X
تبلیغات
زولا
جمعه 31 خرداد 1387
 اولین رئیس جمهور تاریخ ایران ، خاطره خوشایندی برای مردم ایران باقی نگذاشت و پس از مدت ها جنگ و جدال سیاسی و عزل از ریاست جمهوری توسط مجلس ، به ناگاه از کشور خارج شد .

سید ابوالحسن بنی صدر ، که با شعار" بنی صدر صد در صد" در انتخابات ریاست جمهوری با بیش از 10 میلیون رأی به پیروزی رسیده بود ، در روز بررسی طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور ، فقط یک رأی موافق برای ابقا گرفت و بدین ترتیب عالی ترین سمت اجرایی کشور را از دست داد.خلبان مدرسی

درباره ماجرای خروج بنی صدر در ایران ، تا کنون بسیار گفته شده است ، اما یکی از خلبانانی که به دلیل موقعیت شغلی خویش اطلاعات ریز تری از این فرار بزرگ و ترفندهای به کار رفته در آن داشته است ، در سایت خود ، روایت دقیقی از مراحل این نقشه ، نحوه خروج ، اتفاقات حین پرواز و عبور از مرزهای هوایی و فرود در پاریس داده است که در زیر می آید.
خلبان بهروز مدرسی ، اینک بازنشسته شده و در حال نگارش خاطرات سال ها پرواز است.

سرهنگ بهزاد معزی کی بود ؟

سال 1350 وقتی من به نیروی هوایی پیوستم یک سالی می شد که سرهنگ خلبان بهزاد معزی از تهران به شیراز منتقل شده بود .

او از بدو ورود به عنوان فرمانده گردان پرواز هواپیماهای سی - 130 در پایگاه هفتم ترابری منصوب شده بود. آن گونه که بچه های قدیمی آن دوره و بعد ها خود من شاهد اش بودم ، افسری منظم سخت گیر و با سواد بود .

سرهنگ معزی ، خلبان مخصوص شاه که نقشه فرار بنی صدر را کشیدفرماندهی که صدای خنده او را به ندرت می شد شنید. و در هنگام عصبانیت عادت به جویدن سبیل های کم پشت بورش داشت . او سپس برای طی دوره فرماندهی ستاد به کشور آمریکا اعزام می شود . و در سال 1352 به ایران برگشته و در ستاد کل نیروی هوایی در مقام معاونت عملیات در بخش " یکنواختی " مشغول به خدمت می شود و از آن جایی که رسته اصلی او خلبانی بود ، طی هماهنگی های صورت گرفته او سه روز در هفته به پایگاه یکم ترابری می آمد و با هواپیماهای سی -130 به پرواز و یا ماموریت می رفت .

شایان ذکر است در آن ایام فرمانده عملیات ستاد کل نیروی هوایی تیمسار آذربرزین و فرماندهی پایگاه یکم ترابری به عهده تیمسار امیرفضلی بود .

در آن روزگار هر خلبانی مجاز به پرواز با شخصیت های طراز اول مملکتی و یا با خانواده سلطنتی نبود . فقط تعدادی معین از افسران با تجربه و تعین صلاحیت شده به عنوان کروی ( V.I.P ) مشخص شده بودند که بهزاد معزی از آن جمله بود .

در اندک زمانی کوتاه او به دربار سلطنتی راه یافته و در مقام خلبان مخصوص اعلیحضرت به انجام وظیفه می پرداخت .
سرهنگ معزی بارها در همان روزگار برای خرید هواپیما به عنوان کارشناس مطلع به کشورهای اروپایی سفر می کرد . سلامت نفس و رشوه نپذیری او در انجام معاملات زبانزد بود . با خرید هواپیماهای بوئینگ سوخت رسان 707 او به عنوان فرمانده گردان و در ادامه به عنوان معلم خلبان به فعالیت پرداخت .
در همین ایام بود که محمدرضا شاه یک فروند بوئینگ اختصاصی به نام شاهین خریداری نمود .
با همین هواپیما بود که بعد از قیام مردمی بر علیه خاندان سلطنتی ، در تاریخ 26 دی ماه سال 57 محمد رضا شاه را به همراه خانواده اش به مصر سپس مراکش منتقل نمود.

بعد از مدتی با هواپیمای شاهین به ایران بازگشت . بازگشت غیر مترقبه سرهنگ بهزادمعزی با هواپیمای شاهین به کشور از او چهره ای قهرمان و متعهد به انقلاب ساخته شد . همه به چشم دیگری به او می نگریستند. خوب یادمه که اوایل جنگ بود و همانند سایر بخش های اجتماعی در پایگاه هم نیروهای مومن و انقلابی انجمن های اسلامی تشکیل داده بودند که سرهنگ معزی گل سرسبد آن ها محسوب می شد .
بدبین ترین افراد هم هرگز تصور نمی کردند که این افراد هم ممکن است روزی اغفال شوند . یا به دلیل اعتقادات و گرایشات پنهانشان روزی به کشور ضربه ای بزنند .

اگر آن روزی که یکی از خلبانان سی -130 به نام سروان " موگویی " به دلیل گرایشات ضد حکومتی خود از جمع همین افراد وابسته به انجمن اسلامی پایگاه ، ایران را به قصد یکی از کشورهای اروپایی ترک کرد ، قضیه کالبد شکافی دقیق می شد و این عمل او زنگ خطری برای مقامات عالی رتبه پایگاه و برادران حفاظت یا عقیدتی سیاسی تلقی می شد، هرگز این چنین کشور شوکه نمی گردید و امثال رجوی سرکرده منافقین که دستش به خون افراد بیشماری آلوده بود با حمایت و خیانت مشتی وطن فروش از کشور به این راحتی خارج نمی شد .

با روی کار آمدن بنی صدر و متعاقب آن حمله ناجوانمردانه عراق به سرزمین ما کشور در شرایط بحرانی به سر می برد .

درگیری مردم در دفاع از آب و خاکشان و به طبع آن سرگرم بودن مسئولان به امور برنامه ریزی تدارکات و سازماندهی جبهه های جنگ ، بهترین فرصت برای عرض اندام نمودن گروهک های ضد مردمی به وجود آمده بود .

خوب یادمه بیشترین ترور ها در همین ایام صورت می گرفت . راستش رو بخواهید به دلیل رعایت اصول بی طرفی در این گزارش ، دقیقآ نمی دانم علت اختلاف بنی صدر که در آن هنگام علاوه بر رئیس جمهوری ، فرماندهی کل قوا هم به او تنفیذ شده بود ، با فرماندهان سپاه پاسداران و نیروهای وفادار به نظام بر سر چی بود . بنی صدر
فقط این رو می دونم نزدیکی و حمایت بنی صدر از رجوی باعث رنجش افراد مومن و حزب اللهی شده بود . به طوری که زمزمه های سلب مصونیت سیاسی او در جامعه به گوش می رسید . کار به جایی رسید که امام خمینی ( ره ) با عزل او موافقت فرمودند و مجلس شورای اسلامی او را از مقام ریاست جمهوری خلع ید نمودد .

ماجرای فرار بنی صدر و رجوی

کشور در این هنگام به اوج نا امنی رسیده بود . عده ای به طرفداری بنی صدر و عده ای به مخالفت او قد علم کرده بودند .

فشار به جبهه های جنگ هر روز بیشتر می شد . در مناطق جنگی برخی از شکست ها رو به حساب خیانت بنی صدر قلمداد می کردند . به عبارت صحیح تر اوج تفرقه و دو دستگی بر ایران سایه افکنده بود . با تسلط سپاه پاسداران و نیروهای بسیجی بر اوضاع داخلی بنی صدر فراری شده و هیچ نشانی از محل سکونت او نبود .
همان طور که گفتم این تفرقه و دو دستگی بهترین فرصت رو برای توطئه گران بوجود آورده بود . در اون زمان هنوز ارتش پاکسازی نشده بود . و نیروهای آشوب گر و جنایت کار هم فعالیت های خود را به شکل زیرزمینی و با رخنه به سازمان های حساس ادامه می دادند .

در این اوضاع و احوال بود که بزرگترین نقشه فرار طرح و به مورد اجرا در آمد . سرهنگ بهزاد معزی که روزگاری با در بار شاهنشاهی مراوده داشت و عالی ترین مقامات ارشد رژیم شاهنشاهی همچون اسداالله علم ( وزیر دربار ) ، ارتشبد طوفانیان ( مسئول خرید و قراردادهای کلان تسلیحات نظامی ) و ....با او پرواز و نشست برخاست می نمودند ، به خاطر مراجعت از مراکش و اطمینان بیش از حد به او کارگردان این نمایش گردید .

ارتباط سرهنگ معزی با سازمان منافقین

دقیقآ هیچ کس نمی داند ارتباط سرهنگ خلبان بهزاد معزی با سازمان تروریستی منافقین از کی و به چه شکلی بوده است .
شاید هم برای نهاد های امنیتی کشور مشخص است . ولی من نمی دانم .

سئوال اساسی این است که چگونه او با شاخه نظامی سازمان ارتیاط برقرار کرده بود ؟ اگر از زاویه گرایشات سیاسی به قضیه نگاه کنیم او فردی سلطنت طلب بوده که متحول گشته و جزء افراد خاص نظام قرار گرفته بود و ارتباط با این گونه افراد که به عنوان فرمانده بزرگترین و حساس ترین گردان پروازی خدمت می نمود به راحتی میسر نبوده است .
آیا او از قبل از انقلاب مخالف خاندان سلطنتی بوده است ؟ و یا وقتی به کشور برگشت مخالف نظام جمهوری اسلامی شد ؟
پاسخ هر دو سوال مثل روز واضح است که این چنین نبوده است . به نظر بنده ( که البته نظر شخصی ام است ) او پیش از این ها با سازمان های اطلاعاتی غرب در تماس بوده است .

حضور خواهرش در سیاسی ترین نهاد آمریکایی در ایالت تگزاس بهترین رابط می تواند تلقی شود . به عبارت صحیح تر این سازمان های اطلاعات غربی بودند که به او دستور بازگشت را دادند .

طراحی نقشه فرار بزرگ

به هر حال او در ظرف مدت کوتاهی هم پشت به سلطنت طلب ها کرده و هم از جمهوری اسلامی روی برگرداند !!
پس همان طور که اشاره کردم به هر دلیلی که بوده او به سازمان منافقین وصل می شود . تمام جزئیات نقشه فرار به دقت طرح ریزی می شود .

به احتمال فراوان نقشه ورود بنی صدر و رجوی به داخل پایگاه با اطلاعاتی که توسط معزی و همدستان اش ارائه گردیده بود برنامه ریزی می گردد و نقشه پرواز و جزئیات فرار در آسمان تا مقصد که فرانسه باشد به عهده آقا بهزاد بوده است .

این عملیات که واقعآ یکی از پیچیده ترین و گسترده ترین نقشه های فرار محسوب می شود با همکاری طیف عظیمی از نیروهای فریب خورده منافقین و عوامل نظامی آن در نیروی هوایی صورت می پذیرد .

بدین صورت که یک عده وظیفه اغفال و فریب عوامل دژبانی و حراست ورودی پایگاه را به عهده می گیرند . آن ها از چند روز قبل از عملیات با یک دستگاه خودروی کاماروی زرد رنگ مرتب به پایگاه تردد می نمایند تا روز عملیات چهره این اتوموبیل عادی تلقی شود . عده ای هم با ماشین آتش نشانی در اطراف پایگاه مستقر می شوند تا برای فرار دادن سوژه در صورت لو رفتن وارد عملیات شوند .

عده ای هم از شاخه نظامی گروهک منافقین با سلاح های سنگین مسئولیت عبور سوژه ها رو به داخل پایگاه به عهده می گیرند . یه گروه دیگر از افراد نظامی فریب خورده ایستگاه های رادار مسیر را مختل می نمایند . به این صورت که با قرار دادن جعبه هایی در ایستگاه ، خود در لحظه آغاز عملیات تلفن زده و اعلام می کنند بمب گذاری شده است !!

عده ای دیگر هم با از کار انداختن 8 فروند هواپیمای شکاری اف – 4 عملآ از ره گیری و تعقیب آن ها جلوگیری می کنند . ( واقعآ چه انسان های خائن ی پیدا می شوند که در زمان جنگ تنها ابزار مقابله با دشمن را از کار می اندازند . ننگ بر شما ) خب بعد از همه این کار ها نوبت به اسکان سوژه ها می رسد .

حال یکی دیگر از عوامل سرسپرده و خائن نیروی هوایی بنام سرهنگ ناوبر اسماعیل فرخنده منزل سازمانی خویش را در اختیار آن ها قرار می دهد . ( معزی خیلی سعی دارد او را بی گناه و نا آگاه از ماجرا جلوه دهد ) . و به این ترتیب همه چیز از قبل طراحی و آماده می شود . برنامه به این صورت بود که با یکی از پرواز های شبانه آموزش سوختگیری این عملیات آغاز شود .

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
جمعه 31 خرداد 1387
مهر: سرلشگر محمد علی جعفری ضمن حضور در ستاد ناوگان خلیج فارس طرحهای مختلف عملیاتی و دفاعی نیروی دریایی سپاه را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.

سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری با استقرار در ناوچه سر فرماندهی از نزدیک بر عملیات کشف و انهدام شناورهای دشمن فرضی در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز نظارت کرد.

سردار جعفری همچنین تمرینهای عملی قایقهای تندرو موشک انداز، اژدر انداز و قایقهای ویژه و نحوه عملیات آنها را از نزدیک مورد بازدید قرار داد.

در بخشی از این تمرینات که در آن موشکهای کروز ضد ناو، دوربرد ساحل به دریای نیروی دریایی سپاه شلیک شد مراحل مختلف اجرای پدافند غیر عامل نیز مورد بازدید قرار گرفت.

فرمانده کل سپاه پاسداران همچنین طی سخنان کوتاهی از آمادگی، انسجام و سرعت عمل نیروهای عملیاتی و پشتیبانی و رشد چشمگیر سلاح و تجهیزات مدرن و پیشرفته در سازمان نیروی دریایی سپاه ابراز رضایت کرد و بر بالا بردن هر چه بیشتر آمادگیهای واقعی و توان دفاعی برای مقابله با هرگونه تهدید احتمالی تاکید کرد.
پنج‌شنبه 30 خرداد 1387

آزمایش پروازی اولین هواپیمای دور پرواز راداری که بر اساس سفارش هند و بر پایه هواپیمای نظامی-ترابری ایل -76 روسیه ساخته شده در اسراییل به پایان رسید.

به گزارش Flight Global طرف هندی سه فروند از این هواپیما را شفارش داده که ارزش آنها 370 میلیون دلار ارزیابی میشود. بر اساس قرارداد مذکو مورخ سال 2004 اولین ایل-76 مجهز به سیستم Phalcon اسراییلی در ماه سپتامبر سال جاری تحویل هند خواهد شد.

در حال حاضر هر سه هواپیمای مذکور برای نصب تجهیزات مورد نیاز به اسراییل تحویل داده شده اند. کار نصب آنها توسط کمپانی Israel Aerospace Industries در سوله های فرودگاه بین المللی بن گورین تل آویو انجام می شود در آینده قرار است که آزمایشات پروازی دو هواپیمای دیگر نیز آغاز شد.

آنطور که پیش از این گزارش شده بود هند تصمیم دارد که سه فروند تکمیلی دیگر از این نمونه هواپیماها خریداری کند که در ترکیب فرماندهی هوافضای این کشور قرار خواهد گرفت.

سیستم های Phalcon که از یک ایستگاه راداری با آنتن شبکه ای تشکیل شده می تواند اهداف هوایی را به مسافت 400 کیلومتری در هر شرایط جوی رد یابی کند. در این مجموعه همچنین سیستم های تشخیص"خودی-غربیه"، ایستگاه جاسوسی رادیویی، دستگاه های ارتباطی و تبادل داده ها تعبیه شده است.



 

پنج‌شنبه 30 خرداد 1387
 
وزیر راه و ترابری گفت : شرکت های هواپیمایی روسیه با شرکت های هوایی ما تعامل دارند و ماجرای باز پس گرفتن توپولف های روسی شایعه بوده است.

به گزارش واحد مرکزی خبر، رحمتی پس از جلسه امروز هیئت دولت در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی در خصوص پس دادن توپولوف های اجاره ای به روسیه ، با اشاره به اینکه هواپیماهای اجاره ای ما به روسیه رفتند و به صورت خریداری شده برگشتند، افزود : اکنون توپولف های خریداری شده در مسیر پروازی هستند و تنها یک تغییر معاملاتی انجام شده است.
پنج‌شنبه 30 خرداد 1387
به بهانه سالروز وفات دکتر علی شریعتی
 
اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد
تو هم به صلح گرایی اگر خدا بگمارد

(دیوان شمس)

نوشتن و سخن گفتن از یک شخصیتی که پیرامون وی، آرای ضدّ و نقیضی درانداخته می‌شود و مخالفان و موافقانی به صف می‌ایستند و صف‌ها می‌شکنند، به گونه‌ای که هواخواهان سینه چاک می‌کنند و بدخواهان می‌شکافندش، بسی دشوار است. همین سخنان ضد و نقیض پیرامون یک شخصیت، اگر از هیچ نکته‌ای حکایت نکند در عالم ‌اندیشه، از تو در تویی و لایه لایه بودن و در یک کلام از بزرگی یک شخصیت حکایت دارد؛ ‌اندیشمندی که درونش، شعله ور، برونش برافروخته بود. هم دل‌های غمزده ای را سوخته بود، هم دل دردمند خویش را. لذت جان را در خراب‌آباد ‌اندیشه‌های دنیای مدرنیته و ورود جامعه‌شناسی به یکی از لطیفترین حوزه‌های اعطایی آسمانیان به زمینیان ـ دین ـ می‌دید و بی‌صحبت جانانه، هیچ خوشی را تذوق نمی‌کرد. وقتی راه‌‌ها، بسته بود و طمع‌ها گسسته، او آمد و از آسمان‌ها، راه‌‌ها را برگشود. وقتی نفیر سوسیالیستی ابوذر و نفرت او را از انباشت سرمایه و اختلاف طبقاتی برشنید به قلب و سر، دلبرده او شد و در مدح و ثنایش داد سخن در داد:
گر نبودی خلق محجوب و کثیف    ور نبودی حلق‌ها تنگ و ضعیف
در مدیحت داد معنا دادمی         غیر این منطق لبی بگشادمی

و شروع به تراویدن و جوشیدن و غریدن کرد. او از غنای خالق و نیاز خویش برست و به راز و ناز خلق پرداخت. دست به شوری شگفت و شعوری شگرف زد. چون جان ‌آفتاب، آب دین را از گلِ مثلثی شومِ زر و زور و تزویر که همه عدالتخواهان در آن مدفون شده بودند، بیرون کشید و از مثلث فکری ابوذر (جامعه اجتماعی)، ابن سینا (جامعه فلسفی) و حلاج (جامعه عرفانی) ابوذر را برای جامعه فرو خسبیده آن دوران، ابن سینا را برای پسر خویش، دکتر«احسان» و آینده ایران و حلاج را برای خویشتن خویش برگزید. او حلاج و «انا‌الحق» گفتنش را برای جامعه مضر و برای خویشتن خویش مفید می‌دید. سه نقطه و حفره از دیدگاه وی حاجت به درمان داشت: 1 ـ جامعه؛ که با ابوذر و علی و زینب و حسین مداوا می‌شد و فیلسوفان هیچ کارکردی و نقشی در مدارا و مدیریت جامعه نداشتند و نمی باید می‌داشتند.

2ـ آینده: با فلسفه و عقلانیت و خردورزی؛ یعنی ابن سیناوار درمان می‌شد آن درندگی و پارگی برآمده از چاقوی جامعه شناسی و آموزه‌های دانشگاه سوربن باید با سوزن فلسفه جدید (تحلیلی، زبان ...) رفو می‌شد و جامه دوزندگی به تن می‌کرد. همان گونه که به فرزند خویش احسان توصیه کرد که فلسفه بخواند و او هم سفارش پدر را پذیرفت و خواند.

3ـ خودش: درمان خودش عرفان بود. او ضد عرفان نبود، بلکه عرفان را در ساحت خصوصی و ساختار شخصی آن می‌خواست، کیمیایی بود که هر جان خسته و زخمی را تک به تک، منحصرا با تجربه‌ای جداگانه و گونه‌گون درمان می‌کرد و با شریعتی نیز چنین کرد.

او داوود وار، آهن تحجر را موم کرد. عیسی وار در دل جوانانی که مارکسیست‌ها روز به روز الحادی و مادی‌اش می‌کردند، دیانت و معنویت و منزلت بردمید. موسی وار جوانان دلسرد و دلمرده را طور سینایی نشانشان داد و زانوان آنان را در برابر محبوب و معبودشان برای نماز و نیایش در دانشگاه تهران در برابر توده‌ای‌ها و چپی‌ها بر زمین زد. چون کیسه بوکسی شد که شاگردانش با مشت زدن به وی ورزیده و توانگر و نیرومند شدند. او راهی عاشقانه برگزید به تعبیر مولانا:
راه عشق است این ره حمام نیست      غیر ناکامی در این ره کام نیست
شد چنین شیخی گدای کو به کو          عشق آمد لاابالی اتقوا

آنگاه که متفکران سکولار و مبارزی چون «آناتول فرانس» برای وی نامه می‌نوشتند که ما تازه به نتیجه رسیده‌ایم که دین را به حوزه‌های فردی ببریم و از نهادسازی آن خودداری کنیم و از تاریخ تلخ آن عبرت‌ها گیریم، پاسخ می‌داد که من در دین چیزها می‌بینم که شماها نمی بینید؛ شماها ابوذر و امام حسین و زینب و ... را ندارید و ندانید. دینی که در حفره‌ها مدفون و در حجره‌ها مستور بود، دکتر شریعتی عاشقانه عتابش را از سوی سکولارها و خشک مذهب‌ها به جان خرید و حجابش را بردرید و روحی در آن بردمید، زیرا به تعبیر حافظ:
عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

او یک کرشمه از اهل بیت را به صد جفای ناپرهیزگاران ترجیح داد و با تلخکامی و خونخوری پذیرفت که در ایران آن دوران، متهم به بهایی و وهابی و سنی افراطی شود و در عربستان آن دوران، اتهام شیعه افراطی و شیفته پر احساس و بی منطق اهل بیت را به جان خرد. از سه «ت»؛ «تقی زاده» و «تاریخ» و «تقیه» می‌نالید، هر چند که شریعتی، «تقی زاده» را مصداق روشنفکر خودباخته می‌دید که به نظر بنده، دکتر او را با میرزا ملکم خان اشتباه می‌گرفت. او خود حکایت از غصه وصف‌ناپذیر وی از قرادادهای ننگینی داشت که امضای هیچ مجتهدی پای آن نبود، اما رد پا و سرانگشت روشنفکران آشکارا دیده می‌شد و از الینه شدن روشنفکران می‌نالید. و از تاریخ، حوادثی که نباید می‌افتاد، ولی افتاده بود و از تقیه، چیزهایی که نباید پنهان می‌شد، ولی شده بود.

ستیز فکری چندجانبه با مارکسیست‌های ستبر که روح را منکر بودند و اگزیستانسیالیست‌های سترگ که روح را تنها و رها شده و بریده از نیستان وجود و گمگشته در عالم هستی می‌پنداشتند، از بیرون و تنگ نظری‌های استخوان سوز و خشک‌بینی‌های نفسگیر در درون، سینه سیمین شرحه شرحه او را مالامال درد کرده بود و شرح درد خویش را مشتاقی جز «گفت‌وگوهای تنهایی» نمی‌یافت:
گر نکنی موافقت درد دلی بگیردت
همنفسی خوش است خوش هین مگریز یک نفس
(دیوان شمس)

او هم‌نفسی نداشت، اما ذوق او گرفت و ذایقه‌هایی را تلخ و شیرین کرد. سخن درباره شهادت و حسین میراث آدم ـ اگر می‌توانی بمیران اگر نمی‌توانی بمیر؛ آدمیان یا حسینی‌اند یا یزیدی ـ او را به خانواده انقلاب که در رأس و صدر آن حضرت امام امت قرار داشت، وارد نمود. او پاره‌ای جملات را ابوذروار برای انقلابگران آموخت و آنها هم بی مزد و منت آن جملات را خرج آتشدان انقلاب می‌کردند. «چه گوارا» همیشه برایش گوارا بود. حرکت نهضت‌های مسلمان در شمال آفریقا و سراسر جهان از تیررس وی بیرون نبود.
آنگاه که از تناقض‌های اسلامیات و اجتماعیاتش دلش می‌شکست، ترمیمش را به کویریات می‌سپرد و شروع به سخن گفتن با معبود‌های خویش چون «پروفسور گورویچ» و «پروفسور ماسینیون» و ... می‌کرد: به تعبیر مولانا در دیوان شمس و خطاب به شمس:
از تناقض‌های دل پشتم شکست
بر سرم جانا بیا می‌مال دست

ماسینیون، مولانای او بود، اما خود به فراست و ظرافت می‌دانست که او هرگز به پای مولانا نرسد. در دانشگاه سوربون در برابر همه دین‌گریزان و دین ستیزان از اسلام دفاع می‌کرد. وقتی که زخم دلش، سختکاری و خونریز می‌شد، به دامان بی‌دام خودکشی پناه می‌آورد که شاید آب لطفی بر آن شعله زند. همان دم بود که «مثنوی مولانا» منجی و نجات بخش او می‌شد، زیرا با خود مولانا هم عنان و هم کلام بود که مثنوی، صیقل ارواح است و روح‌هایی که زنگ می‌زند و کهنه می‌شود با مثنوی زنگارش زدوده و براق و شفاف می‌شود:
مثنوی که صیقل ارواح بود
بازگشتش روز استفتاح بود

مولانا ستون فقرات عرفان ماست و ستون فقرات عرفان مولانا را «عشق» می‌سازد. اگر مولانا شریعتی را از تناقض‌ها و تحمل‌ها و هجوم ‌اندیشه‌ها و انگیزه‌ها و انگیخته‌ها می‌رهاند، این مولانا نیست که چنین می‌کند؛ این همان عشقی است که مولانا مبلغ و مروج آن بود و مولانای مرده را زنده کرده بود؛ عشقی که به آدمی شتاب می‌بخشید و او را گستاختر می‌کرد و آماده باختن همه چیز:
زاهد با ترس می‌تازد به پا
عاشقان پرانتر از برق و هوا

لاابالی بود؛ یعنی به گل پارگی گل پارگان و سرکگی سرکه فروشان توجهی نمی‌کرد:
لاابالی عشق باشد نی خرد
عقل آن جوید کزان سودی برد

در پرتو این عشق پرتو افکنی می‌کرد و از سایه ‌انداختن ابرصفتان‌، اندک واهمه‌ای در دل نداشت:
هین تو کار خویش کن ای ارجمند
زود کایشان ریش خود بر می‌کنند
او به خانواده ای که از آن برخاسته بود و هم سفره با انبیا و اولیا بود، سخت وفادارماند و تعمدا و عامدا و قاصدا با نمایانندگان و مفسران رسمی دین ـ طبقه روحانیت ـ که جزو لاینفک اسلام بوده و هستند و خواهند بود، از در چالش و ستیز و عناد درنیامد.

شاید نمونه بارز آن را در سلوک و برخورد و پیروی ایشان از حضرت امام که برای او آقای خمینی بود، می‌توان دریافت. او «امت و امامت» را تئوریزه کرد و از «دمکراسی هدایت شده» سخن به میان آورد که شرح و بسط آن را باید به نوبتی دیگر واگذاشت.
شرح این هجران و این خون جگر
یک زمان بگذار تا وقت دگر

«العاقبه للمتقین»
دکتر بهروز حسن‌نژاد
پنج‌شنبه 30 خرداد 1387

طالبان محلی در مناطق قبایلی پاکستان سه فروند بالگرد نظامی آمریکا را ربودند.

روزنامه نیوز و دیگر منابع خبری پاکستان دیروز اعلام کردند این 3 فروند بالگرد از نوع شنوک و بلک هاک با کانتینرهای بزرگ از شهر بندری کراچی به پیشاور مرکز ایالت سرحد پاکستان منتقل شده و قرار بود به شهر جلال آباد در افغانستان منتقل شود که طالبان محلی در منطقه قبیله ای « خیبر » این بالگردها را ربودند.

با این حال سفارت آمریکا در پاکستان از پاسخ صریح درباره این موضوع خودداری می کند. « الیزابت کولتن » سخنگوی سفارت آمریکا در پاکستان هم هرچند این خبر را رد نکرد اما گفت سفارت آمریکا این گونه خبرها را که در رسانه ها و مطبوعات پاکستان منتشر میشود نمی تواند تائید کند.

این در حالیست منابع خبری پاکستان گزارش دادند طالبان در یک ماه گذشته هم یک بالگرد نظامی دیگر از نوع « کبرا » را که با یک کانتینر از پیشاور به سوی مرزهای افغانستان در حال جابه جایی بود ربودند و قطعات آن را به افراد ناشناس در استان فرح افغانستان در ازای دریافت دهها هزار دلار فروختند.

در همین راستا « ریچارد بوچر » معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور جنوب آسیا قرار است به زودی از افغانستان و پاکستان دیدن کند و درباره موضوع ربوده شدن بالگردهای آمریکایی بدست طالبان محلی پاکستان و تنش لفظی بین مقامات پاکستان و افغانستان گفتگو کند.

نظر وبلاگ:از این به بعد نیروی هوایی طالبان نیز به نیروهای هوایی منطقه اضافه خواهد شد.خدا خودش رحم کند.

سه‌شنبه 28 خرداد 1387

عکسی از ماهان ایر(تاریخ:۱۳۳۰ هجری شمسی!!!)

تلاش کیش ایر برای نشان دادن خود در میان رقبای سنگین وزن

خیال همه راحت!

پیشرفته ترین تجهیزات آتش نشانی در فرودگاه مهرآباد مستقر است!!

کوچک و دوست داشتنی.

ای کاش می شد باز هم...

کارگو لوفتانزا در مهرآباد

فوکر ۵۰ از همه رنگ

 

 

سه‌شنبه 28 خرداد 1387
 
حمله به پالایشگاه و نیروگاه اصفهان و پدافند قهرمان




بعد از گذشت هشت سال دفاع مقدس خاطرات فراوان و شیرینی در ذهن اکثر رزمندگان باقی مانده است. این خاطرات برای همیشه در تاریخ جنگ هشت سال دفاع مقدس ثبت گردیده و ملت شریف و قهرمان ایران شجاعت و دلاوری رزمندگان را هرگز از یاد نخواهند برد. در این راستا، کلمه پدافند برای همه کلمه آشنایی است. پرسنل غیور پدافند در طول جنگ تحمیلی مردانه با دشمن دست و پنجه نرم کردند به نحوی که با به غرش درآمدن سلاح ضد هوایی در همان ساعات و روزهای اول جنگ، خلبانان عراقی ضرب شصت محکمی از پدافند زمین به هوا دریافت نموده و تعداد بی شماری از هواپیماهای دشمن ساقط شده یا مورد اصابت قرار گرفتند.
من نیز دوش به دوش سایر رزمندگان و به عنوان عضو کوچک پدافند زمین به هوادر اکثر مناطق عملیاتی ازجمله دزفول، عین خوش، دهلران، خارک، گوره و پدافند مراکز صنعتی اصفهان عهده دار مسئولیت بوده و در این مدت مانند دیگر رزمندگان خاطرات زیادی به یاد دارم.
یکی از آن خاطرات پرافتخار عملیات متهورانه و غرور آفرین مورخه 14/1/1367 پدافند زمین به هوای مستقر در پالایشگاه و نیروگاه برق اصفهان می باشد.
با طولانی شدن جنگ و ناکام ماندن دشمن در جبهه های زمینی و در مرزها، تهاجمات هوایی به شهرها و تاسیسات اقتصادی و اجتماعی کشور کشیده شد. نیت ناپاک دشمن متوقف نمودن صدور نفت و همچنین در تنگنا قرار دادن مردم با از بین بردن تولیدات و مشتقات نفتی در داخل کشور بود.
پالایشگاه ونیروگاه برق اصفهان و سایر تاسیسات اقتصادی همچون ذوب آهن، صنایع دفاع، صنایع فولاد و پلی اکریل از اهدافی بود که دشمن در آن زمان روی آنها طراحی و برنامه ریزی های زیاد می نمود. من نیز به عنوان یکی از مدافعان کشور، دوش به دوش دیگر همرزمان پدافندی خود ماموریت دفاع از آسمان پالایشگاه و نیروگاه اصفهان را به عنوان فرمانده گردان تاکتیکی عهده دار بودم.


پالایشگاه اصفهان مهم ترین هدف دشمن

پالایشگاه اصفهان به علت اهمیتی که در تهیه سوخت مورد نیاز هواپیماها و خودروها در جنگ داشت و تامین کننده بخش مهمی از نیازهای کشور بود، یکی از اهدافی محسوب می شد که دشمن برای ضربه زدن به آن از خود چنگ و دندان نشان می داد و ضرورت تقویت سیستم دفاعی مراکز صنعتی پالایشگاه و نیروگاه اصفهان که نزدیک هم تاسیس شده بود، همواره از سوی مسئولین مورد تاکید قرار می گرفت. تقریبا شش ماه قبل از درگیری موفقیت آمیز 14/1/1367اقدامات موثری در تکمیل سیستم دفاعی این منطقه انجام گرفت که بیان آن خالی از لطف نیست.



تجهیز پدافندی پالایشگاه و نیروگاه اصفهان

در نشستی که با مسئولین استانداری انجام گرفت مقرر گردید برای آماده سازی محل استقرار جنگ افزارها اقدام جهادی صورت گیرد. به همین منظور بیش از 200دستگاه ماشین آلات اعم از لودر و بولدوزر و کمپرسی به منطقه پدافندی پالایشگاه و نیروگاه اعزام گردید ودر مدت نسبتا کوتاهی موفق شدند محل هایی به ارتفاع حدود 20متر برای استقرار جنگ افزارها آماده نمایند که این کار باعث شد جنگ افزارها از دید مطلوب تری برخوردار شوند.
تعدادی جنگ افزار 23میلیمتری جهت تکمیل رینگ سوم دفاعی اختصاص یافت،این جنگ افزارها در در فاصله حدود 50تا60کیلومتری از تاسیسات مستقر گردیدند و علاوه بر تامین سیستم دفاعی نقش اعلام خبر و سیستم هشدار دهنده را نیز عهده دار بودند.


امتحان کارایی پدافند توسط هواپیماهای خودی

شبکه دیده بانی نیز در سطح وسیعی گسترش یافت و چندین بار نیز با پرواز هواپیمای خودی بر فراز منطقه، نحوه اعلام خبر آنها آزمایش شد. با هماهنگی های انجام شده، هر هفته پرواز آزمایشی جهت سیستم اسکای گارد اجرا می شد و با توجه به محل های مرتفعی که برای استقرار رادارها تهیه شده بود، وضعیت کشف هدف آنها در سمت های مختلف ارزیابی می شد و به خلبان خودی گفته می شد که نقش دشمن را بازی نموده و با توجه به موانع و ارتفاعات اطراف پالایشگاه و نیروگاه از سمت هایی حمله نمایند تا نقاط ضعف و قدرت جنگ افزارها به خصوص رادارهای اسکای گارد مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین از آماده به کار بردن رادارها اطمینان حاصل شود. این گونه هماهنگی ها بین هواپیماهای جنگنده خودی و یگان های پدافند برای اولین بار انجام می شد؛ لذا از ارزش عملیاتی بسیار بالایی برخوردار بود و علاوه بر ارزیابی رادارها در آموزش تعقیب هدف خدمه توپ های 23میلیمتری و 35میلیمتری بسیار ارزشمند بود. به منظور اطمینان از آماده بودن جنگ افزارها، مجوز تیراندازی آزمایشی نیز گرفته شده بود و حداقل ماهی یک بار کلیه جنگ افزارها در محل اقدام به تیراندازی آزمایشی می نمودند. در خصوص آموزش نیز برنامه ریزی بسیار خوبی انجام پذیرفت در سطح آتشبارها مسابقات آموزشی انجام می گردید و نفرات برتر در مسابقه نهایی گردان شرکت می کردند. رقابت آموزشی به نحوی بود که سربازان باز کردن و بستن توپ های 23میلیمتری را با چشم باز و بسته تمرین می کردند و و با هم به رقابت می پرداختند و در نهایت نفرات برتر مورد تقدیر و تشویق قرار می گرفتند. این روش در بالا بردن توان رزمی تاثیر بسیار خوبی گذاشته بود.




با تلاش شبانه روزی آماده پذیرایی از دشمن بودیم

با هماهنگی هایی که با مسئولین انجام شد پرسنل پدافند در چندین نوبت از نزدیک پالایشگاه و نیروگاه را مورد بازدید قرار دادند. پرسنل نگهداری طبق برنامه منظمی با کمک پرسنل عملیاتی سرویس های لازم بر روی جنگ افزارها انجام می دادند و در دفاتر تاریخ آن دقیقا ثبت می شد و تداوم پیدا می کرد. از نظر قطعه رسانی نیز اولویت بیشتری به پدافند پالایشگاه اصفهان داده شد و قطعات درخواستی به موقع واگذار و پرسنل متخصص نیز در تعمیر و رفع اشکالات فورا اقدام می کردند. اقدامات موثری هم در خصوص رفع اشکالات ارتباطی توسط تیم ارتباط انجام شد و شبکه ارتباطی با سیم و بیسیم نیز تقویت گردید. اینها گوشه ای از اقداماتی بود که پرسنل ایثارگر پدافند پالایشگاه و نیروگاه اصفهان شبانه روز متحمل می شد.
و اما ...
چهاردهمین روز بهار سال 1367که مصادف با میلاد با سعادت آقا امام زمان (عج) بود، به تدریج سپری می شد. ساعت 58/13دقیقه بود. گوئی همه چیز برای یک رویداد فراموش نشدنی و کسب افتخاری بزرگ در صحنه نبرد حق علیه باطل مهیا شده بود.
پرسنل همیشه بیدار پدافند پالایشگاه و نیروگاه اصفهان که به علت مسئولیت شغلی در طول تعطیلات نوروزی عاشقانه در سنگر شرف و افتخار به پاسداری از حریم هوایی منطقه مشغول بودند، طبق روال کاری از ابتدای همان روز بازدیدهای روزانه را انجام می دادند. من نیز صبح همان روز طبق معمول از مواضع جنگ افزارها بازدید کرده و به ستاد گردان و دفتر کارم بازگشتم و با جمعی از فرماندهان و مسئولین قسمت ها نشسته بودیم ودر خصوص مسائل کاری تبادل نظر می کردیم.
ساعت 58/13دقیقه ناگهان از طریق شبکه اعلام خبر دیده بانی در پست فرماندهی حضور دو فروند هواپیمای میراز عراقی را در ارتفاع پائین و حدود 200الی 300 پا بالای سطح زمین در منطقه تحت کنترل ما اعلام گردید.
با اعلام این خبر شور و شوق و هیجان خاصی در منطقه حکم فرما شد. آژیر خطر در مراکز صنعتی فوق به صدا در آمد. پیام عملیاتی مبنی بر نزدیک شدن دو فروند هواپیمای عراقی به منطقه، از طریق شبکه ارتباطی بیسیم به مواضع ابلاغ گردید.


هواپیماهای دشمن با دور زدن شهر به طرف ما می آمدند

با نزدیک شدن هواپیمای دشمن به حریم هوایی منطقه اصفهان لحظه به لحظه موقعیت جدیدتری از طریق شبکه دیده بانی به پست فرماندهی اعلام و از طریق آن به مواضع ابلاغ می گردید. پرسنل هوشیار و تیز بین دیده بانی آن چنان دقیق و با هیجان وضعیت هواپیماهای دشمن را اعلام می نمودند که گویی با مدرن ترین سیستم اعلام خبر الکترونیکی از طریق ماهواره عملیات را کنترل می نمایند. هواپیماها جنوب شهر اصفهان را دور زده و از شمال پایگاه هوایی مستقر درمنطقه به قصد حمله به پالایشگاه و نیروگاه اصفهان به مواضع جنگ افزار نزدیک می شدند. پرسنل مواضع بی صبرانه خود را برای یک نبرد قهرمانانه آماده کرده بودند. با آمادگی هایی که مرتب به مواضع داده می شد، مواضع اسکای گارد و 23میلیمتری با حداکثر توان عملیاتی خود را آماده پذیرایی از مهمان ناخوانده کرده بودند.
گویی همه منتظر بودند که با توکل به خدای بزرگ عیدی بزرگی از آقا امام زمان (عج)دریافت نمایند. حالت اضطراب عجیبی بر منطقه حکم فرما شده بود و همه در انتظار آینده ای مبهم بودند. با توجه به تحرکاتی که دشمن چند روز گذشته علیه شهرها و مردم بی دفاع انجام داده بود، به جرات می توان گفت در صورت کسب موفقیت و افتخار در این لحظه حساس و سرنوشت ساز قوت قلبی برای رزمندگان ایجاد می گردید و موجب تقویت روحیه آنان می شد.



اولین تیرهای ضد هوایی شلیک شد

من با دقت مسیر پرواز اعلام شده را مشاهده می کردم. در ساعت 02/14دقیقه ناگهان با شنیدن صدای اولین رگبار جنگ افزارهای ضدهوایی حضور دو فروند هواپیمای دشمن بر فراز آسمان منطقه پالایشگاه تائید و کاملا با چشم رویت شد. با شلیک اولین رگبار، تیراندازی سایر جنگ افزارها به سمت هواپیماها آغاز و فرمان سد آتش به مواضع داده شد. گلوله های شلیک شده جنگ افزارها با سرخی و زیبایی خاصی اطراف هواپیماها را احاطه کرده بودند. خلبانان عراقی به هیچ وجه انتظار چنین پذیرایی را از سوی پرسنل پدافند نداشتند. جنگ افزارها که با همت پرسنل زحمت کش نگهداری سرویس شده بودند، همچون چلچله آواز می خواندند و تیراندازی آنها لحظه ای قطع نمی شد. سیستم رادارهای اسکای گارد همراه با جنگ افزارهای 35میلیمتری با رگبارهای دقیق و حساب شده ای روی هدف اجرای آتش می نمودند. صحنه ای بسیار مهیج و در عین حال پر اضطراب بود صدای رگبار گلوله ها لحظه ای قطع نمی شد ...


هواپیمای دشمن هدف قرار گرفت و سقوط کرد

ناگهان تیر خلاص شلیک شد و هدف مورد اصابت قرار گرفت و در مقابل چشمان تیزبین پرسنل پدافند و سایر پرسنل حاضر در منطقه، هواپیمای اول در هوا به آتش کشیده شد و کنترل آن از دست خلبان خارج شد و به سمت زمین سقوط کرد. توصیف آن لحظه با شکوه و غرور آفرین بسیار مشکل است.
عملیات چنان سریع و برق آسا انجام شد که شاید در حد یک خواب و خیال می توان آن را توصیف کرد. با سقوط اولین هواپیمای دشمن، تیراندازی روی هواپیمای دوم ادامه یافت و خلبان آن که متوجه سقوط هواپیمای لیدر شده بود و در میان آتش پر حجم پدافند گرفتار بود، موفق نشد به اهداف شوم خود برسد و با رها نمودن بمب ها در خارج از تاسیسات و قبول خسارات فراوان از طرف جنگ افزارهای پدافند، ناچار به فرار شد.


خلبان عراقی اسیر شد

چند لحظه بعد از سقوط هواپیمای عراقی در منطقه، از طریق شبکه ارتباطی یکی از مواضع سمت حمله اعلام شد خلبان هواپیما در موضع جنگ افزار با چتر سقوط نموده و به اسارت در آمده. با دریافت این پیام و کسب این پیروزی بزرگ شور و شوق خاصی بر منطقه حکم فرما گشت. صدای تکبیر بچه ها از شبکه ارتباطی و پست فرماندهی و ستاد گردان لحظه ای قطع نمی شد.
با دریافت خبر به اسارت درآمدن خلبان هواپیمای عراقی، اکیپی را جهت تحویل گرفتن او و انتقالش به ستاد گردان اعزام نمودم. پس از چند دقیقه تیم اعزامی همراه با خلبان به وسیله چند خودرو درحالی که چراغ ها را روشن کرده بودند و صدای بوق خودروها را به عنوان پیروزی به صدا درآورده بودندف به محوطه گردان رسیدند. چقدر پرسنل خوشحال بودند. از این که شاهد خوشحالی همکارانم بودم، اشک شوق در چشمانم حلقه زده بود. صحنه ای بسیار شیرین و به یاد ماندنی بود. گویی خستگی مدت ها کار و تلاش دسته جمعی و مداوم به سر آمده و همه اجر و پاداش خود را از آقا امام زمان (عج)گرفته بودند.
خلبان اسیر به اتاق فرماندهی هدایت شد. در همان ابتدای اسارت خلبان متوجه شدیم که وی به هنگام فرود با چتر از ناحیه دست آسیب دیده است. بلافاصله اکیپ اورژانس پالایشگاه به محل مراجعه و اقدام به کمک های اولیه و مداوای وی نمودند. این گونه اقدامات انسان دوستانه در کم تر جبهه جنگی می توان یافت و این چیزی نبود جز تعالیم قرآن و اسلام عزیز. با تحقیقات اولیه مشخص گردید خلبان اسیر شده سروان "طلال خلیل ابراهیم" 31ساله و اهل کاظمین، متاهل و دارای یک فرزند می باشد که لیدر تیم پروازی را عهده دار بوده است.



خبر سرنگونی هواپیمای عراقی به سرعت پخش شد

با سقوط هواپیمای عراقی آتش و دود زیادی به هوا برخاست و با توجه به درگیری ها و تیراندازی های فراوانی که انجام شده بود، کسانی که در نزدیکی منطقه عملیاتی فوق سکونت داشتند از در گیری و حمله هوایی مطلع شده و شدیدا احساس نگرانی می کردند. صف بنزین در جایگاه های بنزین به چندین کیلومتر رسیده بود؛ اما وقتی خبر سقوط هواپیما به گوش مردم رسید باعث خوشحالی بیش از حد مردم شهید پرور اصفهان گردید و صف بنزین شکسته شد و شهر حالت عادی خود را به دست آورد. خبر سقوط هواپیما و اسارت خلبان عراقی، در اخبار سراسری و رسانه های گروهی کشورمان و سایر کشورها از جمله رادیو عراق پخش شد.

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
سه‌شنبه 28 خرداد 1387



رئیس سازمان هواپیمایی کشوری گفت: با تصویب دولت 200 میلیون دلار برای توسعه و افزایش ناوگان به شرکت های هواپیمایی پرداخت شد.


حسین خانلری افزود: از ابتدای سال تاکنون 12 فروند انواع هواپیمای ایرباس و بویینگ به ناوگان مسافربری هوایی کشور افزوده شده است.

وی با بیان اینکه تابستان سال گذشته 5 میلیون 500 هزار مسافر با ناوگان هوایی جابجا شدند ، افزود : با ورود هواپیماهای جدید و ارائه خدمات بهتر به مسافران پیش بینی می شود افرادی که تابستان امسال با ناوگان هوایی سفر می کنند بیش از 10 درصد افزایش یابد.

معاون وزیر راه و ترابری پیش بینی 49 هزار پرواز داخلی و 13 هزار پرواز خارجی شرکت های داخلی و خارجی و 3800 پرواز فوق العاده را از برنامه های تابستانی بخش حمل و نقل هوایی مسافری کشور اعلام کرد و گفت : اولویت سازمان هواپیمایی کشوری رعایت ایمنی و سلامت پروازهاست و گروه های بازرسی استاندارد این سازمان با حضور مستمر در بخش تعمیر و نگهداری شرکت های هواپیمایی میزان آمادگی ناوگان را بازبینی و بازرسی می کنند
سه‌شنبه 28 خرداد 1387

با اتمام مذاکرات، یک فروند هواپیمای بوئینگ 747 باری بزودی به ناوگان هواپیمائی کشور افزوده می‌شود.

این هواپیما در مرحله اخذ مجوزهای پرواز بوده و به طور آزمایشی برای مدتی در خطوط پروازی داخلی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

احتمالا از این هواپیما برای حمل بار به مقصد کشورهای اروپایی به ویژه هلند استفاده می‌شود.
مذاکرات برای خرید این هواپیمای بوئینگ 747 باری ادامه دارد و روند مناسبی داشته است.


TC-AKZ شماره 747 کارگو می باشد که احتمالات حضورش در کشور پرنگ شده است.
این هواپیما هم اکنون در اختیار AnkAir قراردارد که همان World Focus Airlines  است.
این هواپیما چند روز پیش تحویل این شرکت هوایی شده است.شماره سریال آن 712/24134 و ساخت 15-09-1988 می باشد. موتورهای آن از نوع GE CF6-50E2 است .
رجیستر قبلی آن N134AP است .

نکته جالب در مورد این هواپیما کاکپیت جالب و آپدیت شده آن است .



http://www.airliners.net/photo/Boeing-747-21AC-SCD/1334988/M/

این هم کل مجموعه عکسهای این هواپیما :

http://www.airliners.net/search/photo.search?regsearch=N134AP&distinct_entry=true

منبع:http://aerospacetalk.ir

   1       2       3       4       5       6    >>

کد موسیقی برای وبلاگ