادگستری ایالات متحده در بیانیه ای که روز گذشته منتشر کرد مدعی شده است که خریدار اصلی موتورهای هلی کوپتر یک شرکت نظامی دولتی ایران بوده است که این شرکت به دلیل فعالیت های هسته ای و موشکی در لیست سیاه تحریم های دولت آمریکا قرار دارد.
وزارت دادگستری ایالات متحده اعلام کرده است که دستور تعقیب قضایی و بازداشت سه ایرلندی مزبور با نام های تام مک کویین و شان مک کویین (پدر و پسر) به عنوان صاحبان اصلی شرکت ایرلندی و شام بایرن به عنوان مدیر تجاری شرکت را صادر کرده است.
یکی از اتهامات این افراد خرید تجهیزات موتور هلی کوپتر از کمپانی " رولز رویز" آمریکا در ایالت ایندیانا و انتقال آنها از طریق شرکت های واسط به ایران در بین سال های 2005 تا 2008 است.
بر اساس مدارک اتهامی شرکت ایرانی " هسا " وابسته به وزارت دفاع ایران تا کنون 17 موتور هلی کوپتر تولیدی کمپانی رولز رویز را به ارزش بیش از 27/4 میلیون دلار از طریق این سه فرد ایرلندی خریداری کرده اند.
شرکت ایرانی هسا از سال 2008 در لیست تحریم های وزارت خزانه داری آمریکا قرار دارد و ایالات متحده مدعی است که این شرکت وابسته به وزارت دفاع ایران در فعالیت های هسته ای و موشکی ایران دست دارد.
مقامات آمریکایی مدعی اند که عملکرد این سه ایرلندی با اتهامات " حسین خوشنویس راد " ارتباط دارد. خوشنویس راد یک آمریکایی ایرانی تبار است که در 14 مارس سال جاری و به اتهام تجارت غیر قانونی با ایران در فرودگاه سانفرانسیسکو دستگیر شده است.
در سال های گذشته ده ها نفر از شهروندان آمریکایی و ایرانی و دیگر ملیت ها در آمریکا به دلیل نقض قوانین مرتبط با محدودیت های تجاری اعمال شده با ایران تحت تعقیب قرار گرفته اند.
باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده در ماه گذشته میلادی قانون تحریم های ایران را برای یک سال دیگر تمدید کرد.این در حالی است که رییس جمهور جدید آمریکا مدعی تغییر رویکرد در قبال ایران و گشودن پنجره ای جدید به روی روابط دو جانبه واشنگتن – تهران است.
دوستان خوب و یاران همیشگی و باوفای وبلاگ مجله هوایی
روزها از پس یکدیگر گذشت و در یک چشم بر هم زدن سال ۸۷ نیز به پایان رسید.
با تمام خوبی ها...بدی ها...لبخندها...غم ها...
بسیار شادمانیم از اینکه یک سال را با شما مهربانان سپری نمودیم و از لطف و محبت بی دریغ شما سروران سیراب گشتیم.
از نقد های تیز و عالمانه شما.از ابراز لطف و محبت شما و...صمیمانه سپاسگزاریم
صادقانه خدمتتان عرض می نمائیم در طول سال گذشته تمام تلاش خود را نمودیم تا بتوانیم محیطی مناسب جهت استفاده علاقمندان به مباحث هوافضا در این وبلاگ ایجاد نمائیم اگرچه با مشکلات زیادی روبرو بودیم که اولین و بزرگترین آن فقر علمی و دانش نا کافی ما بود که این را نیز بر ما ببخشائید.حال تا چه حد موفق بودیم دیگر قضاوت با شما
در سال آینده و اگر عمری بود و عنایت خداوندگار شامل ما شد در خدمتتان خواهیم بود و سعی خواهیم کرد از وجود شما بزرگوارن کسب علم و دانش نمائیم.پس ما را تنها نگذارید...
در پایان امیدواریم سالی پر از مهر و محبت و مملو از شادمانی و عشق پیشروی شما و همه آزادگان جهان باشد.عیدتان مبارک
دوست کوچک شما
محمد(از طرف همه دوستان زحمت کش مجله هوایی)
بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش ومگو زدی که امروزخوش است
سازمان CIA تائید کرده است که بیش از نیمی از سفینه های فضایی که در سال ها 1950 تا 1960 مردم مشاهده کرده اند هواپیماهای جاسوسی ساخت این کشور بود است
ما در این جا 6 هواپیمای جاسوسی که مردم به اشتباه آن را سفینه فضایی تصور می کردند را معرفی می کنیم .
1 - RQ-3 Darkstar

اولین تست پرواز : 1996
این هواپیما بدون سرنشین است و می تواند بدون نیا به خلبان ماموریت خود را انجام دهد . ولی 3 سال بعد از ساخت در اثر یک سقوط ناگهانی تولید آن به طور رسمی متوقف شد ولی در سال 2003 این هواپیما را در جنگ با عراق مشاهده شده است.
2 - U-2

اولین تست پرواز : 1995
این هواپیما برای شناسایی در ارتفاع بلند طراحی شده است . دولت آمریکا اولین بار از این هواپیما در جنگ با شوروی استفاده کرد . بال های بلند و نقره ایی این هواپیما در ارتفاع بالا و زیر انعکاس نور خورشید آن را بسیار شبیه سفینه های فضایی می کند .
3 - SR-71 Blackbird

اولین تست پرواز : 1964
یک هواپیمای شناسایی است که در چندین مرحله مورد در سال های 1996 تا 1990 و 1995 تا 1998 مورد آزمایش قرار گرفته است . سرعت بالا و پرواز در ارتفاع بالا و نداشتن دم هواپیما SR-71 Blackbird را با سایر رقبای خود متفاوت کرده است .
4 - P-791

اولین تست پرواز : 2006
کار تخصصی این هواپیما تهیه عکس و ویدیو از ارتفاع بالا است برای پرواز از یک بالان پر از گاز استفاده می کند و برای پرواز در شب طراحی شده است این هواپیما می تواند چندین شبانه روز در آسمان پرواز کند .
5 - F-117A Nighthawk

هواپیمای بمب افکن مجهز به فناوری رادارگریزی است که توسط شرکت لاک هید ساخته شده و قبلا در نیروی هوایی ایالات متحده از آن استفاده میشد. از سال 1983 تا الان مورد استفاده قرار گرفته است این هواپیمایی خفاشی شکل که بسیار شبیه سفینه های فضایی است می تواند در بالاترین ارتفاع به مدت طولانی پرواز کند .
6 - B-2 Spirit

بی-۲ اسپیریت(شبح)، نام بمبافکن رادارگریز چند منظوره شرکت نورث روپ گرومن است که قادر به پرتاب سلاحهای هستهای و متعارف است. همچنین میتوان در این نابود گر از بمبهایی که از سیستم GPS بهره میبرند (GPS-Aided Bomb) استفاده کرد. B۲ با سوخت گیری اولیه ۹۶۰۰ را طی میکند و اگر سوخت گیری هوایی کند (Aerial Refueling)، میتواند به هر نقطهای از این کره ی خاکی سر بزند. این بمب افکن در ارتفاع ۵۰۰۰۰ پایی به دور از چشم رادارهای دشمن میتواند بمبهای زیادی را رها کند.
این بمب افکن نقطه برجستهای در طرح مدرن کردن بمب افکنهای آمریکا بود. این بمب افکن همچنان گران قیمت ترین هواپیمایی است که تا حالا ساخته قیمت آن را حدود ۱٫۱۵۷ تا ۲٫۲ میلیارد دلار که در مقایسه با ناو هواپیمابر نیمیتز که قیمتی برابر ۴٫۵ تا ۶ میلیارد دلار دارد هزینه بالایی محسوب میشود.
همچنین نسل دوم این بمب افکن دارای خاصیت رادار گریزی بهتری است که میتواند در مقابل سیستمهای ضد هوایی مقاوم باشد. بدنه ی هواپیما از مواد خاصی ساخته شده که امواج رادار را جذب میکند. دودهای حاصل از موتور قبل از اینکه خارج شوند، کاملا” سرد میشوند تا رادایهای حرارتی نتوانند مسیر هواپیما را پیدا کنند. همان طور که در تصاویر هواپیما ملاحظه میکنید، سکان عمودی وجود ندارد. به این نوع شکل، طرح بال پرنده میگویند که در آن همه چیز بر روی بال هواپیما نصب میشود. B۲ برای چرخش و غلت زدن، مرکز ثقل خود را تغییر میدهد. تمام این ویژگیها سبب شدهاند که B۲ مانند یک روح با آزادی عمل بالا، آسمان را سیر کند.
این بمب افکن در سال ۱۹۹۷ معرفی شد و تعداد ۲۱ عدد از آن هم تا به امروز ساخته شدهاست. از این میان یک فروند بنام «شبه کنزاس» در ۲۳ فوریه ۲۰۰۸ کمی پس از برخاست با باند پرواز برخورد کرده و کاملا ازبین رفت. دو خلبان آن پیش از این سانحه موفق به پرتاپ از هواپیما شدند و جان سالم بدر بردند.
حمله اسکادران بمب افکن ۶۱۷ نیروی هوایی انگلستان به سدهای ابی المان در سال ۱۹۴۳ به یک افسانه در مردم انگلستان تبدیل شده است به طوری که بعد از سالها با افتخار از ان یاد میکنند.
در سال ۱۹۴۳ منطقه صنعتی المان در دره روهر یک هدف مهم استراتژیک برای نیروی هوایی انگلستان به شمار میرفت.در دره روهر سدهای ابی سه وظیفه بیسار مهم را بر عهده داشتند: ۱-تامین نیروی الکتریکی برای کارخانجات۲-تامین اب کافی برای کانال های ابی منطقه صنعتی روهر۳-جلوگیری از جاری شدن سیل در پاییز به سمت کارخانه های صنعتی.
محاسبات نشان میداد برای اسیب رساندن به سدها علاوه بر مقدار فراوان بمب به دقت بسیار زیادی نیاز بود که در ان زمان به دلیل نبود بمب های هدایت شونده دستیابی به بمبارانی دقیق امری ناممکن به نظر میرسید.در مارس ۱۹۴۱ دکتر بارنر والیس یکی از کارمندان بخش هواپیمایی شرکت تسلیحاتی ویکرز کار تحقیقاتی خود را در مورد حمله افقی به ساختمان و استحکامات بتونی که در مقابل اصابت بمب ها به صورت متعارف مقاوم بودند منتشر کرد.وی در مورد حمله هوایی به سدهای ابی مستحکم بتونی عقیده داشت که اگر بتوان پایین ترین قسمت سد را که در زیر اب قرار دارد با موفقیت مورد اصابت قرار داد ترک مذکور هر چه قدر هم کوچک باشد در زیر فشار سنگین لایه های بتونی بالای خود و همچنین لرزش ایجاد شده در سازه بتونی باعث فرو ریختن سد خواهد شد.
یک کمیته عالیرتبه در مورد حمله هوایی به سدها تحت ریاست دکتر پای شکل گرفت.کمیته مذکور در نخستین اقدام خود سد موهن را با ضخامت ۳۴ متر در پایه ۶/۷ متر در قسمت تاج و ارتفاع ۴۰ متر به عنوان هدف اصلی تعیین نمود.دکتر والیس ایده استفاده از بمب های سنگین را که به روش متداول پرتاب میشدند به دلیل زخامت زیاد دیواره سد و همچنین استحکام زیاد قسمت بالای سد به سرعت کنار گذاشت.استفاده از اژدر نیز به دلیل شبکه های توری محافظ که در جلوی سد در داخل اب کار گذاشته شده بودند بی فایده بود.کمیته مذکور بهد از برسی های فراوان چنین اعلام کرد : ((حمله به سد موهن با استفاده از بمب های موجود و روشهای پرتاب متعارف عملی بیهوده و غیرممکن است))
با وجود ابراز نظریه بالا والیس ناامید نگشته و پس از مدتی یک روش جدید که وی ان را به سادگی دوران کودکی نامید تهیه کرد.در این روش یک بمب به صورت پرشی به سمت سد پرتاب میشد(ماند پرتاب سنگ بر روی سطح رودخانه و پرشهای متوالی ان)که به بمب قابلیت عبور از توری های ضد اژدر را میداد. سپس بمب به علت سرعت پایین پس از برخورد با دیواره سد منفجر نگردیده و در امتداد دیواره سد به عمق اب میرفت و با استفاده از یک فیوز حساس به فشار اب در عمق مورد نظر منفجر میشد.

بمب پرشی upkeep

در تصویر انیمیشن بالا نحوه انجام عملیات و برخورد بمب با سد را مشاهده میکنید
با وجود اینکه روش فوق اسان به نظر میرسید ولی مشکلات فراوانی وجود داشت از جمله: سرعت هواپیما در لحظه پرتاب/ارتفاع هواپیما/فاصله هواپیما در لحظه پرتاب تا سد و ......سرانجام بعد از انجام ازمایشهای متعدد اعداد حاصل به دست امد.ارتفاع هواپیما ۶۰ پا/فاصله تا سد در لحظه پرتاب ۳۸۸متر و سرعت هواپیما ۲۲۰ مایل در ساعت.یکی از مشکلات اساسی این عملیات ارتفاع و سرعت کم هواپیما بود که اسیب پذیری انها رادر مقابل توپهای ضد هوایی بسار زیاد میکرد.به همین خاطر تصمیم گرفته شد عملیات در شب انجام شود.جهت بمباران یک وسیله ساده نشانه گیری ولی بسار کارای V شکل طراحی شد.تنها کار بمب افکن این بود که هرگاه دو ستون اطراف سد در امتداد یالهای دستگاه نشانه گیر قرار گرفت بمب را پرتاب کند.
برای کل عملیات نام رمز Chastise(تنبیه) انتخاب شد. به گیپسون از طرف مارشال هوایی((هریس)) فرمانده کل یگان های بمب افکن اختیار تام جهت انتخاب خلبانان و پرسنل مورد نیاز با مهمترین شرط(انجام حداقل ۶۰ ماموریت جنگی بمباران)داده شد.هوانوردان انتخاب شده تحت اموزشهای بسیار سنگین قرار گرفتند ولی تا لحظه اخر از اهداف خود هیچگونه اطلاعی نداشتند.
سرانجام در شب شانزدهم می ۱۹۴۳ نوزده فروند بمب افکن لنکستر شامل ۱۳۳ نفر خدمه از فرودگاه سکامپتون واقع در لینکلن شایر به هوا برخاستند.در ۵۶ دقیقه بامداد سد موهن و یک ساعت بعد سد ادر مورد اصابت قرار گرفت ولی حمله به سد سورپه موفقیت امیز نبود.در اثر جاری شدن سیل از سد موهن ۱۲۰۰ نفر غیر نظامی شامل ۶۰۰ نفر نیروی کارگر اسیر از اروپای شرقی کشته شدند و همچنین تعداد زیادی از خطوط راه اهن و کارخانجات صنعتی مهم المان نازی به شدت اسیب دید و ویران شد و اب شهر کاسل(یک شهر مهم تولیدکننده تجهیزات نظامی) را در بر گرفت.در دراز مدت نیز مهمترین خسارت وارده به المان انتقال ۲۰۰۰۰ کارگر ساختمانی از طرح مهم دیوار اتلانتیک به داخل المان جهت تعمیر سدهای مذکور بود.در مقابل حمله مذکور از ۱۹ فروند لنکستر اعزامی ۸ فروند بر اثر اتش توپخانه سد نابود شد و از ۵۶ نفر خدمه تنها ۳نفر نجات پیدا کردند که به اسارت در امدند.
هوانوردان بازگشته به انگلستان به شدت مورد تشویق قرار گرفتند.فرمانده گیبسون به قهرمان ملی انگلستان تبدیل شد و مدال صلیب ویکتوریا به وی داده شد و به ۳۳ هوانفرد دیگر نیز نشان های مختلف نظامی اعطا گردید.
در تصویر زیر شدت اسیب وارده به سد موهن را مشاهده میکنید:
منبع:http://mosallah.blogfa.com/
دوستان عزیز وبلاگ گزارشی را که در ادامه ملاحظه خواهید فرمود زحمت دوست عزیزمان اتابک در انجمن هوافضا می باشد که همین جا از لطف و محبت او سپاسگزاری می نمائیم
زحمت کشان فنی و مهندسی هما در حال پیاده کردن موتور EP-IBV ارباس 300 دوست داشتنی و خاطره انگیز هما
جناب کلهر که خیلی به ما کمک کردند و زحمت زیادی کشیدند را مشاهده می نمائید در حالی که به یکی از بچه های واحد مهندسی توضیح میدهند که چطور قطعه ای رو خارج کند طوری که صدمه نبیند
بچه های خوش اخلاق فنی مهندسی در حال کار روی EP-CFL که اون زمان داشت C-Check میشد . واقعا همشون مهربان و خوش اخلاق بودند.
یکی از بچه های Paint SHop ایران ایر در حال ترمیم رنگ بدنه EP-IBV ....
خلبانان هما در حال آماده سازی EP-IBC برای تست فلایت بعد از Structure Check به دست بچه های متخصص واحد فنی مهندسی ایران ایر ...
و اما در انتها چند تا عکس از طیاره ها.اولی از EP-CFL حین C-Check این عکس از روی Stand گرفته شده ...
کاکپیت EP-IAI که در آن زمان هنوز EP-AUA بود و 1 ماه بعد EP-IAI شد.
کاکپیت EP-CFE :
و یک سورپرایز !!!
کاکپیت EP-IDB بعد از سانحه ... این تنها عکسی است که میتوانیم از این هواپیما برای شما قرار دهیم.